به گزارش اطلاع با ما ، فقیر : در پی کاهش رفاه، افت درآمد سرانه و گسترش فقر در دهه اخیر، بخشی از طبقه متوسط ایران به طبقهای جدید تبدیل شده که از نظر فرهنگی و ذهنی متوسط است، اما از نظر اقتصادی در وضعیت شکننده قرار دارد. این «طبقه متوسط فقیر» با پیوند دادن مطالبات اقتصادی و اجتماعی، نقش مهمی در تحولات سالهای اخیر ایفا کرده و ساختار طبقاتی جامعه را پیچیدهتر از گذشته کرده است.
در دهههای گذشته، طبقه متوسط به عنوان موتور محرک توسعه اجتماعی و فرهنگی شناخته میشد. این طبقه معمولاً تحصیلکرده، شهرنشین و دارای دسترسی به رسانهها و نهادهای مدنی بود و نقش مهمی در مشارکت سیاسی و تولید فرهنگی ایفا میکرد.
اما روندهای اقتصادی سالهای اخیر نشان میدهد اندازه این طبقه بهتدریج کاهش یافته است. افت درآمد سرانه، کاهش مصرف واقعی خانوار و افزایش جمعیت زیر خط فقر، بخشی از خانوارهای متوسط را به سمت نااطمینانی اقتصادی سوق داده است. نتیجه این فرآیند، شکلگیری گروهی است که از نظر سبک زندگی و آرزوها به طبقه متوسط تعلق دارد، اما از نظر معیشتی در وضعیت شکننده قرار گرفته است.
«طبقه متوسط فقیر» را میتوان گروهی دانست که سرمایه فرهنگی و آموزشی طبقه متوسط را دارد، اما از امنیت اقتصادی آن بیبهره است. این گروه عمدتاً شامل جوانان تحصیلکرده، دارای مهارتهای دیجیتال و آشنا با جهان رسانهای است که با بیکاری، اشتغال ناپایدار یا درآمد ناکافی مواجهاند.
ویژگی اصلی این طبقه، آگاهی از فرصتهای موجود در جهان معاصر و همزمان تجربه محدودیت در دسترسی به آنهاست. آنان نه کاملاً در موقعیت طبقه متوسط تثبیتشدهاند و نه بهطور کامل با طبقه فرودست همسان شدهاند؛ بلکه در وضعیتی برزخی قرار دارند که قرار بود موقتی باشد، اما به وضعیتی پایدار تبدیل شده است.
در دهههای ۷۰ و ۸۰، تحلیلها معمولاً اعتراضات اجتماعی را به یکی از دو طبقه متوسط یا فرودست نسبت میدادند. اما در سالهای اخیر، همپوشانی مطالبات اقتصادی و فرهنگی نشان میدهد تفکیک ساده گذشته دیگر کارآمد نیست.
طبقه متوسط فقیر بهدلیل تجربه همزمان فشار اقتصادی و نادیدهگرفتهشدن مطالبات اجتماعی، نقش واسط میان این دو طبقه را ایفا میکند. این همراستایی سبب شده مطالبات معیشتی و خواستههای فرهنگی در بسیاری از تحولات اجتماعی اخیر در کنار هم قرار گیرند.
گستردگی طبقه متوسط معمولاً با ثبات اجتماعی، مشارکت مدنی و توسعه اقتصادی پیوند دارد. این طبقه ظرفیت سازماندهی، مطالبهگری مدنی و تولید سرمایه اجتماعی را دارد.
کوچکشدن آن میتواند پیامدهایی مانند کاهش سرمایه اجتماعی، افزایش بیثباتی اقتصادی و تشدید احساس نابرابری را به دنبال داشته باشد. هنگامی که بخش قابل توجهی از جامعه در موقعیتی بینابینی و ناامن قرار گیرد، انتظارات و نارضایتیها بهطور همزمان افزایش مییابد.
تحولات سالهای اخیر نشان میدهد جامعه ایران دیگر بهسادگی در قالب دو طبقه قابل تحلیل نیست. گروهی شکل گرفته که هم دغدغه معیشت دارد و هم مطالبات فرهنگی و اجتماعی را دنبال میکند.
در چنین شرایطی، سیاستگذاری صرفاً اقتصادی یا صرفاً فرهنگی نمیتواند پاسخگوی این پیچیدگی باشد. مدیریت این وضعیت نیازمند رویکردی جامع است که هم به ثبات اقتصادی و هم به تقویت سرمایه اجتماعی توجه کند.
پدیدار شدن طبقه متوسط فقیر در ایران نتیجه همزمان فشارهای اقتصادی و تغییرات اجتماعی است. این طبقه نه تنها محصول کوچکشدن طبقه متوسط است، بلکه به یکی از بازیگران مهم تحولات اجتماعی تبدیل شده است.
در نهایت، نادیده گرفتن این تغییر ساختاری میتواند شکافهای اجتماعی را عمیقتر کند؛ در حالی که شناخت دقیق آن میتواند مبنایی برای سیاستگذاری متوازنتر فراهم آورد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ