به گزارش اطلاع با ما ، صنایع ایران زیر فشار بیبرقی: از سال ۱۳۹۸ تاکنون، قیمت برق صنایع با افزایشی در حدود ۳۲ تا ۳۳ درصد روبرو بوده که همراه با قطعیهای مکرر برق، فشار زیادی به بخش تولید وارد کرده است. این وضعیت، علاوه بر کاهش سودآوری کارخانهها، باعث اختلال در تولید، تهدید اشتغال و کاهش جذابیت سرمایهگذاری خارجی در ایران شده است. در حالیکه کشورهایی مانند ارمنستان و عراق گاهی برق مازاد دارند، ایران از گزینه واردات برق در زمان کمبود استفاده نکرده است. به نظر میرسد بدون برنامهریزی جامع، اصلاح ساختار مدیریتی و بهرهگیری از راهکارهای ساده، بحران انرژی در کشور تداوم خواهد داشت.
در سالهای اخیر، افزایش قیمت برق صنایع به همراه قطعیهای گسترده برق در کشور، به یکی از مهمترین چالشهای تولیدکنندگان داخلی تبدیل شده است. از سال ۱۳۹۸ تاکنون، قیمت برق برای بخش تولید بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته، در حالی که ظرفیت تولید برق متناسب با رشد نیاز صنایع توسعه نیافته است.
صنعت به عنوان یکی از پایههای اقتصاد هر کشور، برای حفظ پایداری تولید خود نیازمند دسترسی پایدار به انرژی است. قطعی برق در صنایع نهتنها تولید را متوقف میکند، بلکه باعث وارد آمدن خسارتهای مستقیم و غیرمستقیم میشود. بسیاری از کارخانهها امکان استفاده از ژنراتور یا نیروگاههای خصوصی را ندارند، چرا که این روشها هزینهبر بوده و خارج از توان مالی اکثر واحدهای تولیدی است.
با افزایش نرخ برق و سایر حاملهای انرژی، صنایع با افزایش هزینههای تولید مواجه شدهاند. در شرایطی که بازار داخلی محدود و صادرات نیز با مشکلات متعددی روبروست، افزایش هزینهها میتواند سودآوری بنگاهها را تحتتأثیر قرار داده و برنامههای توسعهای آنها را متوقف سازد.
برخی کشورهای همسایه مانند ارمنستان، ترکمنستان و عراق در برخی فصول سال دارای مازاد برق هستند. استفاده از مکانیزم واردات موقت برق میتوانست راهحلی کوتاهمدت برای کاهش اثرات قطعیها باشد. با این حال، این ابزار ساده در ایران بهدرستی بهکار گرفته نشد و صنایع مجبور به تحمل شرایط سخت شدند.
قطع مکرر برق و افزایش نرخ آن، نهتنها تولید داخل را با بحران مواجه میکند، بلکه سرمایهگذاری خارجی و توسعه صادرات را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. سرمایهگذاران به دنبال پایداری در زیرساختها هستند و انرژی یکی از مهمترین مؤلفههای تصمیمگیری آنهاست.
مشکل انرژی در ایران، تنها به کمبود منابع مرتبط نیست، بلکه چالش اصلی در نحوه مدیریت منابع و برنامهریزی آیندهنگرانه است. در حالی که کشور از منابع گازی قابل توجهی برخوردار است، عدم توسعه متوازن شبکه تولید، انتقال و توزیع برق باعث بروز ناترازی شده است.
استفاده از انرژی خورشیدی، گازی و حتی واردات موقت برق میتواند به تأمین پایدار انرژی کمک کند.
استفاده از تجهیزات کممصرف، هوشمندسازی سیستمهای تولید و آموزش بهرهبرداران میتواند مصرف برق را تا حد زیادی کاهش دهد.
بخش خصوصی میتواند در توسعه نیروگاههای کوچکمقیاس مشارکت داشته باشد، بهشرطی که دولت حمایتهای لازم را فراهم کند.
ایجاد تعادل میان تولید و مصرف از طریق پیشبینی بار شبکه، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و حمایت از صنعت سبز از الزامات پایداری انرژی است.
تداوم بحران برق در صنایع، زنگ خطری برای تولید، اشتغال و اقتصاد کشور است. با توجه به ظرفیتهای موجود در کشور و راهکارهای آزمودهشده در دنیا، میتوان با اصلاح ساختار مدیریتی، سرمایهگذاری هدفمند و برنامهریزی جامع، از تشدید این بحران جلوگیری کرد. **قطعی برق نباید به یک بحران پایدار تبدیل شود**؛ نیاز است تا تصمیمسازان با رویکردی علمی و مشارکتی، برای تأمین پایدار انرژی در بخش صنعت چارهاندیشی کنند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ