به گزارش اطلاع با ما ، شکافها بین تهران و واشنگتن: خبر پاسخ رسمی ایران به نامه رئیسجمهور آمریکا در خصوص مذاکرات هستهای، همچنان بخشی از گمانهزنیهای اغلب رسانههای جهان است و تحلیلهای مختلفی درباره آن منتشر میشود.
برخی رسانهها متنهایی ادعایی از محتوای این نامه منتشر میکنند و برخی منابع و گزارشها بر تحلیل چرایی و چشمانداز اعلام آمادگی ایران برای مذاکره غیرمستقیم صرفاً بر سر برنامه هستهای، بر اساس احترام متقابل و چارچوب توافق سال ۲۰۱۵ منتشر میکنند.
ناظران معتقدند که تهران همچنان بر رفع تحریمها بهعنوان پیششرط اصلی تأکید دارد و از مذاکره تحت فشار یا تهدید خودداری میکند؛ اما پاسخ دادن به نامه نشاندهنده باز نگه داشتن پنجره دیپلماسی است.
از آن سو دونالد ترامپ بار دیگر ایران را تهدید کرده و این موضوع حتی تا حدی محتوای پاسخ ایران به آمریکا را به حاشیه برده است.
بسیاری دلایل تهدید دوباره ایران از سوی ترامپ را رویکرد همیشگی وی به تهدید و ارعاب ارزیابی میکنند، اما به نظر میرسد نحوه پاسخ ایران که مبتنی بر اجبار آمریکا به احترام به جایگاه ایران بوده، در خشم رئیسجمهور آمریکا بیتاثیر نبوده است.
آمریکا نامه را از طریق امارات متحده به تهران ارسال کرد اما ایران تصمیم گرفت پاسخ نامه را از سوی عمان به ترامپ تحویل دهد.
ترامپ در نامه خود خواستار مذاکره مستقیم بوده که به اعتراف خودش همراه با ضربالاجل بوده اما ایران با «مذاکره غیرمستقیم» بدون پیششرط موافقت کرد.
به تعبیر تحلیلگران آمریکایی، ایران سیاست بینابین در پیش گرفت که نه حاضر است با ترامپ مذاکره کند و نه اینکه مذاکره را کنار بگذارد.
ناظران معتقدند گویا هر دو طرف، با ارسال نامه در حال ارزیابی یکدیگر و باز کردن کاناهای عمومی و خصوصی گفتگو هستند؛ یعنی فرصتی برای دو هر طرف.
به گفته کارشناسان، نه تنها ایران در یک چهاراه مهم تاریخی، بلکه آمریکا و اسرائیل نیز در یک پیچ تاریخی قرار گرفتهاند و اگر هر کدام نتوانند به خوبی بازی کند منجر به هدف جنگی گسترده خواهند شد.
رسانههای منطقهای معتقدند پیام آمریکا و پاسخهای بعدی ایران پیچیدگی وضعیت دیپلماتیک بین دو طرف را افزایش داده است.
طبق برآورد ناظران تحولات منطقه، تهران دیدگاه بازی برای مذاکره دارد، اما با شرایط خودش؛ و همزمان میخواهد از فشارها و تهدیدهای بیشتر اجتناب کند.
از سوی دیگر، ایران به دنبال ایجاد توازن بین احتیاط و باز بودن فرصتهای گفتگو است و در عین حال تأکید میکند که هرگونه تحول دیپلماتیک باید مبتنی بر اعتماد متقابل و درک روشن باشد.
تهران معتقد است که فضای واشنگتن، فضای مناسبی برای مذاکره مستقیم نیست؛ چون با دیکته و تهدید همراه است.
همچنان صاحب نظران استراتژیک مشغول تحلیل این موضوع هستند که چگونه فصل مشترکی بین تهران و واشنگتن ایجاد خواهد شد؟
ایران خواستار مذاکرات غیرمستقیم به میزبانی و میانجیگری مسقط است اما آمریکا خواستار مذاکرات مستقیم به میزبانی امارات متحده است.
از نظر ایران عمان به دلیل سیاست اصولی خود در ایجاد یک محیط بیطرف، قابل اعتماد است. بر اساس تجارب متعدد، عمان در کمک ب توافق بین ایران و آمریکا نیز موفقتر از سایر گزینهها بوده است.
از این نگاه مهمترین نکته این است که عمان گفتوگوهای ایران و آمریکا را از هرگونه مداخله یا فشار مستقیم و سریع اسرائیل که تلاش کرده و میکند تأثیری منفی بر روند مذاکرات و یا تغییر محتوای پیامها داشته باشد، حفظ خواهد کرد.
با این حال با وجود شکاف عمیق بین ایران و امریکا، میتوان موضوع میزبانی دورهای بین عمان و امارات متحده را نیز در نظر داشت.
موضوع قدمهای بعدی در مذاکرات بین ایران و آمریکا نیز میتواند پس از اولین و دومین دور مذاکرات غیرمستقیم تعیین گردد.
بسیاری از ناظران معتقدند در صورت عدم ابتکار عمل، سناریوی جایگزین گسترش منازعه در منطقه است.
اما تمایل ظاهری هر دو طرف به پرهیز از درگیری نظامی مستقیم، نشانه مثبتی است؛ ترامپ توافق را ترجیح میدهد و ایران نیز خواستار جنگ نیست و بر این اساس بطور صریح تاکید دارد که تمایلی به ساخت بمب اتم ندارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ