کد خبر : 205282
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۷

چگونه روایت‌های غلط، سیاست‌گذاری ایران را به مسیر نادرست کشاندند؟

روایت‌ های غلط در اقتصاد ایران

روایت‌ های غلط در اقتصاد ایران
طی دهه‌های گذشته، مجموعه‌ای از روایت‌های نادرست درباره ریشه مشکلات اقتصادی ایران، در سطح افکار عمومی و سیاست‌گذاری غالب شده‌اند؛ روایت‌هایی که نسخه‌های پرهزینه‌ای همچون ریاضت بودجه‌ای، حذف حمایت از تولید، گران‌سازی انرژی، کوچک‌سازی دولت، آزادسازی نرخ ارز و اولویت صادرات خام را به اقتصاد ایران تحمیل کرده‌اند.

روایت‌ های غلط در اقتصاد ایران

به گزارش اطلاع با ما ،طی دهه‌های گذشته، مجموعه‌ای از روایت‌ های غلط در اقتصاد ایران، در سطح افکار عمومی و سیاست‌گذاری غالب شده‌اند؛ روایت‌هایی که نسخه‌های پرهزینه‌ای همچون ریاضت بودجه‌ای، حذف حمایت از تولید، گران‌سازی انرژی، کوچک‌سازی دولت، آزادسازی نرخ ارز و اولویت صادرات خام را به اقتصاد ایران تحمیل کرده‌اند. این تحلیل، نقدی‌ست بر این ذهنیت‌های تثبیت‌شده و لزوم بازنگری در مسیر تصمیم‌سازی.

روایت‌ های غلط در اقتصاد ایران

در مسیر پر فراز و نشیب اقتصاد ایران، آنچه بیش از همه ضربه زده، نه صرفاً تحریم یا ناکارآمدی اجرایی، بلکه تسلط روایت‌های نادرست بر ذهن تصمیم‌سازان و افکار عمومی است؛ روایت‌هایی که با تحلیل‌های ساده‌انگارانه، نسخه‌هایی پرهزینه و ناعادلانه برای اقتصاد ایران پیچیده‌اند. در ادامه، به ۱۳ مورد از این روایت‌های غالب اما خطرناک و پیامدهای سیاستی آن‌ها می‌پردازیم:

۱. «کسری بودجه منشأ اصلی تورم است»

این تحلیل باعث شد که به‌جای اصلاح ساختار درآمدی دولت، سیاست سرکوب مالی و ریاضت بودجه‌ای تجویز شود؛ یعنی کاهش مخارج عمرانی و فریز دستمزدها به‌نام کنترل تورم، در حالی‌که منشأ اصلی تورم در بسیاری موارد شوک‌های ارزی و ساختاری بوده‌اند، نه فقط کسری بودجه.

۲. «مردم پرمصرف‌اند»

در حالی که عمده مردم درگیر فقر انرژی هستند، این گزاره منجر به گران‌سازی مکرر حامل‌های انرژی از جمله برق، بنزین و گاز تا سطح دلاری شد؛ بدون آن‌که الگوی مصرف یا عدالت انرژی اصلاح شود.

۳. «دولت ناکارآمد است»

این نگاه، با کوچک‌سازی افراطی دولت، به نفع بازارهای مالی و بانک‌ها، سبب واگذاری اختیارات اقتصادی به بازیگران غیرپاسخ‌گو شد؛ نتیجه آن، تورم دارایی، سوداگری و تشدید نابرابری بود.

۴. «بانک‌ها از تسهیلات تکلیفی ضرر می‌کنند»

در حالی که بخش عمده خلق پول بانک‌ها در بخش غیرمولد هزینه می‌شود، این روایت به حذف حمایت‌های سیاستی از تولید منجر شد و راه را برای افزایش بی‌ضابطه تسهیلات غیرمولد باز کرد.

۵. «نقدینگی، عامل اصلی تورم است»

چنین تحلیلی موجب شد که دولت‌ها ریشه تورم را صرفاً در پول جست‌وجو کنند، نه در شوک‌های ارزی، فساد ساختاری یا ناکارآمدی واردات. نتیجه آن، سیاست‌های انقباضی بود که رشد را نیز قربانی کرد.

۶. «یارانه تولید مضر است»

این ذهنیت باعث شد سیاست‌گذار به‌جای حمایت هدفمند از تولید، صرفاً بر یارانه مصرف تمرکز کند؛ غافل از این‌که بدون تولید، نه اشتغال پدید می‌آید و نه رفاه پایدار.

۷. «افزایش نرخ ارز مفید است»

برخی تصمیم‌گیران، افزایش نرخ ارز را راهی برای تقویت صادرات دانستند، اما آنچه حاصل شد، سقوط ارزش پول ملی، افزایش تورم و گسترش فقر درآمدی بود، بدون آن‌که صادرات باارزش افزوده به‌طور پایدار تقویت شود.

۸. «صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی دلسوز ما هستند»

با این باور، سیاست‌هایی نظیر تعدیل ساختاری، خصوصی‌سازی بی‌ضابطه و کاهش نقش دولت اجرا شد؛ در حالی‌که تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد مسیر توسعه، نیازمند راهبرد بومی و حمایت هوشمندانه دولتی است.

۹. «اف‌ای‌تی‌اف راه نجات است»

در حالی که عدم شفافیت مالی معضل واقعی اقتصاد ایران است، گره‌زدن آن به تصویب یک نهاد بین‌المللی خاص مانند FATF، ساده‌سازی مفرط بود که انتظارات کاذب در جامعه ایجاد کرد.

۱۰. «قیمت‌ها باید واقعی شوند»

منظور از واقعی‌سازی قیمت‌ها، گران‌سازی است؛ بدون اصلاح ساختار تولید یا تقویت قدرت خرید. نتیجه این ذهنیت، گرانی سیستماتیک، تشدید نارضایتی و کاهش مصرف داخلی بوده است.

۱۱. «همه مشکلات به‌خاطر تحریم است»

تحریم واقعیتی تلخ است، اما محدود کردن تمام بحران‌ها به تحریم، سبب غفلت از ده‌ها چالش داخلی شد و تعامل صرف با غرب به‌عنوان تنها راه‌حل، خود به بن‌بست دیگری انجامید.

۱۲. «جایگزینی واردات شکست خورده»

در حالی که کشورهای موفق از همین استراتژی توسعه یافته‌اند، ایران به صادرات مواد خام بسنده کرد؛ درنتیجه، اقتصاد کشور در تله خام‌فروشی و بی‌ارزشی تولید داخلی گرفتار شد.

۱۳. «یارانه پنهان ناعادلانه است»

این گزاره، منجر به طراحی بازارهای شبه‌آزاد انرژی شد که در آن، خانوارها بر اساس فرمول‌های پیچیده سهمیه‌بندی می‌شوند؛ بدون آن‌که بستر فناوری یا عدالت اجتماعی آن فراهم شده باشد.

جمع‌بندی

اقتصاد ایران بیش از آن‌که قربانی کمبود منابع یا تحریم باشد، قربانی ذهنیت‌های نادرست و روایت‌های مسلط است. هر روایتی که ساده‌سازی کند، از زمینه‌ها و پیامدها غافل شود و نسخه‌هایی تقلیدی تجویز کند، نه‌تنها مشکل‌گشا نیست، بلکه مخرب‌تر از بحران‌های بیرونی خواهد بود. اکنون وقت آن است که ساختار سیاست‌گذاری اقتصادی بر پایه تحلیل‌های واقعی، علمی و بومی بازنگری شود.

 

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.