به گزارش اطلاع با ما ، پول ملی: داستانی که با مقایسهی وزن ۱۲ کیلوگرم اسکناس و یک سکهی ۸ گرمی آغاز میشود، فقط یک تشبیه اغراقآمیز نیست؛ بلکه یک مشاهدهی عینی از سقوط ارزش پول ملی در اقتصاد تورمی است.
۱. افزایش شدید حجم اسکناس برای انجام یک معامله: اگر دهها سال پیش برای خرید یک دارایی، چند برگ اسکناس کافی بود، امروز برای همان مقدار ارزش باید «بستههای» اسکناس حمل کرد. – ۱۲۳ میلیون تومان = حدود ۱۲ هزار برگ اسکناس ۱۰ هزار تومانی
این یعنی پول ملی بهجای اینکه ابزار مبادله باشد، به «یک جسم فیزیکی سنگین» تبدیل شده است.
۲. افزایش هزینههای معاملاتی: نگهداری، امنیت، شمارش، انتقال و حتی ذخیرهسازی اسکناس در چنین حجمهایی، خود یک هزینه است. این وضعیت در اقتصادهای تورمی با سرعت بالا رخ میدهد و باعث کوچ سرمایه به سمت داراییهای فشردهتر مثل طلا، ارز و داراییهای خارجی میشود.
گسست میان پول اسمی و ارزش واقعی: همانطور که کارشناس اشاره کرده، وقتی ۱۲ کیلوگرم اسکناس نمایندهی ارزش یک سکهی ۸ گرمی میشود، یعنی پول ملی دیگر قادر به حفظ نقش خود بهعنوان واحد سنجش ارزش نیست.
این روند فقط در ایران یا امروز رخ نمیدهد؛ هر اقتصاد تورمی نهایتاً مجبور میشود:
تا وزن، حجم و هزینه مبادله کاهش یابد.
پول تنها وقتی پول است که سه کارکرد داشته باشد: ۱) واحد سنجش ارزش ۲) وسیله مبادله
در اقتصاد تورمی، کارکرد سوم سقوط میکند و دو مورد اول نیز تضعیف میشوند.
پیوند بحث: چگونه این وضعیت به موضوع بنزین و یارانهها مرتبط است؟
ولی هزینه واقعی تولید آنها بالا میرود. وقتی دولت قیمت بنزین را ثابت نگه میدارد، ولی هزینهها بالا میرود، مجبور است:
و چاپ پول = تورم بیشتر
چون کسانی که خودرو دارند، بیشتر از یارانه انرژی بهرهمند میشوند.
چون پول رسمی دیگر «اعتمادآور» نیست. این امر خود باعث افزایش تقاضا برای داراییهای خارجی و افزایش فشار ارزی میشود.
آنچه در روایت ۱۲ کیلوگرم اسکناس و یک سکه ۸ گرمی دیده میشود، تصویری روشن از پیامدهای زیر است:
و مردم برای حفظ ارزش، به «داراییهای تراکمبالا» مثل طلا پناه میبرند
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ