به گزارش اطلاع با ما ، مکانیسم ماشه: بازگشت دوباره بحث مکانیسم ماشه، نه فقط یک مناقشه سیاسی بلکه یادآور یکی از پیچیدهترین بازیهای دیپلماتیک ایران در دوران برجام است. در حالی که سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، طراح این بند را تیم ظریف دانسته، اسناد رسمی آمریکا نشان میدهد طراح اصلی مکانیسم ماشه خود روسیه بوده است. این تناقض تازه، شکاف روابط تهران و مسکو را بیش از پیش آشکار کرده است.
اظهارات تازه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، درباره منشأ مکانیسم ماشه بار دیگر توجه رسانهها را به این پرونده قدیمی جلب کرد. او مدعی شد که «ایران با پذیرش بند مکانیسم ماشه در برجام، خود وارد دام حقوقی شد». سخنی که نهتنها در تهران جنجالی شد، بلکه نشانهای از شکاف دیپلماتیک در روابط ایران و مسکو به شمار میرود.
عباس عراقچی، معاون وقت وزیر خارجه ایران، در واکنش تأکید کرد: «بازگشت قطعنامههای لغوشده شورای امنیت وجاهت حقوقی ندارد»؛ موضعی که از سال ۲۰۱۵ تاکنون موضع رسمی تهران بوده است. اما این بار، بحث از سطح حقوقی فراتر رفت و جنبه سیاسی و تاریخی به خود گرفت.
برخلاف ادعای لاوروف، بررسی اسناد رسمی و کتاب «ترس یعنی شکست» نوشته وندی شرمن، معاون وقت وزیر خارجه آمریکا، نشان میدهد طراح اصلی مکانیسم ماشه، روسیه بود.
«لاوروف نقشی کلیدی در طراحی سازوکاری داشت که رأیگیری شورای امنیت را معکوس کرد تا هم حق وتو برای اعضا حفظ شود و هم بازگشت تحریمها علیه ایران سریع انجام گیرد.»
این سازوکار که بعدها به عنوان Snapback Mechanism شناخته شد، در واقع با هدف حفظ منافع روسیه و آمریکا تدوین شد؛ زیرا هر دو کشور نگران بودند از ساختار تصمیمگیری شورای امنیت حذف شوند.
در فایل صوتی منتشرشده از گفتوگوی محمدجواد ظریف با سعید لیلاز در سال ۱۴۰۰، او بهصراحت گفت که «روسیه در هفته پایانی مذاکرات برجام تمام تلاش خود را برای شکست توافق انجام داد.» ظریف حتی از لحن تحقیرآمیز لاوروف در جلسات نهایی یاد کرده و گفته بود که روسیه از موفقیت ایران در برجام «غافلگیر و ناخشنود» بود.
پس از انتشار این فایل، روابط ظریف و مسکو به سردی گرایید. روسیه نهتنها این ادعاها را رد کرد، بلکه در بیانیهای رسمی، وزیر خارجه پیشین ایران را «فاقد تخصص لازم» خواند.
مرور رفتارهای کرملین در سالهای اخیر، این فرضیه را تقویت میکند که روسیه هرگاه منافعش اقتضا کرده، از کارت ایران برای امتیازگیری از غرب استفاده کرده است. از رأی مثبت به قطعنامههای تحریمی شورای امنیت در سال ۲۰۱۰ گرفته تا تأخیر در تحویل سامانه اس-۳۰۰ و خروج شرکتهای روسی از پروژههای نفتی، همه نشانههایی از بدعهدیهای مستمر مسکو هستند.
در جریان جنگ اخیر ایران و اسرائیل نیز، روسیه هیچ موضع حمایتی روشنی اتخاذ نکرد و حتی تأکید کرد که «ایران درخواستی برای کمک نظامی نداده است». این سکوت سنگین، در نگاه کارشناسان ایرانی، بیش از هر چیز نشانه فاصله واقعی دو کشور بود.
طرح «پیمان جامع همکاری ایران و روسیه» که قرار بود به روابط دو کشور عمق استراتژیک بدهد، هنوز از مرحله مذاکرات فراتر نرفته است. لاوروف نیز بارها گفته این توافق شامل مسائل دفاعی نیست. در مقابل، در ماجرای کریدور زنگهزور، روسیه عملاً از مواضع باکو و آنکارا حمایت کرد؛ اقدامی که میتواند ارتباط زمینی ایران با ارمنستان را قطع کند و عملاً منافع ژئوپلیتیکی تهران را تهدید کند.
سخنان لاوروف، بار دیگر نشان داد که تکیه بیش از حد به شرق همان اندازه خطرناک است که دشمنی مطلق با غرب. روسیه نه شریک استراتژیک ایران است و نه حاضر است بهخاطر تهران با غرب درگیر شود. سیاست خارجی ایران تنها در صورتی میتواند موفق باشد که بر موازنه و استقلال تصمیمگیری تکیه کند، نه بر وابستگی به قدرتهای جهانی.
ماجرای اخیر نشان داد که روایتهای روسیه از تاریخ برجام، بیشتر با هدف تطهیر نقش خود و تضعیف چهره دیپلماسی ایران مطرح میشود. با این حال، درس اصلی برای سیاست خارجی ایران روشن است:
«وابستگی به شرق، اگر جایگزین تعامل متوازن با جهان شود، همان دامی خواهد بود که مکانیسم ماشه در برجام بود.»
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ