به گزارش اطلاع با ما هر پدر و مادری میخواهد فرزندش بهترین مسیر رشد را طی کند؛ مسیری که به دانش، مسئولیتپذیری و تعلق به جامعه ختم شود. اما واقعیت تلخ این است که حق ساده و بدیهی آموزش برابر، به میدان رقابتی ناعادلانه تبدیل شده است؛ رقابتی میان امکانات و محدودیتها و میان تبعیض و عدالت.
کیفیت آموزش را نمیتوان صرفاً با نمرهها و رتبهها سنجید. مدرسه باید به دانشآموز بیاموزد چگونه فکر کند، چگونه با چالشهای زندگی کنار بیاید و چگونه مسئله حل کند. اما مدارس دولتی در ایران با مشکلاتی مثل کلاسهای پرجمعیت و کمبود امکانات روبهرو هستند.
در سوی دیگر ماجرا، مدارس غیردولتی با شهریههای نجومی به والدین وعده کیفیت میدهند؛ وعدهای که همیشه هم محقق نمیشود. بسیاری از این مدارس، برخلاف تبلیغات پر زرق و برق، فاقد کادر آموزشی مجرب و امکانات واقعی هستند.
هر تابستان والدین درگیر انتخاب مدرسه برای فرزندشان میشوند. خانوادههای کمبرخوردار دلنگرانند که نکند فرزندشان بهخاطر محدودیت مالی از فرصتهای برابر بازبماند، و خانوادههای متوسط نیز از فشار شهریههای چندده میلیونی مدارس خصوصی رنج میبرند.
* مادری: «میترسم دخترم در مدرسه دولتی عقب بماند. شهریه غیردولتیها برای ما غیرممکن است.» * پدری: «میخواهیم بچههایمان آماده زندگی شوند، اما کلاسهای شلوغ مدارس دولتی واقعاً نگرانکننده است.» * مادر دیگری: «مدام از این ترس رنج میبرم که نکند فرزندم از همسنهایش عقب بماند.»
کارشناسان آموزشی هشدار میدهند که رشد بیرویه مدارس خصوصی به معنای تعمیق نابرابری است. شکافی که فقط در آموزش باقی نمیماند، بلکه به سستی و از همگسیختگی اجتماعی دامن میزند.
مدارس دولتی همچنان سنگر اصلی آموزش میلیونها کودک و نوجوان ایرانی هستند. برای رسیدن به جامعهای سالم و پویا، برابری آموزشی باید در اولویت سیاستگذاریها قرار گیرد و حمایت از مدارس دولتی به یک ضرورت ملی تبدیل شود.
عدالت آموزشی نه یک شعار، بلکه ستون عدالت اجتماعی است. آینده ایران وابسته به این است که نور آموزش در مدارس دولتی خاموش نشود و همه کودکان، فارغ از وضعیت مالی خانوادهها، از حق برابر یادگیری و رشد برخوردار باشند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ