به گزارش اطلاع با ما ، خاموشی بیبرنامه، تدبیر بیپاسخ: قطعی گسترده برق در کشور نهتنها زندگی روزمره شهروندان را مختل کرده، بلکه به تولید، آموزش، و بهرهوری عمومی نیز آسیب زده است. این بحران، برخلاف تصور رایج، ناشی از تخریب ناگهانی زیرساختها نیست، بلکه حاصل بیبرنامگی، عدم پیشبینی و مدیریت ضعیف در شرایط مشابه گذشته است. مردم امروز بیش از خاموشی برق، از خاموشی پاسخگویی و تدبیر ناراضیاند.
بحران برق در ایران اتفاق تازهای نیست. فرسودگی شبکه، محدودیت در ظرفیت تولید و افزایش مصرف، سالهاست که وجود دارد. اما در دولتهای قبل، با همین شرایط، قطعی برق گسترده تجربه نمیشد. برنامهریزی مشخص، تقسیم عادلانه زمانهای خاموشی، اطلاعرسانی منظم و اولویتبندی در مصرف باعث شده بود فشار کمتری به مردم و صنایع وارد شود. حال آنکه امروز، با همان زیرساختها، مدیریت ناهماهنگ و تصمیمگیری لحظهای باعث گسترش نارضایتی عمومی شده است.
در ابتدا گفته شد که هدف از خاموشیها، حفظ برق صنایع و بخش تولید است. اما بهسرعت مشخص شد که کارخانهها نیز از قطعی برق بینصیب نیستند. خاموشیهای ناگهانی، بدون اعلام قبلی و در ساعات حساس کاری، نهتنها روند تولید را متوقف کرده، بلکه باعث خسارت مالی به کسبوکارها نیز شده است. این وضعیت نشان میدهد که نه الویتبندی مصرف بهدرستی انجام شده و نه مدیریت تقاضا در دستور کار بوده است.
دولت در واکنش به اوجگیری مصرف برق، تصمیم به کاهش ساعات اداری گرفت. هدف، کاهش مصرف بود؛ اما در عمل، این تصمیم موجب کاهش بهرهوری، تعویق خدماترسانی و افزایش نارضایتی عمومی شد. بسیاری از شهروندان برای انجام کارهای ضروری اداری، با صفهای طولانی یا مراجعات بینتیجه مواجه شدند. بحران مدیریت شده نبود؛ بلکه تصمیم، خودش بحرانزا شد.
از دیگر تبعات ناهماهنگی، تغییر ساعات شروع مدارس بود؛ تصمیمی که نهتنها بهصورت یکپارچه و با برنامه اجرا نشد، بلکه خانوادهها را دچار سردرگمی کرد. بسیاری از والدین مجبور شدند زمانبندی کاری و شخصی خود را به هم بزنند، در حالی که هدف اصلی صرفهجویی در مصرف برق، بهصورت ملموس محقق نشد.
سؤال اساسی مردم این است که چرا با وجود هشدارهای مستمر کارشناسان، تدابیر مؤثری برای تولید یا مدیریت مصرف اندیشیده نشده است؟ چرا تصمیمات، همواره در لحظه، اضطراری و بدون مشورت جمعی اتخاذ میشود؟ جامعه امروز از کمبود پاسخگویی، بیشتر از کمبود برق رنج میبرد.
بحران برق این روزها، بیش از آنکه ریشه در فرسودگی یا کمبود داشته باشد، به ضعف در مدیریت، بیبرنامگی و فقدان پاسخگویی شفاف بازمیگردد. وقتی تصمیمگیریها بدون اطلاعرسانی، پیشبینی و در نظر گرفتن تبعات اجتماعی انجام میشود، نتیجه آن چیزی جز افزایش فشار بر مردم، توقف تولید و سلب اعتماد عمومی نیست. راهحل پایدار، نه در کاهش ساعت کار یا تغییر برنامه مدارس، بلکه در بازنگری کامل رویکرد مدیریتی کشور نسبت به بحرانهای قابل پیشبینی است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ