به گزارش اطلاع با ما ، جنگ هراسی؛ شگرد آمریکا: سید علیرضا آلداود – سن تزو میگوید: بهترین مبارزان آنهایی هستند که بدون اینکه مجبور به جنگ شوند به خواسته خود میرسند!جنگهراسی بهعنوان یک پدیده روانشناختی و اجتماعی، در حوزه جنگ شناختی نقش مهمی در شکلدهی به ادراکات و رفتارهای جامعه ایفا میکند.
جنگ شناختی، که بهمعنای استفاده از ابزارهای اطلاعاتی، رسانهای و روانشناختی برای تسخیر قلبها و ذهنهای افراد است، از جنگهراسی بهعنوان ابزاری برای ایجاد ناامنی روانی، تضعیف انسجام اجتماعی و کاهش تابآوری جمعی بهره میبرد.
جنگهراسی حالتی است که در آن افراد یا جامعه بهطور مداوم از وقوع قریبالوقوع جنگ یا پیامدهای ویرانگر آن هراس دارند. در جنگ شناختی، این احساس از طریق انتشار اخبار جعلی، شایعات، بزرگنمایی تهدیدات نظامی و تصاویر تحریکآمیز در رسانهها و شبکههای اجتماعی تقویت میشود. هدف اصلی، ایجاد اختلال در فرآیند تصمیمگیری عقلانی و جایگزینی آن با واکنشهای احساسی مبتنی بر ترس است. برای مثال، انتشار اخباری مبنی بر نزدیک بودن حمله نظامی بدون شواهد معتبر، میتواند جامعه را در حالت اضطراب دائمی قرار دهد.
وقتی جامعه بهطور مداوم با پیامهایی درباره احتمال جنگ مواجه میشود، سطح کورتیزول (هورمون استرس) در افراد افزایش مییابد. این وضعیت در بلندمدت به کاهش سلامت روان، افسردگی و احساس درماندگی منجر میشود.
در جنگ شناختی، جنگهراسی اغلب با تضعیف اعتماد به دولت و نهادهای مسئول همراه است. شایعاتی مانند «دولت توانایی دفاع ندارد» یا «جنگ اجتنابناپذیر است» میتواند حس امنیت جمعی را تخریب کند.
ترس از جنگ میتواند شکافهای موجود در جامعه را تشدید کند. گروههایی که احساس میکنند بیشتر در معرض خطر هستند (مثلاً اقلیتها یا مناطق مرزی)، ممکن است از بقیه جامعه فاصله بگیرند و انسجام ملی تضعیف شود.
انشار تصاویر ویرانیهای جنگی، ویدئوهای دستکاریشده از مانورهای نظامی یا اظهارات تحریکآمیز رهبران، ابزارهایی هستند که جنگهراسی را تشدید میکنند. برای مثال، در سالهای اخیر، برخی حسابهای کاربری در شبکههای اجتماعی و باتها با انتشار اخبار نادرست درباره تنشهای ایران، آمریکا و رژیم صهیونی، موجی از نگرانی در جامعه ایران ایجاد کردهاند.
دشمنان در جنگ شناختی ممکن است با استفاده از عملیات روانی، ساخت کلیپهای جعل عمیق با هوش مصنوعی، پخش صداهای مشکوک (مثلاً آژیر خطر جعلی) یا شبیهسازی تهدیدات، حس ناامنی را القا کنند.
تبدیل تهدیدات واقعی اما محدود به سناریوهای آخرالزمانی، مانند «جنگ جهانی قریبالوقوع»، تکنیکی رایج برای فلج کردن روان جامعه است.
جامعهای که درگیر جنگهراسی است، توانایی کمتری برای مقابله با بحرانهای واقعی دارد. افراد بهجای آمادگی منطقی، در چرخه ترس و انفعال گرفتار میشوند. ناامنی روانی میتواند به احتکار کالاها، مهاجرت داخلی یا حتی کاهش مشارکت اجتماعی منجر شود. برای مثال، پس از روی کار آمدن مجدد ترامپ تنشها میان ایران و آمریکا در رسانهها به شدت جریان دارد و آمریکاییها با سو استفاده از فضای مجازی رها شده در ایران با ساختن شایعات جنگ باعث افزایش قیمتها و نگرانیهای اقتصادی در ایران میشوند. در حالی که هدف جنگ شناختی گاهی تسلیم یا انفعال جامعه هدف است، جنگهراسی میتواند انگیزه دفاع و مقاومت را کاهش دهد و افراد را به سمت پذیرش شرایط تحمیلی سوق دهد.
در ایران، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک و تنشهای مکرر منطقهای توسط آمریکا و رژیم صهیونی، جنگهراسی بهطور مکرر از سوی رسانههای خارجی و برخی جریانهای داخلی مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. برای نمونه، پس از ترور بزدلانه سردار شهید قاسم سلیمانی در سال ۱۳۹۸ توسط آمریکاییها با دستور ترامپ، موجی از شایعات درباره آغاز جنگ فراگیر با آمریکا در شبکههای اجتماعی و حتی برخی رسانههای غیررسمی داخلی پخش شد. این امر به افزایش اضطراب عمومی منجر شد. با این حال، واکنش رسمی نظام و حضور گسترده و چشمگیر مردم در مراسم تشییع شهید سلیمانی، جنگ شناختی آمریکاییها را خنثی کرد.
تقویت سواد و تربیت رسانهای: آموزش جامعه برای تشخیص اخبار جعلی و تحلیل انتقادی پیامها میتواند اثر جنگهراسی را کاهش دهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ