به گزارش اطلاع با ما ، دولت : عباس موسایی -آقای دکتر پزشکیان در اقدامی مسئولانه به وزیر کشور مأموریت داد تا با معترضین به تلاطم بازار ارز گفت و گو کند . همچنان که در اقدامی درست اما دیرهنگام، رئیس کل بانک مرکزی را برکنار و شخصیتی از جنس گفتمان دولت و مورد تائید طیف وسیعی از اقتصاد دانان را به جای ایشان برگزید. پس از رد کلیات بودجه در کمیسیون ویژه ، در نامه ای به رئیس مجلس ، برخی اصلاحات را پذیرفت.
از بدو شکل گیری دولت چهاردهم، تحت عنوان « وفاق»، ماهیت و مبانی شکل گیری دولت، نظام تفاوت با رقیب و انتخاب گفتمان، راهبرد و کارگزارانی که تبلور و پیش برنده مطالبات ملی و مبتنی بر منابع و مصالح ملی باشد، در حاشیه قرار گرفته و اراده و برنامه ها، راهبردها و حتی سیاست های ویرانگر گذشته، توسط وفاداران و کادرهای جریان رقیب بر دولت تحمیل شد.
عدم هماهنگی تیم اقتصادی دولت و واگذاری دو بخش مهم بانک مرکزی و رئیس سازمان برنامه و بودجه به جناح مخالف، حاکی از آن بود که بار کج اقتصاد توسط اینان به منزل نخواهد رسید. تنها شخصیت حامی منطق تغییر که در رأس وزارت اقتصاد بود نیز به دلیل وفاق یک جانبه ، توسط مجلسی که اکثریت اعضای آن از جناح مقابل بودند، آن هم در اولین سال دولت، تحمل نگردید.
اقتصاد بشدت سیاست زده یران که در تله تحریم، انزوا و سپس جنگ و شرایط تعلیقی نه جنگ و نه صلح قرار گرفته است، در روزهای اخیر شاهد کاهش بی سابقه ارزش پول ملی است. وضعیتی که اقتصاد دانان و نیز جریان سیاسی حامی دولت نسبت به وقوع آن به رییس جمهور هشدار داده بودند و پاسخی در خور دریافت ننمودند. آن هم رئیس جمهوری که در شعارهای انتخاباتی خود، اهمیت دادن به کار کارشناسی و بهره گیری از نظریات متخصصان را به وضوح مورد تأکید قرار می داد، تا آنجا که حتی از بهره گیری از مستشاران خارجی برای حل مسائل کشور نیز سخن گفت.
هر چند نمی توان بر موانع موجود در برابر تغییر، چشم پوشی کرد، اما با گذشت نزدیک به یک و نیم سال از شکل گیری دولت و عیان و واضح شدن برخی ضعف ها، نابسندگی ها، چه در سطح راهبردها و چه در سطح سیاست ها و برنامه ها و چه در سطح کادرها و اعضای دولت در سطوح مختلف، کدام مصلحت بر منافع و مصالح ملی اولویت دارد که ایشان در برابر تغییر مقاومت می کنند و یا نمی توانند و یا نمی خواهند بر تصلّب تحمیلی توسط رقیب، فائق آیند؟
دولت اگر خود را با الزامات ، اقتصائات و مختصات زمینه و زمانه، تطبیق ندهد و به جای آنکه متولی تغییر باشد، در نقش کارگزار و آپارات برنامه ها و سیاست های جریان مخالف تغییر ظاهر شود، راه به جایی نخواهد برد. بحران های عمیق، نیازمند میدان داری رجال بزرگ ملی، مجّرب و با دانش، وفادار به منافع و مصالح کلان ملی، مصلح، شجاع، بصیر و خلاّق است.
آنانی که با لابی گری باندهای جناحی ضد ملی، قومیتی و برای حل مسائل اشخاص و… بر مناصب نشسته اند، نمی توانند کشتی ایران را از این تلاطم بی سابقه به ساحل امن رهنمون کنند.
مخلص کلام آنکه دولت نیازمند تغییرات اساسی است و هر روز تأخیر و تعلل در تغییر برای ملک و ملت و نظام حکمرانی ویرانگر است. وفاق کنونی، بشدت نابسنده و تهی از معنا و مضمونی ملی و سازنده و در نتیجه ناملی است. وفاق ملی آن است منتخب ملت ، با ترسیم درست و واقعی مختصات سیاست برای مجموعه نظام حکمرانی، اجماع سازی در سطوح جامعه و حاکمیت را برای تغییرات اساسی به دستور کار کلیت حاکمیت تبدیل کند و تک تک اعضاء آن وفاداران به منافع و مصالح ملی و سیاستگذاران تغییر و اصلاح باشند.
آنچه ملت ایران را به انتخاب آقای دکتر پزشکیان رهنمون ساخت، امید به اصلاح از درون بود. ایشان اگر نتوانند متولی تغییر باشند ، سیاست در ایران را با بن بست مواجه خواهند کرد و چنین مباد!
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ