به گزارش اطلاع با ما ، تأمین اجتماعی: کاهش تعداد بیمهپردازان، رشد تعهدات و انباشت بدهیهای دولت، سازمان تأمین اجتماعی را با ناترازی جدی روبهرو کرده است. در چنین شرایطی، سختگیری در بازنشستگی و افزایش اتکای بازنشستگان به بیمه تکمیلی، بهعنوان راهحلهای موقت مطرح شدهاند؛ راهحلهایی که نگرانیهای اجتماعی و معیشتی گستردهای به همراه داشتهاند.
سازمان تأمین اجتماعی بهعنوان بزرگترین صندوق بیمهای کشور، سالها بر پایه حق بیمه کارگران و کارفرمایان اداره شده است. با این حال، نشانهها حاکی از آن است که توازن میان منابع و مصارف این صندوق بهطور جدی به هم خورده و فشار تعهدات، بیش از توان درآمدی آن شده است.
برخی برآوردها از کاهش قابلتوجه بیمهپردازان در سال جاری حکایت دارد؛ کاهشی که بهطور طبیعی بر درآمدهای ماهانه سازمان اثر گذاشته و مدیریت تعهدات را دشوارتر کرده است.
کسری حدود ۱۲۵ هزار میلیارد تومانی که برای تأمین اجتماعی مطرح میشود، تنها یک رقم در جداول بودجهای نیست. این ناترازی، نتیجه سالها انباشت تعهدات بدون تأمین منابع پایدار است؛ وضعیتی که بهگفته کارشناسان، ماهیتی ساختاری پیدا کرده و با راهکارهای کوتاهمدت قابل حل نیست.
پرداخت حقوق و مستمری بازنشستگان، سهم عمده هزینههای این سازمان را تشکیل میدهد و هرگونه اختلال در منابع، مستقیماً معیشت میلیونها خانوار را تحتتأثیر قرار میدهد.
در مواجهه با فشار مالی، یکی از مسیرهای انتخابشده، افزایش سختگیری در پذیرش بازنشستگی بهویژه در مشاغل سخت و زیانآور بوده است. این رویکرد، اگرچه میتواند زمان بروز بحران را به تعویق بیندازد، اما از دید بسیاری، راهحل ریشهای محسوب نمیشود و تنها بار مسئله را به آینده منتقل میکند.
افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده، آن هم با هدف تأمین منابع جدید، واکنشهایی را در میان بازنشستگان به همراه داشته است. بخشی از این منابع قرار است صرف متناسبسازی حقوق برخی گروهها شود، در حالی که بازنشستگان تأمین اجتماعی نیز در پرداخت این مالیات مشارکت دارند اما سهم مستقیمی از آن دریافت نمیکنند؛ موضوعی که به احساس نابرابری دامن زده است.
یکی از محورهای اصلی انتقادها، بدهیهای انباشته دولت به سازمان تأمین اجتماعی است؛ بدهیهایی که رقم آنها بسیار فراتر از توان جاری صندوق برآورد میشود. درج شفاف این مطالبات در بودجههای سنواتی، مطالبهای است که سالها مطرح شده اما همچنان بهطور کامل محقق نشده است.
کاهش سطح خدمات درمانی، بسیاری از بازنشستگان را به سمت بیمههای تکمیلی سوق داده است. در حالی که فلسفه وجودی تأمین اجتماعی، ارائه پوشش پایه درمانی است، امروز بخش قابلتوجهی از هزینهها بهصورت مستقیم از جیب بازنشستگان پرداخت میشود؛ مسألهای که فشار مضاعفی بر معیشت آنها وارد کرده است.
آنچه امروز درباره تأمین اجتماعی مطرح میشود، تنها یک بحران مالی نیست؛ بلکه زنجیرهای از مسائل ساختاری، بودجهای و مدیریتی است که مستقیماً با امنیت اقتصادی میلیونها نفر گره خورده است. تداوم این وضعیت، بدون اصلاحات جدی و نگاه واقعبینانه در سیاستگذاری، میتواند تبعات اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد؛ تبعاتی که هزینه آن، بسیار فراتر از اعداد و ارقام بودجهای خواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ
حکومت بی عقلی بزرگی میکنه اگه روی تامین اجتماعی دست بذار ه مسئله حداقل ۶۰ ملیون ایرانی باید فاتحه خودشو بخونه
یک آمار دقیق از بازنشستگان و کارگران مشغول به کار نشان میدهد که تمام این ناترازی ها توسط دولت ایجاد شده