به گزارش اطلاع با ما به گرد و غبار عادت کنید/در حالی که آلودگی هوا در تهران به مرز بحران رسیده و شاخصها از عدد ۴۰۰ هم عبور کردهاند، مدیر شرکت کنترل کیفیت هوای تهران گفته است: «مردم باید به گرد و غبار عادت کنند.» این اظهارنظر با واکنشهای زیادی همراه شده؛ چراکه بهجای هشدار و مطالبهگری، نشانی از تسلیم و بیعملی در برابر بحران محیط زیست دارد.
تهران این روزها دیگر نفس نمیکشد؛ شاخص آلودگی به مرز *بحران بیسابقه* رسیده و در برخی مناطق از عدد ۴۰۰ هم عبور کرده است. آسمان شهر نه آبی است و نه خاکستری، بلکه تیرهای سنگین از ریزگرد و غبار است که مردم را در خانههایشان هم خفه میکند.
در این شرایط بحرانی، مدیر شرکت کنترل کیفیت هوای تهران جملهای گفته که خود از نفسگیرترین لحظات هوا هم سنگینتر بود: **«مردم باید به گرد و غبار عادت کنند؛ این وضعیت تداوم خواهد داشت.»** این جمله نهتنها کمکی به حل بحران نمیکند، بلکه آن را به امری عادی و اجتنابناپذیر تبدیل میکند.
در حالی که انتظار میرود نهادهای مرتبط، بلندگوی مطالبهگری از دولت و هشدار نسبت به آینده باشند، چنین اظهاراتی نشان از **پذیرش وضع موجود و انفعال مدیریتی** دارد. وقتی مدیر به مردم میگوید کاری نکنند، چه انگیزهای برای دستگاه اجرایی برای مقابله با آلودگی باقی میماند؟
پرسش جدی این است که: **آیا واقعاً دیگر هیچ کاری از دست دولت و نهادهای مسئول برنمیآید؟** نباید فراموش کرد که راهحلهای فنی و اجرایی برای مهار ریزگردها مشخص است:
* مدیریت کانونهای گرد و غبار در خوزستان، عراق و سوریه * اجرای طرح جامع مقابله با بیابانزایی * افزایش بودجه و اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست * بهبود ناوگان حملونقل عمومی
مردم ایران همیشه در برابر سختیها ایستادهاند؛ اما **بیتفاوتی و عادیسازی بحرانها را نمیپذیرند.** اگر نهادهای مسئول در برابر این حجم از آلودگی فقط توصیه به «عادت کردن» داشته باشند، دیگر چه امیدی برای بهبود باقی میماند؟
بحران محیط زیست نیاز به *فریادهای جدی مدیریتی* دارد، نه توصیه به سکوت و سازگاری. مدیران باید صدای مردم را به مسئولان برسانند، نه اینکه از مردم بخواهند نفسشان را با گرد و خاک تنظیم کنند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ