به گزارش اطلاع با ما ، بحران خاموش در سدهای کشور: کاهش بیسابقه بارندگیها و افت شدید ذخایر آبی در سدهای کشور، وضعیت منابع آب را به مرز هشدار رسانده است. تنها ۴۶ درصد ظرفیت مخازن سدها پر شده و کاهش ۴۳ درصدی ورودی آب به سدها، تهران و دیگر استانها را در معرض بحران جدی کمآبی قرار داده است. در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر مدیریت مصرف خانگی بدون اصلاح ساختاری، نمیتواند راهحل پایدار این بحران باشد.
در شرایطی که منابع آبی ایران سالهاست با خشکسالی و سوءمدیریت دستبهگریباناند، جدیدترین آمارهای منتشرشده از سوی شرکت آبفای کشور نشان میدهد وضعیت ذخایر سدهای تهران و سایر مناطق بحرانیتر از همیشه شده است.
پنج سد اصلی تأمینکننده آب تهران شامل امیرکبیر، طالقان، لار، لتیان و ماملو در ماههای اخیر بهطور میانگین با کاهش ۴۷ درصدی در ذخایر مواجه شدهاند. سد امیرکبیر با کاهش ۵۸ درصدی بدترین وضعیت را دارد؛ زنگ خطری جدی برای آبرسانی به میلیونها نفر در پایتخت.
میزان بارندگی در سال آبی جاری در تهران حدود ۴۴ درصد کمتر از میانگین بلندمدت بوده است. این افت بارش، مستقیماً سطح آب سدها را کاهش داده و منابع آب زیرزمینی را نیز در معرض نابودی قرار داده است. با توجه به سهم ۸۰ درصدی کشاورزی از مصرف آب، این کاهش بارندگی تهدیدی برای تولید غذا، اشتغال و ثبات اقتصادی کشور محسوب میشود.
از مهرماه ۱۴۰۳ تا تیرماه ۱۴۰۴، ورودی آب به مخازن کشور نسبت به سال گذشته ۴۳ درصد کاهش یافته و از ۳۹ میلیارد به ۲۲ میلیارد مترمکعب رسیده است. این افت شدید، توان تجدیدپذیری منابع را تضعیف کرده و پایداری تامین آب را با تهدید جدی مواجه ساخته است.
در واکنش به بحران، مدیران منابع آب، خروجی سدها را ۲۱ درصد کاهش دادهاند تا ذخایر حفظ شود. اما این اقدام تنها مسکنی موقتی است که کاهش دسترسی به آب در بخشهای کشاورزی، صنعتی و حتی خانگی را به دنبال دارد.
تنها ۴۶ درصد ظرفیت مخازن سدهای کشور پر است و ۵۴ درصد خالی ماندهاند. استانهایی نظیر تهران، قم، خراسان رضوی، فارس، زنجان و هرمزگان در شرایط هشدار قرار دارند و با کمآبی گسترده مواجهاند.
در حالیکه مشکل اصلی در ساختار حکمرانی آب، فرسودگی شبکهها و مدیریت ناکارآمد است، مدیرعامل آبفای تهران از مردم خواسته با خرید پمپ، نصب مخزن و کاهش زمان استحمام، به بحران پاسخ دهند! چنین توصیههایی بیش از آنکه راهحل باشند، نشانهای از عقبنشینی دولت از وظایفش در تأمین پایدار آب هستند.
دههها سدسازی بیبرنامه، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، ضعف در شبکه توزیع، و نبود حکمرانی یکپارچه آبی، ریشههای اصلی بحران آب در ایراناند. تمرکز یکجانبه بر صرفهجویی مصرفکنندگان، بدون اصلاح این ساختارها، تنها پاککردن صورتمسئله است.
بحران آب دیگر فقط مسألهای زیستمحیطی نیست؛ بلکه به تهدیدی برای امنیت ملی، سلامت عمومی، کشاورزی، اشتغال و توسعه اقتصادی کشور بدل شده است. اگر اصلاحات ساختاری در تخصیص منابع، بهرهوری کشاورزی و سرمایهگذاری در زیرساختهای آبی رخ ندهد، ایران در آستانه بحرانهای چندوجهی قرار خواهد گرفت.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ