به گزارش اطلاع با ما، بیمه دانا – در شرایطی که تورم هر روز قدرت خرید مردم را میبلعد، هر ریال سود سهام برای میلیونها خانواده کمدرآمد حکم یک نفس تازه را دارد. اما حالا یکی از شرکتهای حاضر در سبد سهام عدالت، بیمه دانا، به کانون یک بحران مدیریتی تبدیل شده است. بحرانی که اگر بیتوجه بماند، میتواند سود سهامداران عدالت را به شدت کاهش دهد.
تنها شرکت بیمه در سبد سهام عدالت؛ وزن بالای مسئولیت
بیمه دانا جایگاه ویژهای در میان شرکتهای حاضر در سهام عدالت دارد. این شرکت تنها نماینده صنعت بیمه در این سبد است. یعنی اگر وضعیت بیمه دانا خوب باشد، سود آن به جیب میلیونها نفر میرود. اگر بد باشد، باز هم همان میلیونها نفر ضرر میکنند. این یعنی یک مسئولیت اجتماعی سنگین که گردن مدیران و ناظران است.
داستان از جایی شروع شد که بیمه دانا قراردادهای کلان خود را از دست داد. مهمترین آنها، قرارداد با صندوق بازنشستگی کشوری بود. این قراردادها بخش مهمی از جریان نقدینگی پایدار و مطمئن شرکت را تأمین میکردند.
وقتی این قراردادها از دست میروند، شرکت مجبور میشود به سراغ بازارهای کوچکتر و پرهزینهتر برود. نتیجه؟ کاهش سودآوری و در نهایت کاهش سودی که قرار است بین سهامداران تقسیم شود. تحلیلگران این روند را «تخریب سیستماتیک ارزش» مینامند. یعنی قدم به قدم ارزش شرکت آب میرود بدون اینکه صدای شکستن استخوانی بلند شود.
مدیرعامل بیمه دانا در گفتوگو با خبرنگاران، ادعا کرده که میتوانند خلأ ناشی از از دست رفتن قراردادهای بزرگ را با فروش بیمههای خرد جبران کنند.
اما تحلیلگران این ادعا را یک «سراب مدیریتی» میدانند. دلیلشان روشن است. فروش بیمه خرد یعنی همان بیمههای تکی، مثل بیمه عمر، بیمه مسئولیت، بیمه آتشسوزی منازل و… این نوع بیمهها هزینه عملیاتی بسیار بالایی دارند. برای هر بیمهنامه خرد، باید نیروی فروش، بازاریابی، مستندسازی و پیگیری claims انجام داد. در مقابل، یک قرارداد کلان مثل صندوق بازنشستگی، با یک قرارداد، حجم عظیمی از حق بیمه را وارد شرکت میکند.
به عبارت دیگر، جایگزین کردن قراردادهای از دست رفته با فروش خرد، هم زمانبر است، هم هزینهبر و هم از نظر بازدهی قابل مقایسه نیست. به همین دلیل تحلیلگران میگویند تا زمانی که یک مدل کسبوکار شفاف و اثبات شده ارائه نشود، این ادعا بیشتر شبیه آرزوست تا استراتژی.
سوال اینجاست که ناظران کجا هستند؟ بیمه مرکزی به عنوان نهاد ناظر بر کل صنعت بیمه، موظف است سلامت شرکتهای بیمه را تضمین کند. وزارت اقتصاد هم به عنوان متولی سیاستهای کلان اقتصادی، نباید نسبت به کاهش ارزش دارایی عمومی بیتفاوت باشد.
تحلیلگران معتقدند سکوت یا انفعال این دو نهاد در قبال بحران بیمه دانا، به معنای تأیید وضعیت موجود است. وقتی یک شرکت استراتژیک سقوط میکند و کسی واکنش نشان نمیدهد، این یک علامت هشدار جدی درباره کیفیت نظارت در نظام اقتصادی کشور است.
اگر این روند اصلاح نشود، عواقب آن فقط در بازار سرمایه محصور نمیماند. سهام عدالت متعلق به میلیونها نفر در دهکهای پایین درآمدی است. یعنی همان مردمی که بیشترین آسیب را از تورم دیدهاند، حالا ممکن است یک منبع درآمدی دیگر را هم از دست بدهند.
مدیریت ضعیف در بیمه دانا، در واقع دارد یک «مالیات پنهان» بر سفره سهامداران عدالت تحمیل میکند. مالیاتی که نه قانون آن را تصویب کرده، نه مردم به آن رضایت دادهاند. فقط نتیجه کوتاهی و شاید ناتوانی مدیران و ناظران است.
شاید مهمتر از سود مالی، مسئله اعتماد است. وقتی مردم ببینند شرکتی که سهامش در سبد دارایی آنهاست، بدون پاسخگویی دارد ارزش خود را از دست میدهد، چه حسی پیدا میکنند؟ اعتماد که از بین رفت، بازگرداندن آن هزینههای گزافی دارد.
حکمرانان اقتصادی باید بدانند سپردن دارایی عمومی به دست مدیرانی که برنامهای برای حفظ ارزش آن ندارند، یعنی ریختن سرمایه اجتماعی به پای مدیریت ضعیف. و این سرمایه وقتی ریخت، دیگر با چند خبر خوب برنمیگردد.
اول، شفافسازی کامل از وضعیت واقعی بیمه دانا. نه روایتهای خوشبینانه و غیرواقعی، نه سکوت مرگبار. مردم حق دارند بدانند دقیقاً چه اتفاقی افتاده است.
دوم، ارائه مدل کسبوکار شفاف از سوی مدیرعامل برای جبران کاهش درآمدها. اگر فروش خرد قرار است جایگزین قراردادهای کلان شود، باید نشان دهد چگونه و در چه بازه زمانی.
سوم، **ورود فعالانه ناظران**؛ بیمه مرکزی و وزارت اقتصاد باید از فاصله دور نظاره نکنند. اگر جایی خلاف مقررات رخ داده، باید برخورد شود. اگر مدیریتی ناتوان است، باید تغییر کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ