به گزارش اطلاع با ما ، مسئله نخبگان تنها به ماندن یا مهاجرت آنها محدود نمیشود. در کنار حفظ استعدادهای داخلی، فراهم کردن فرصت برای ورود نسلهای جدید به عرصههای علمی، مدیریتی، اقتصادی و اجتماعی میتواند به شکلگیری «چرخش نخبگانی» و افزایش امید اجتماعی کمک کند.
روز ملی نخبگان فرصتی است برای بازنگری در این پرسش که یک جامعه چگونه میتواند سرمایه انسانی خود را به نیرویی اثرگذار برای آینده تبدیل کند.
در سالهای گذشته، بخش زیادی از بحثهای مربوط به نخبگان حول موضوع مهاجرت شکل گرفته است؛ اینکه چه کسانی مهاجرت میکنند، چه عواملی در تصمیم آنها نقش دارد و چگونه میتوان زمینه ماندگاری استعدادها را افزایش داد.
اما در کنار این موضوع، یک مسئله مهم دیگر نیز وجود دارد: آیا نخبگانی که در کشور میمانند، مسیر روشنی برای اثرگذاری دارند؟
موفقیت در کنکور یا کسب یک رتبه علمی، پایان مسیر نخبگی نیست. نقطه مهمتر زمانی آغاز میشود که یک استعداد جوان بخواهد وارد فضای دانشگاه، پژوهش، صنعت، اقتصاد، فرهنگ، رسانه یا مدیریت شود.
اگر میان توانایی فرد و فرصتهای پیش روی او ارتباط معناداری وجود داشته باشد، انگیزه برای ادامه مسیر نیز میتواند تقویت شود. در مقابل، احساس بسته بودن مسیرهای پیشرفت ممکن است آینده شغلی و اجتماعی را برای بخشی از جوانان مبهم کند.
به همین دلیل، سیاست نخبگانی صرفاً نباید به شناسایی استعدادها و برگزاری مراسم تقدیر محدود شود؛ بلکه باید برای مرحله بعد از شناسایی نیز برنامه داشته باشد.
موضوع مهاجرت نخبگان معمولاً با نگرانی درباره خروج سرمایه انسانی همراه میشود، اما تصویر موجود را نمیتوان فقط از زاویه مهاجرت بررسی کرد.
بر اساس آمار مطرحشده در متن اولیه، بخش قابل توجهی از نخبگان همچنان در داخل کشور حضور دارند. همین مسئله نشان میدهد که در کنار سیاستهای مربوط به بازگشت ایرانیان خارج از کشور، باید برای حفظ و فعال کردن استعدادهایی که در ایران زندگی میکنند نیز برنامهریزی کرد.
به بیان دیگر، سرمایه انسانی کشور فقط کسانی نیستند که باید به کشور بازگردند؛ بخش مهمی از این سرمایه همین حالا در داخل حضور دارد و نیازمند فرصت برای فعالیت و پیشرفت است.
چرخش نخبگانی را میتوان به معنای باز بودن مسیر ورود نسلهای تازه به عرصههای مختلف تصمیمسازی و اثرگذاری دانست.
این مفهوم الزاماً به معنای کنار گذاشتن نسلهای قبلی یا نادیده گرفتن تجربه آنها نیست. مسئله اصلی، ایجاد تعادل میان تجربه موجود و ورود نیروهای تازهنفس است.
در چنین مدلی، جوانان نخبه باید بتوانند متناسب با تخصص و توانایی خود، مسیر مشخصی برای ورود به حوزههای علمی، اقتصادی، مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی پیدا کنند.
یکی از پایههای مهم چرخش نخبگانی، ارتباط میان «شایستگی» و «فرصت» است.
هرچه جوانان بیشتر احساس کنند که توانایی، تخصص و تلاش میتواند آنها را به فرصتهای واقعی نزدیک کند، احتمال شکلگیری انگیزه و امید نسبت به آینده نیز افزایش پیدا میکند.
در این نگاه، امید اجتماعی صرفاً یک مفهوم شعاری نیست؛ بلکه میتواند از احساس امکان پیشرفت و اثرگذاری در جامعهای که فرد در آن زندگی میکند، شکل بگیرد.
انتشار اسامی رتبههای برتر کنکور هر سال توجه زیادی را به خود جلب میکند. امسال نیز علاوه بر رتبهها، برخی اطلاعات منتشرشده درباره سوابق تحصیلی و خانوادگی تعدادی از رتبههای برتر مورد توجه قرار گرفت.
البته موفقیت تحصیلی را نمیتوان به یک عامل خاص نسبت داد. تلاش فردی، استعداد، انگیزه، محیط آموزشی، شرایط خانوادگی و عوامل متعدد دیگر میتوانند در مسیر موفقیت نقش داشته باشند.
با این حال، همین موضوع یک پرسش مهم را مطرح میکند: آیا همه استعدادهای کشور، صرفنظر از محل زندگی و شرایط خانوادگی، فرصت مشابهی برای شکوفایی دارند؟
اگر برخی جوانان به دلیل برخورداری از امکانات آموزشی، فرهنگی یا خانوادگی مسیر آسانتری برای رشد دارند، سیاستگذاری عمومی میتواند با تقویت آموزش باکیفیت و دسترسی عادلانهتر به امکانات، فاصله میان فرصتها را کاهش دهد.
این موضوع بهویژه برای استعدادهایی که در مناطق کمبرخوردار یا خانوادههای فاقد پشتوانه آموزشی و اقتصادی قوی زندگی میکنند، اهمیت بیشتری دارد.
چرخش نخبگانی زمانی معنا پیدا میکند که استعداد صرفاً به دلیل پیشینه خانوادگی یا محل تولد محدود نشود و افراد بیشتری بتوانند وارد مسیر رشد و اثرگذاری شوند.
حفظ نخبگان فقط با مشوقهای مالی امکانپذیر نیست. شرایط حرفهای، امکان پیشرفت، منزلت اجتماعی، فرصت پژوهشی، دسترسی به بازار کار تخصصی و امکان نقشآفرینی نیز میتوانند در تصمیم افراد برای ادامه فعالیت در کشور مؤثر باشند.
به همین دلیل، هدف سیاست نخبگانی نباید صرفاً این باشد که یک نخبه در کشور بماند؛ بلکه باید شرایطی فراهم شود که فرد بتواند از ماندن خود نتیجه و اثر اجتماعی و حرفهای قابل لمس بگیرد.
در نهایت، مسئله اصلی فقط این نیست که چه تعداد از نخبگان مهاجرت میکنند. پرسش مهمتر این است که چه تعداد از استعدادهای موجود میتوانند به نیروهای اثرگذار تبدیل شوند.
ایران از نسلهای مختلفی از استعدادهای علمی، فنی، فرهنگی و اجتماعی برخوردار است. اگر مسیر شناسایی استعداد، پرورش، ورود به عرصه تخصصی و سپس اثرگذاری اجتماعی به یک زنجیره منسجم تبدیل شود، نخبگان میتوانند از یک ظرفیت فردی به یک سرمایه توسعهای تبدیل شوند.
از این منظر، «چرخش نخبگانی» بیش از آنکه صرفاً به جابهجایی افراد در جایگاهها مربوط باشد، به چرخش فرصتها مربوط است؛ فرصتی برای اینکه نسل تازه بتواند وارد میدان شود، تجربه کسب کند و در ساختن آینده کشور نقش داشته باشد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ