به گزارش اطلاع با ما، علاءالدین : بازار موبایل پایتخت این روزها بیش از آنکه محل معامله باشد، به صحنه انتظار تبدیل شده است؛ انتظار فروشنده برای مشتری و تردید خریدار میان نیاز و توان مالی. گزارش میدانی از علاءالدین و چارسو نشان میدهد رکود، خریدهای اجباری و کوچ به بازار دستدوم به الگوی غالب تبدیل شده است.
در نگاه اول، راهروهای علاءالدین هنوز رفتوآمد دارد، اما کافی است چند دقیقه بایستید تا متوجه شوید این رفتوآمد بیشتر از جنس حضور فروشندههاست تا مشتریها. ویترینها روشناند، مغازهها بازند، اما معاملهای در جریان نیست. پرسش «قیمت چند؟» کمکم جایش را به نگاههای مردد داده است.
بسیاری از فروشندهها بیشتر وقت خود را بیرون مغازه میگذرانند؛ نه برای فروش، بلکه برای گذران زمان. فروش آنقدر محدود شده که برخی از آنها از نبود مشتری به عنوان وضعیت عادی این روزها یاد میکنند. خرید، اگر هم اتفاق بیفتد، بیشتر از سر اجبار است تا انتخاب.
فروشندگان میگویند خریداران امروز به دنبال مدلهای پرچمدار نیستند. انتخابها محدود شده به گوشیهای میانرده یا گزینههایی که «کار راه بیندازند». کاهش قدرت خرید باعث شده حتی مشتریهای همیشگی هم خریدشان را به تعویق بیندازند.
در طبقات مختلف پاساژ، برخی مغازهها نه کاملاً تعطیلاند و نه کاملاً فعال؛ کرکرهها نیمهپایین و فضای بازار در حالتی معلق است. فروشندهها از بیثباتی قیمتها میگویند؛ شرایطی که هم خریدار را مردد کرده و هم فروشنده را محتاط.
در بازار چارسو، سکوت بیشتر به چشم میآید. فروشگاههای بزرگ با دکورهای پرزرقوبرق، خریدار چندانی ندارند. مشتریها قیمت میپرسند، مکث میکنند و اغلب بدون خرید خارج میشوند. فروشندهها میگویند روزهایی میگذرد که حتی یک فاکتور هم ثبت نمیشود.
کاهش فروش، فقط به کاهش سود ختم نشده است. برخی کارکنان فروشگاهها از عقبافتادن حقوق و نگرانی از ادامه فعالیت میگویند. پایان سال نزدیک است، اما امنیت شغلی برای بسیاری از آنها مبهمتر از همیشه شده است.
خریداران، شاید واقعیترین تصویر این بازار باشند. کسانی که گوشی برایشان ابزار کار یا ارتباط است، اما قیمتها با دخلوخرجشان همخوانی ندارد. آنها بارها قیمت میپرسند، مقایسه میکنند و اغلب با این جمله میروند: «باید بخرم، ولی نمیدانم چطور».
در این میان، بازار گوشیهای دستدوم جان تازهای گرفته است. بیرون پاساژها، فروشندگان ابزارهای کارکرده مشتری بیشتری دارند. برای بسیاری از خریداران، انتخاب میان گوشی نو و دستدوم ساده شده: «دستدوم یا هیچ».
همه چیز سر جای خودش هست؛ مغازهها، ویترینها، فروشندهها. تنها چیزی که کم است، معامله واقعی است. بازار موبایل، که همیشه نبض اقتصاد را زودتر نشان میداد، حالا تصویری از رکود، تردید و خریدهای اجباری را به نمایش گذاشته است.
بازار موبایل این روزها نه تعطیل است و نه فعال؛ در وضعیتی میان ادامهدادن و ایستادن. فروشندگان نگران آیندهاند، خریداران توان خرید ندارند و دستدومها جای نوها را گرفتهاند. سکوت راهروهای علاءالدین و چارسو، فقط سکوت یک بازار نیست؛ نشانهای از اقتصادی است که نفسش کند شده، اما هنوز متوقف نشده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ