به گزارش اطلاع با ما فائزه فداکار دمرچی درسی «اینترنت ملی» یا محدودسازی دیجیتال/ اصطلاحاتی مثل «اینترنت ملی»، «شبکه پاک» یا «اینترنت اضطراری» بیشتر از آنکه فنی یا بیطرفانه باشند، دارای بار معنایی سیاسی و توجیهگر محدودسازی هستند. این تحلیل نگاهی میاندازد به واقعیت پشت این واژهها و تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و مدنی محدودسازی اینترنت.
در سالهای اخیر، اصطلاحاتی مانند *اینترنت ملی*، *اینترنت پاک*، *شبکه ملی اطلاعات* یا حتی *اینترنت اضطراری* وارد گفتوگوی عمومی در ایران شدهاند. این عبارات در نگاه اول ممکن است فنی یا سیاستگذاریشده به نظر برسند، اما واقعیت آن است که بسیاری از آنها بیشتر جنبه توجیهی دارند و گاه در پوشش واژههای مثبت، روند محدودسازی ارتباطات را پنهان میکنند.
«اینترنت» بهمعنای واقعی، یک شبکه جهانی و بدون مرز است که هدف آن اتصال آزاد و همگانی افراد، خدمات و دادههاست. وقتی صفتی مانند *ملی* به آن افزوده میشود، عملاً از مفهوم آزاد و جهانی آن کاسته میشود. اینترنت ملی اغلب به شبکهای محدود، طبقهبندیشده و کنترلپذیر اشاره دارد که دسترسی کاربران را نه براساس نیاز، بلکه براساس صلاحدید، مدیریت میکند.
برخلاف تصور رایج، *شبکه ملی اطلاعات* میتواند بهعنوان یک زیرساخت داخلی برای تبادل داده و خدمات الکترونیکی دولتمحور طراحی شود. این شبکه میتواند کاربردهای مفید مدیریتی و امنیتی داشته باشد، اما در صورتی که بهجای مکمل اینترنت آزاد، جایگزین آن شود، عملاً منجر به انزوای دیجیتال و قطع اتصال جهانی خواهد شد.
بسیاری از این واژگان دارای بار معنایی توجیهیاند. عباراتی مثل «شبکه پاک» یا «اینترنت ایمن» ممکن است نگرانیهایی واقعی درباره امنیت فضای مجازی را پوشش دهند، اما در عمل میتوانند بهعنوان ابزار فیلترینگ، سانسور و کاهش آزادیهای ارتباطی بهکار روند. این اصطلاحات با استفاده از واژههای مثبت، واقعیت محدودسازی را در لایهای پنهان میکنند.
وقتی دسترسی به اینترنت طبقهبندی میشود یا تنها به افراد خاصی اجازه دسترسی کامل داده میشود، زمینه برای *رانت دیجیتال*، *فساد سیستمی* و *بازار سیاه اینترنت آزاد* فراهم میشود. از سوی دیگر، اینترنت بستری برای مشارکت مدنی، اطلاعرسانی مستقل و کنش جمعی است؛ مسدود کردن یا محدود ساختن این بستر، عملاً به تضعیف نهادهای اجتماعی و مشارکت عمومی میانجامد.
بسیاری از فعالان رسانهای، روزنامهنگاران، پژوهشگران حوزه ارتباطات و کاربران فضای مجازی بارها تأکید کردهاند که اینترنت باید یکسان، عادلانه و بدون تبعیض در اختیار همگان باشد. به اعتقاد آنان، تقسیمبندی اینترنت به «اینترنت دولتی»، «ویژه خبرنگاران» یا «ویژه کسبوکارها» نهتنها ناعادلانه است، بلکه برخلاف روح اینترنت و عدالت اطلاعاتی است.
راه برونرفت از این شرایط، نه در افزایش فیلترینگ یا طرحهای طبقهبندی، بلکه در *گفتوگوی واقعی بین دولت، دانشگاه، جامعه مدنی و مردم* است. تنها با توافق و شفافیت میتوان به مدلی رسید که هم دغدغههای امنیتی و فرهنگی کشور را تأمین کند و هم آزادی دیجیتال و رشد اقتصادی را تضمین نماید.
عباراتی مانند *اینترنت ملی* یا *شبکه پاک* اگرچه در ظاهر بیخطر و حتی جذاباند، اما میتوانند ابزارهایی برای محدودسازی گسترده و کاهش کیفیت زندگی دیجیتال باشند. اکنون زمان آن است که درباره مفهوم واقعی اینترنت، حق دسترسی آزاد و تأثیرات محدودسازی، به گفتوگویی واقعی و بینارشتهای برسیم تا آیندهای شفاف و عادلانه برای جامعه دیجیتال ایران ترسیم شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ