به گزارش اطلاع با ما محمدرضا تنکمان فرد نوشت: اظهارات اخیر دکتر محمدرضا عارف در حمایت از تسریع در راهاندازی اینترنت ملی و تمرکز بر پیامرسانهای داخلی، واکنشهای انتقادی در میان افکار عمومی و بدنه فضای مجازی برانگیخته است. عبدالرضا خزایی، روزنامهنگار، در یادداشتی تحلیلی به نقد این موضع پرداخته و هشدار داده است که چنین سیاستهایی میتواند موجب بازتولید تجربههای ناکام گذشته و بیاعتمادی عمومی شود، آن هم از سوی چهرهای که انتظار میرفت مدافع توسعه آزاد دیجیتال باشد.
عبدالرضا خزایی / روزنامهنگار: اظهارات اخیر دکتر محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، درباره ضرورت تسریع در اجرای شبکه ملی اطلاعات و تمرکز بر پیامرسانهای داخلی از چند جهت نگرانکننده بهنظر میرسد. این نگرانی تنها از محتوای سخن ناشی نمیشود، بلکه از آنروست که این سخنان از زبان چهرهای بیان شده که سابقهای طولانی در جریان اصلاحات و حمایت از توسعه سیاسی و اجتماعی دارد.
دولت چهاردهم، با اتکا به رأی و اعتماد بدنه اجتماعی که از فیلترینگ، انسدادهای رسانهای و سیاستهای پرهزینه دیجیتال خسته شده بودند، روی کار آمد. این دولت در شعارهای خود، قول بازسازی اعتماد عمومی در فضای مجازی، شفافیت، تعامل و پایان سیاستهای محدودکننده را داده بود.
اکنون در چنین فضایی، شنیده شدن مواضعی از درون دولت که یادآور سیاستهای محدودکننده گذشته است، میتواند بهشدت برای جامعه و فعالان دیجیتال نگرانکننده باشد.
اگر قرار باشد طرح شبکه ملی اطلاعات همچنان در سایه سیاستهای فیلترینگ و انسداد اطلاعات مطرح شود، این پروژه نه تنها توسعه زیرساختی را به همراه نخواهد داشت، بلکه موجب بازتولید همان تجربههای ناکام گذشته خواهد شد. تجربه کاربران ایرانی، بهویژه در حوزه آموزش، تجارت الکترونیکی و خدمات، سرشار از ناکارآمدیهای تحمیلی ناشی از انسداد و انحصار است.
واقعیت آن است که کاربران فضای مجازی در ایران، بیش از هر چیز به حق انتخاب، شفافیت عملکرد و احترام به حریم دادههای شخصی نیاز دارند. دلیل موفقیت پلتفرمهای خارجی نه فقط کیفیت، بلکه احساس امنیت نسبی و عدم مداخله مستقیم حاکمیتی بوده است.
اگر قرار است پیامرسانهای داخلی جایگاه خود را پیدا کنند، پیش از هر چیز باید مستقل، رقابتی، شفاف و مورد اعتماد مردم باشند. این اعتماد با اجبار و انسداد به دست نمیآید.
توسعه توان سایبری کشور امری ضروری و غیرقابل انکار است. اما این هدف با رویکردی بسته، تقابلی و محدودکننده قابل دستیابی نیست. تجربه جهانی نشان میدهد که حکمرانی دیجیتال موفق بر پایه تعامل، تنظیمگری هوشمند و رقابت سالم استوار است؛ نه انحصار، فیلترینگ و اجبار به استفاده از ابزار خاص.
دکتر عارف، چهرهای فراجناحی و عقلگرا، همواره به عنوان مدافع توسعه متوازن و حقوق شهروندی شناخته شده است. همین سابقه موجب شده است که افکار عمومی نسبت به موضعگیری اخیر او با شگفتی و پرسش همراه شوند. آیا چنین رویکردی، انحراف از مسیر اعلامشده دولت است؟ یا تنها یک هشدار اولیه از چرخش احتمالی در سیاست دیجیتال دولت چهاردهم؟
جمعبندی: دولت، به وعده بازسازی اعتماد دیجیتال بازگردد
بدنه اجتماعیای که به دولت چهاردهم رأی داد، بخش عمدهای از آن را جامعه کاربران فضای مجازی، فعالان کسبوکارهای آنلاین و نخبگان دیجیتال تشکیل میدادند. اکنون حفاظت از این سرمایه اجتماعی، تنها از مسیر شفافیت، مشارکت و احترام به آزادی انتخاب ممکن است.
پیش از آنکه دیر شود، دولت باید به مسیر اولیهاش بازگردد؛ مسیری که وعده آن را داد: اعتمادسازی دیجیتال، حکمرانی هوشمند، و پایان عصر فیلترینگ و اجبار.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ