به گزارش اطلاع با ما به نقل از فرارو، اقتصاد ایران اقتصاد ایران درگیر مجموعهای از چالشهای همزمان است که ریشه در دههها فشار بیرونی و ضعفهای ساختاری دارد. تحریمها در این مسیر تنها یک عامل لحظهای نبودهاند، بلکه با ایجاد فرسایش تدریجی، بنیانهای اقتصادی کشور را نحیف کردهاند.
آسیبها فقط به منابع مالی محدود نشده است. زیرساختهای صنعتی، توان فناورانه، تجهیزات تولیدی و حتی سرمایه انسانی در این سالها دچار استهلاک شدهاند؛ موضوعی که بازگشت به شرایط گذشته را دشوار و پرهزینه کرده است.
بخش بزرگی از ماشینآلات و تجهیزات کشور فرسوده شدهاند. افت بهرهوری، افزایش مصرف انرژی و محدودیت در نوسازی، اقتصاد را وارد مرحلهای کرده که حتی تداوم شرایط فعلی نیز نیازمند منابع قابلتوجه است.
محدودیت در نقلوانتقال پول، دسترسی به نظام بانکی بینالمللی و کاهش قدرت چانهزنی اقتصادی، هزینه مبادلات را افزایش داده است. در چنین شرایطی، حتی وجود ظرفیت تولید هم لزوماً به فعال شدن آن منجر نمیشود.
در سالهای اخیر، نوعی دوگانهسازی نادرست در سیاستگذاری شکل گرفته است؛ گویی یا باید به تعامل خارجی اندیشید یا صرفاً بر تقویت درونی تمرکز کرد. این نگاه، مسیر دیپلماسی اقتصادی و اصلاحات ساختاری را همزمان تضعیف کرده است.
کاهش قدرت خرید، فقط یک شاخص رفاهی نیست؛ این موضوع مستقیماً بر تقاضا، تولید و سرمایه اجتماعی اثر میگذارد. فشار معیشتی اگر کنترل نشود، همراهی جامعه با هرگونه اصلاح اقتصادی را بهشدت کاهش میدهد.
عبور از شرایط فعلی نیازمند اصلاحات زمانبندیشده است. نه میتوان همه تغییرات را به آینده نامعلوم موکول کرد و نه میتوان با اقدامات کوتاهمدت، مشکلات عمیق ساختاری را حل کرد.
اصلاح ساختار بودجه، ساماندهی شبکه بانکی و کنترل خلق نقدینگی، از مهمترین گامهای میانمدت هستند. بدون این اصلاحات، هر سیاست حمایتی به سرعت اثر خود را از دست میدهد.
در بلندمدت، تداوم تحریمها به معنای ادامه فرسایش اقتصادی است. بدون گشایش حسابشده در روابط خارجی، امکان نوسازی، سرمایهگذاری و رشد پایدار فراهم نخواهد شد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ