به گزارش اطلاع با ما ، جنگ جهانی سوم: اظهارات تئوریسینها و تحرکات نظامی اخیر در روسیه، چین و ناتو این پرسش را مطرح کرده که آیا جهان دارد به سوی جنگی فرامرزی و گسترده پیش میرود. از بازتفسیر مرزها در روسیه و رژههای نظامی چین تا تقویت بنیه نظامی ناتو و افزایش بودجه دفاعیِ غرب — همه نشاندهنده مرحلهای از رقابتگرایی شدید بین قدرتهاست، اما تبدیل این رقابت به «جنگ جهانی سوم» هنوز دور از قطعیت است. در این گزارش عوامل مؤثر، سناریوها و شاخصهایی که باید رصد کرد، بررسی میشود.
در ماهها و سالهای اخیر، همگرایی دو روند دیده میشود: اول، افزایش جاهطلبیهای منطقهای (روسیه در همسایگی غربی؛ چین در آسیا) و دوم، تقویت پاسخهای نظامی و سیاسی از سوی آمریکا و متحدانش. این ترکیب خبرساز و نگرانکننده است، اما «تنش» با «جنگ جهانی» فاصله دارد — جنگی که مستلزم نبردهای همزمان و فراقارهای بین چند بلوک عمده باشد.
بخشی از نخبگان و تئوریسینهای روسیه به بازنگری در مرزهای پساشوروی باور دارند؛ ایدهای که الحاق شبهجزیره کریمه و عملیات در اوکراین را توجیه کرد. این ایدئولوژی و سیاست میتواند منجر به درگیریهای فراتر از اوکراین شود اما سه عامل مانع فوری آناند: هزینههای اقتصادی و نظامی سنگین، ریسک واکنش شدید ناتو و پیچیدگیهای داخلی روسیه.
رژههای نظامی و نمایش موشکها در چین، و تقویت روابط پدافندی آمریکا با متحدان آسیایی، نگرانی از برخورد مستقیم در دریای چین جنوبی یا تایوان را بالا برده است. جنگ بین چین و آمریکا میتواند منطقهای اما پیامدهای جهانی (بهخصوص اقتصادی و هستهای) داشته باشد؛ با این حال احتمال مواجهه همهجانبه میان دو قدرت هستهای در کوتاهمدت همچنان پایین ارزیابی میشود چرا که هزینههای ناشی از تقابل مستقیم برای هر دو طرف بسیار بالاست.
افزایش سهم دفاعی ناتو و ارسال تسلیحات به اوکراین نشاندهنده اراده اروپای غربی و آمریکا برای جلوگیری از پیشروی روسیه است. اگر بحران اوکراین به سایر مرزها کشیده شود — مثلاً در بالتیک یا نواحی مرزی فنلاند/روسیه — خطر تبدیل به بحران فرامنطقهای بالا میرود. اما ناتو و اعضایش تلاش میکنند راهحلهای بازدارنده و نه تهاجمی انتخاب کنند تا از تشدید مستقیم اجتناب ورزند.
یکی از مهمترین موانع در برابر هر گونه گسترش درگیری به جنگ جهانی، واقعیت بازدارندگی هستهای است. تهدید متقابل نابودی، مرزهای اقدامات عمده نظامی را محدود میکند. هم چین، هم روسیه و هم آمریکا ظرفیت هستهای دارند و لذا ورود به یک برخورد تمامعیار میتواند پیامدهای فاجعهبار فراتر از هر محاسبه سیاسیِ کوتاهمدت داشته باشد.
سناریوی محتملترین: تشدید درگیریهای منطقهای (اوکراین، دریای چین جنوبی، تنگهها) همراه با مسابقه تسلیحاتی و تحریمهای اقتصادی، بدون تبدیل شدن به جنگ جهانی.
سناریوی محتملِ کمتر: گسترش درگیری به جبهههای جدید در اروپا شرقی یا آسیای شرقی در پی اشتباه محاسباتی یا حمله تصادفی.
سناریویِ کماحتمال اما خطرناک: برخورد مستقیم و گسترده بین بلوکهای هستهای که کارکرد بازدارندگی را به چالش بکشد — رخدادی که جهان را در مسیر فاجعهبار قرار میدهد.
استقرار قابلتوجه نیروی زمینی و زرهی در مرزها (نه فقط مانورهای نمایشی).
استفاده یا انتقال گسترده تسلیحات دوربرد یا دقیق به مناطق نزدیک مرزها.
تصاویر و شواهد از افزایش واقعی در آمادگی رزمی و اعلانهای رسمی مبنی بر آمادهباش جنگی.
اعلامیههای رسمی مبنی بر تغییر در مواضع هستهای یا کاهش آستانه استفاده از سلاحهای هستهای.
شورای امنیت، سازمان ملل، پیمانهای منطقهای و کانالهای دوطرفه دیپلماتیک نقش اساسی در کاهش ریسک دارند. فشارهای اقتصادی، دیپلماسی پشتپرده و سازوکارهای کاهش تنش (مانند خطوط تماس نظامی و توافقهای کنترل تسلیحاتی) میتوانند از تبدیل بحرانهای محلی به جنگی فراگیر جلوگیری کنند.
عوامل متعددی — شامل بازتفسیر ارضی در روسیه، بلندپروازیهای چین، و واکنش نظامی-سیاسی غرب — جهان را در وضعیتی پرتنش قرار دادهاند. این شرایط میتواند بحرانهای منطقهای و هزینههای ژئوپلیتیک بزرگتری رقم بزند، اما انتقال قطعی این تنشها به «جنگ جهانی سوم» نیازمند ترکیب خاصی از اشتباهات محاسباتی، فروپاشی دیپلماسی و تشدید کنشهاست که در حال حاضر چندان محتمل بهنظر نمیرسد. با این حال، ریسکها واقعیاند و رصد پیوسته شاخصهای نظامی و سیاسی ضروری است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ