به گزارش اطلاع با ما، یخچال – شاید باورش سخت باشد، اما امروز رفتار قیمت یخچال و ماشین لباسشویی شبیه دلار و سکه شده است. نه اینکه فقط گران شده باشند، بلکه تغییرات ساعتی دارند. یک فروشنده صبح قیمتی اعلام میکند، بعدازظهر تماس میگیرد و میگوید: «قیمت عوض شد، اگر میخواهید همین الان بیاورید.»
این تثبیتناپذیری، بازار لوازم خانگی را در ماههای اخیر به یکی از بیثباتترین و پرنوسانترین دورههای تاریخش تبدیل کرده است. دیگر نمیشود با برنامه خرید کرد؛ یا در لحظه میخری یا باید منتظر باشی شاید باز هم گرانتر شود. معادله حلنشدنی؛ یخچال ساید بای ساید برابر با ۶ ماه خرج زندگی
بیایید واقعبین باشیم. میانگین حقوق یک کارگر ساده حدود ۱۶ میلیون تومان است. حالا نگاهی بیندازید به قیمت یک یخچال ساید بای ساید معمولی؛ چیزی حدود ۲۸۰ میلیون تومان. یعنی بیش از ۱۷ برابر حقوق ماهانه. اما این فقط اعداد نیست؛ بیایید آن را به زبان هزینه زندگی ترجمه کنیم.
یک خانوار متوسط شهری، ماهانه بین ۲۰ تا ۳۵ میلیون تومان برای خورد و خوراک و اجاره و قبضها هزینه میکند (البته بدون خرید کالای بادوام). یک یخچال ساید بای ساید میتواند معادل ۴ تا بیش از ۶ ماه کل سبد معیشت یک خانواده هزینه داشته باشد. یعنی اگر شش ماه فقط بخورید و بخوابید و هیچ هزینه دیگری نکنید، میتوانید یک یخچال بخرید.
حالا تصور کنید همین یخچال ناگهان از کار بیفتد و قابل تعمیر نباشد. چه باید کرد؟
شاید بگویید ساید بای ساید که لوکس است. برویم سراغ یخچال ساده و کوچک که در اکثر خانههای ایرانی جا دارد. یک مدل معمولی امروز بین ۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان قیمت دارد. این یعنی حدود یک تا یکونیم برابر کل هزینه ماهانه یک خانواده.
به عبارت دیگر، اگر یخچال شما شب خراب شود، فردا باید تمام بودجه خرج خوراک و اجاره یک ماه را بدهید تا یک یخچال ساده بخرید. بقیه هزینههای آن ماه را چه کار کنید؟
ماشین لباسشویی دیگر مثل یخچال نیست که شاید یک هفته بدون آن دوام بیاورید. این کالا کاملاً ضروری محسوب میشود. قیمت یک مدل معمولی بین ۲۵ تا ۵۰ میلیون تومان است. یعنی چیزی حدود یک تا نزدیک دو برابر هزینه ماهانه خانوار.
برای یک کارگر با حقوق ۱۶ میلیون تومان، خرید یک ماشین لباسشویی معمولی به معنای پرداخت معادل دو تا سه حقوق کامل است. یعنی اگر هر ماه کل حقوقش را پسانداز کند (که غیرممکن است)، بعد از دو سه ماه میتواند یک ماشین لباسشویی بخرد. اما در این دو سه ماه بدون لباسشویی چه کار کند؟
روزگاری نه چندان دور، خرید یک آبمیوهگیری، مخلوطکن، هواپز یا اتو جزو خریدهای عادی خانه بود. اما حالا این لوازم از سبد بسیاری از خانوارها حذف شدهاند. چرا؟ چون دیگر اولویت نیستند.
خانواری که برای خرید یخچال و لباسشویی اصلی دستوپنجه نرم میکند، دیگر توان مالی برای «وسایل اضافی» ندارد. همین وسایل کوچک اما حیاتی مثل جاروبرقی یا مایکروفر هم اگر خراب شوند، یک بحران کوچک مالی ایجاد میکنند.
با این قیمتهای نجومی، طبیعی است که اولین فکر خانوادهها به سمت تعمیر برود. اما تعمیرات هم دیگر ارزان نیست. هزینه تعمیر لوازم خانگی کوچک از ۲ تا ۵ میلیون تومان شروع میشود. برای یخچال و ماشین لباسشویی اما عددها بسیار بالاتر است؛ تا ۳۰ میلیون تومان و حتی بیشتر.
تعمیر وسیلهای قدیمی با هزینهای چند میلیونی، بدون تضمین دوام چندماهه
خرید وسیله جدید با دهها میلیون تومان، بدون اطمینان از نوسان قیمت فردا
خیلیها تعمیر را انتخاب میکنند، اما با دل لرزان و این نگرانی که شاید یک ماه بعد دوباره خراب شود و این بار تعمیرش به صرفه نباشد.
وقتی تعمیر جواب ندهد و پول یکباره هم در جیب نباشد، تنها راه باقیمانده خرید قسطی یا چکی است. طبقه متوسط امروز به شدت به این سمت رفته است. فروشگاههای زنجیرهای و نمایندگیهای لوازم خانگی، طرحهای اقساطی بدون بهره یا با بهره کم ارائه میدهند.
اما این راه نیز هزینه روانی و مالی دارد. خانوادهای که امروز برای خرید یک یخچال یا ماشین لباسشویی وارد تعهدات چندماهه یا حتی یکساله میشود، عملاً بخش قابل توجهی از درآمد آینده خود را پیشاپیش هزینه کرده است. یعنی ماههای بعدی را با کسری بودجه شروع میکند.
تلخترین گزینه اما حذف است. یعنی اگر یخچال قدیمی هنوز راه میرود، بماند. اگر ماشین لباسشویی صدا میدهد اما کار میکند، تحملش کنیم. اگر جاروبرقی ضعیف شده، با جارو دستی بسازیم.
بسیاری از خانوادهها وارد این فاز شدهاند: خرید لوازم خانگی را به تعویق میاندازند تا شاید روزی قیمتها فروکش کند یا بودجهای جمع کنند. اما تجربه ماههای اخیر نشان داده که قیمتها بیشتر از پسانداز خانوار بالا رفته است.
سوال کلیدی مقاله اینجا است: کارگری با حقوق حدود ۱۶ میلیون تومان چگونه میتواند کالایی مانند یک یخچال ۴۰ تا ۶۰ میلیونی تهیه کند؟
چند ماه کامل دست از بسیاری از مخارج بردارد (که سلامت و معیشت را به خطر میاندازد)
هیچکدام از این گزینهها ایدهآل نیست. اما در شرایط فعلی، خیلی از خانوادهها چارهای جز انتخاب بین بد و بدتر ندارند.
افزایش هزینه مواد اولیه مثل فولاد، مس و پلاستیک در بازار جهانی
و در نهایت، نوسانهای ساعتی ناشی از انتظارات تورمی؛ فروشنده میترسد امروز بفروشد چون فردا باید گرانتر بخرد
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ