به گزارش اطلاع با ما ، نوسازی بافتهای فرسوده شهری در کنار بهبود کیفیت محلهها، ممکن است فشار بیشتری بر مستأجران کمدرآمد وارد کند. کارشناسان بر ضرورت ایجاد سیاستهای مسکن استطاعتپذیر و حمایت از مستأجران تأکید دارند تا بازآفرینی شهری به خروج ساکنان فعلی از محلههای هدف منجر نشود.
نوسازی بافتهای فرسوده شهری با هدف افزایش کیفیت زندگی و بهبود شرایط سکونت انجام میشود، اما افزایش ارزش زمین و مسکن در برخی محلهها میتواند فشار بیشتری بر مستأجران کمدرآمد وارد کند؛ بهگونهای که بخشی از ساکنان فعلی دیگر توان پرداخت هزینههای سکونت در همان محدوده را نداشته باشند.
این موضوع یکی از چالشهای مهم در سیاستهای بازآفرینی شهری است؛ چراکه توسعه و نوسازی زمانی میتواند به بهبود شرایط یک محله منجر شود که ساکنان فعلی نیز امکان ادامه زندگی در آن را داشته باشند.
تجربه چند دهه اجرای طرحهای بهسازی و نوسازی شهری نشان میدهد که شیوه مداخله در بافتهای ناکارآمد تغییر کرده است. در گذشته، برخی پروژهها بر تملک گسترده املاک، تخریب بافت موجود و اجرای پروژههای بزرگ ساختمانی استوار بودند؛ رویکردی که نمونههایی از آن در محله سیروس تهران دیده شده است.
در رویکردهای جدیدتر، تلاش میشود نوسازی با مشارکت مالکان و در مقیاسهای کوچکتر انجام شود تا ساختار اجتماعی محله کمتر دستخوش تغییر شود. با این حال، مسئله مستأجران همچنان یکی از بخشهای کمتر دیدهشده این سیاستهاست.
کاوه حاجیعلیاکبری، پژوهشگر حوزه بازآفرینی شهری، معتقد است مسئله اصلی صرفاً نوسازی نیست، بلکه نبود یک نظام مشخص برای تأمین مسکن خانوارهایی است که توان رقابت در بازار مسکن را ندارند.
به گفته او، حمایتهایی مانند پرداخت تسهیلات یا اختصاص زمین زمانی میتواند مؤثر باشد که خانوار حداقلی از توان مالی برخوردار باشد. برای خانوارهایی که حتی با این حمایتها نیز قادر به تأمین مسکن نیستند، ابزار حمایتی مشخص و پایداری وجود ندارد.
این خلأ بهویژه در شهرهای بزرگی مانند تهران اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا افزایش هزینه مسکن میتواند خانوارهای کمدرآمد را به سمت مناطق ارزانتر در حاشیه شهر سوق دهد.
از سوی دیگر، بافتهای فرسوده و ناکارآمد معمولاً در مناطقی قرار گرفتهاند که قیمت مسکن در آنها نسبت به بسیاری از نقاط دیگر شهر پایینتر است. به همین دلیل، افزایش عرضه مسکن در همین محدودهها میتواند بخشی از نیاز گروههای کمدرآمد را پاسخ دهد.
یکی از راهکارهای مطرحشده، اختصاص زمین برای ساخت مسکن در داخل محدودههای فرسوده شهری است. در چنین مدلی، به جای توسعه شهر به سمت مناطق جدید و ایجاد شهرکهای تازه، از ظرفیت زمینهای موجود در داخل شهر استفاده میشود.
این رویکرد میتواند به توسعه درونشهری و استفاده بهتر از زیرساختهای موجود کمک کند و در عین حال، امکان تولید واحدهای مسکونی با هزینه مناسبتر را افزایش دهد.
یکی از مباحث مهم در این زمینه، ایجاد نظامی برای تأمین «مسکن استطاعتپذیر» است؛ مسکنی که برای خانوارهایی طراحی شود که درآمدشان اجازه حضور در بازار عادی مسکن را نمیدهد.
در کشورهای مختلف، مدلهایی مانند مسکن اجتماعی، عمومی، شورایی و استیجاری برای حمایت از گروههای کمدرآمد مورد استفاده قرار گرفته است. در این مدلها، دولت یا نهادهای عمومی میتوانند با نقش تنظیمگری و حمایتی، امکان دسترسی خانوارهای کمبرخوردار به مسکن با هزینه پایینتر را فراهم کنند.
یکی از دغدغههای اصلی در سیاستهای بازآفرینی شهری این است که ارتقای کیفیت یک محله نباید به از دست رفتن امکان سکونت برای ساکنان کمدرآمد آن منجر شود.
اگر ارزش زمین و هزینه اجاره همزمان با نوسازی افزایش پیدا کند، مستأجرانی که درآمد محدودی دارند ممکن است ناچار شوند برای یافتن مسکن ارزانتر، از محله یا حتی از شهر فاصله بگیرند.
بر این اساس، سیاستهای نوسازی شهری در کنار توجه به ساختوساز و ارتقای کیفیت محیط، نیازمند سازوکارهایی برای حفظ استطاعت سکونت گروههای کمدرآمد نیز خواهد بود؛ موضوعی که میتواند نقش مهمی در جلوگیری از خروج تدریجی مستأجران از محلات هدف بازآفرینی داشته باشد.
در همین راستا، موضوع حمایت از مستأجران و خانوارهای کمبرخوردار از محورهای مورد بحث در نشستهای تخصصی هفتمین نمایشگاه مسکن، شهرسازی و بازآفرینی شهری اعلام شده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ