به گزارش اطلاع با ما ، حضور سینمای ایران در جشنوارههای معتبر بینالمللی سابقهای طولانی دارد؛ از فیلمهای عباس کیارستمی و دیگر فیلمسازان شناختهشده گرفته تا آثار نسل جدیدی که در سالهای اخیر در جشنوارههایی مانند کن، برلین، ونیز و لوکارنو دیده شدهاند.
با این حال، در سالهای اخیر شکل حضور بخشی از سینمای ایران در این رویدادها تغییر کرده است. برخی فیلمهایی که خارج از فرآیند رسمی تولید شدهاند یا با محدودیتهای داخلی روبهرو بودهاند، توانستهاند توجه جشنوارهها و رسانههای خارجی را به خود جلب کنند. همین اتفاق این پرسش را به وجود آورده که سهم کیفیت هنری و سهم فضای سیاسی در دیدهشدن این آثار چقدر است.
سینمای ایران در دورهای توانست بدون اتکا به حواشی سیاسی، جایگاهی قابل توجه در سینمای جهان پیدا کند. آثار عباس کیارستمی نمونهای روشن از این مسیر هستند؛ فیلمهایی که با روایتهای ساده، نگاه انسانی و فرم متفاوت توانستند مخاطبان و منتقدان خارجی را تحت تأثیر قرار دهند.
آثاری مانند «خانه دوست کجاست؟»، «کلوزآپ» و «طعم گیلاس» نشان دادند که سینمای ایران میتواند با تکیه بر ویژگیهای هنری و نگاه مستقل فیلمساز، از مرزهای جغرافیایی عبور کند.
تفاوت مهم این دوره با بخشی از جریان امروز در این است که هویت فیلمها بیش از هر چیز با زبان سینمایی آنها تعریف میشد؛ در حالی که اکنون درباره بعضی آثار، نحوه تولید، نداشتن مجوز یا محدودیتهای ایجادشده برای سازندگان نیز به بخشی از روایت رسانهای فیلم تبدیل شده است.
در سالهای اخیر، چند فیلم ایرانی که خارج از فرآیند رسمی تولید شدهاند، در جشنوارههای مهم جهان حضور پیدا کردهاند. «منطقه بحرانی» علی احمدزاده، «کیک محبوب من» مریم مقدم و بهتاش صناعیها، «خرس نیست» جعفر پناهی و «آیههای زمینی» علی عسگری و علیرضا خاتمی از جمله آثاری هستند که علاوه بر محتوای فیلم، شرایط تولید یا حواشی پیرامون آنها نیز مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
برای نمونه، «کیک محبوب من» در جشنواره برلین ۲۰۲۴ به نمایش درآمد و جوایزی نیز دریافت کرد. «خرس نیست» نیز در جشنواره ونیز ۲۰۲۲ جایزه ویژه هیئت داوران را به دست آورد. «منطقه بحرانی» نیز در جشنواره لوکارنو ۲۰۲۳ با دریافت پلنگ طلایی مورد توجه قرار گرفت.
این نمونهها الزاماً به معنای کمارزش بودن آثار نیستند؛ مسئله اصلی این است که شرایط پیرامونی آنها نیز به اندازه ویژگیهای سینماییشان مورد توجه قرار گرفته است.
جشنوارههای بزرگ سینمایی تنها محل نمایش فیلم نیستند و در بسیاری از موارد، فضای اجتماعی و سیاسی زمانه نیز در نحوه توجه رسانهها به آثار تأثیر میگذارد.
برخی منتقدان معتقدند فیلمهایی که موضوعات حساس اجتماعی یا سیاسی را مطرح میکنند، ممکن است در فضای رسانهای بینالمللی بیشتر دیده شوند. در مقابل، گروهی دیگر تأکید دارند که نمیتوان موفقیت یک فیلم در جشنواره را صرفاً به موضوع سیاسی آن نسبت داد و کیفیت فیلمنامه، کارگردانی، بازیها و زبان بصری همچنان اهمیت اساسی دارد.
بنابراین، شاید مسئله اصلی نه حذف یکی از این عوامل، بلکه بررسی میزان اثرگذاری هرکدام باشد.
ساخت فیلم خارج از سازوکار رسمی، برای فیلمساز امکان پرداختن به برخی موضوعات حساس را فراهم میکند؛ اما این شیوه تولید میتواند محدودیتهای جدی نیز به همراه داشته باشد.
تولید مخفیانه معمولاً با زمان محدود، دشواری در استفاده از لوکیشنها، مشکلات فنی و محدودیتهای مالی همراه است. چنین شرایطی ممکن است روی کیفیت صدا، تصویر، طراحی صحنه و حتی ساختار روایی تأثیر بگذارد.
از سوی دیگر، ویژگی «غیررسمی بودن» میتواند به بخشی از هویت رسانهای اثر تبدیل شود و توجه بیشتری را به سمت آن جلب کند. در چنین شرایطی، فیلم ممکن است پیش از آنکه صرفاً به عنوان یک اثر سینمایی بررسی شود، به عنوان محصول یک شرایط اجتماعی و سیاسی خاص معرفی شود.
بخشی از این وضعیت را نمیتوان تنها به عملکرد جشنوارههای خارجی نسبت داد. سیاستگذاری فرهنگی در داخل کشور نیز در شکلگیری فضای سینما نقش دارد.
نبود مسیرهای روشن برای تولید آثار انتقادی، اختلاف بر سر صدور مجوز، محدودیتهای مربوط به برخی موضوعات و تفاوت دیدگاه میان سینماگران و نهادهای رسمی میتواند بخشی از تولیدات را به سمت مسیرهای غیررسمی سوق دهد.
اگر فیلمساز بتواند آثار اجتماعی و انتقادی خود را در چارچوبی روشن و قابل پیشبینی تولید کند، احتمالاً انگیزه برای عبور از مسیرهای غیررسمی نیز کاهش خواهد یافت.
تغییرات تکنولوژیک نیز شرایط را دگرگون کرده است. دوربینهای کوچک، تلفنهای هوشمند و تجهیزات تدوین در دسترس، تولید فیلم با امکانات محدود را آسانتر از گذشته کردهاند.
به همین دلیل، امروز ساخت یک فیلم مستقل با گروه کوچک و امکانات محدود دشوار است، اما غیرممکن نیست. همین مسئله باعث شده فاصله میان تولید رسمی و غیررسمی در برخی بخشها کمتر شود.
در کنار فناوری، منابع مالی و شبکههای پخش بینالمللی نیز اهمیت دارند. برخی آثار مستقل، از ابتدا با هدف حضور در جشنوارههای خارجی تولید میشوند و همین موضوع میتواند بر انتخاب سوژه و شکل روایت آنها تأثیر بگذارد.
بحث اصلی در نهایت به یک سؤال ساده بازمیگردد: آیا یک فیلم باید به دلیل کیفیت سینمایی خود ماندگار شود یا به دلیل شرایطی که در آن ساخته شده است؟
فضای سیاسی ممکن است توجه اولیه را به یک اثر جلب کند، اما ماندگاری در تاریخ سینما معمولاً به عوامل عمیقتری مانند فیلمنامه، فرم، بازیها، کارگردانی، شخصیتپردازی و توانایی برقراری ارتباط با مخاطب وابسته است.
تجربه سینمای ایران نیز نشان داده است آثاری که توانستهاند از مرزهای سیاسی و جغرافیایی عبور کنند، معمولاً بر مفاهیم انسانی و زبان سینمایی متمایز تکیه داشتهاند.
برای تقویت جایگاه سینمای ایران در جهان، هم سیاستگذاری داخلی و هم رفتار جشنوارههای خارجی اهمیت دارد. ایجاد مسیرهای شفاف برای تولید آثار اجتماعی، کاهش تصمیمهای سلیقهای و فراهم کردن امکان نقد مسئولانه میتواند به سینماگران کمک کند تا بدون نیاز به تولید زیرزمینی، آثار خود را به مخاطب داخلی و خارجی عرضه کنند.
از سوی دیگر، جشنوارههای بینالمللی نیز زمانی میتوانند تصویری دقیقتر از سینمای ایران ارائه دهند که آثار را پیش از هر چیز بر اساس کیفیت هنری و سینمایی آنها ارزیابی کنند.
در نهایت، جنجال سیاسی میتواند یک فیلم را برای مدتی بیشتر در مرکز توجه قرار دهد، اما آنچه ماندگار میشود، خود اثر است. سینمای ایران اگر قرار است جایگاه جهانی خود را حفظ کند، بیش از هر چیز به فیلمهایی نیاز دارد که بتوانند با زبان هنر، داستان و نگاه انسانی با مخاطب ارتباط برقرار کنند؛ چه در مسیر رسمی ساخته شده باشند و چه مستقل و خارج از سازوکارهای معمول.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ