به گزارش اطلاع با ما روز ملی سینما در ایران بار دیگر با حاشیههایی از سوی برخی چهرههای شناختهشده همراه شد؛ سلبریتیهایی که از «حال بد جامعه و سینما» میگویند اما در عین حال زندگی لاکچری و پروژههای پررنگ هنریشان روایت دیگری از واقعیت نشان میدهد. در این میان، تنها معدودی همچون پرویز پرستویی با نگاهی واقعبینانه بر محرومیتهای واقعی و ضرورت همدلی تأکید کردند. پرسش اصلی این است که سینمای ایران قرار است بازتاب تلخیها باشد یا راهی برای امید و آیندهسازی؟
سینما و تلویزیون در ایران همواره آیینهای از جامعه تلقی شدهاند، اما در شرایطی که انتظار میرود این هنر امیدآفرین باشد، بسیاری از سلبریتیها بیشتر بر اندوه و ناامیدی تأکید میکنند. چهرههایی چون آزاده صمدی، ستاره اسکندری و حامد بهداد در روز ملی سینما بار دیگر سخنان اعتراضی و تلخ مطرح کردند، در حالیکه حضورشان در پروژههای مختلف ادامه دارد.
منتقدان معتقدند که این رویکرد بیشتر از جنس «طلبکاری» است تا دغدغه هنری. سلبریتیها در مراسم رسمی از بحران و محرومیت میگویند، اما در فضای مجازی تصویری از سفرهای خارجی و زندگی مرفه خود به نمایش میگذارند. این تناقض باعث شده بخشی از جامعه این اعتراضها را بیشتر «پرفورمنس رسانهای» بدانند تا بازتاب واقعی شرایط.
در میان انبوه اعتراضات، صدای پرویز پرستویی بهعنوان نگاهی اصولی و واقعبین شنیده شد. او به مشکلات واقعی مناطق محروم اشاره کرد و بر لزوم همدلی و حمایت تأکید داشت، بدون آنکه به شعارزدگی و جنجال روی آورد.
نگاهی به تجربه جهانی نشان میدهد که هنرمندان غربی هرچند به نقد سیاستها یا مشکلات اجتماعی میپردازند، اما معمولاً همراه با امید، راهحل و مسئولیت اجتماعی سخن میگویند. نمونههایی چون مریل استریپ، کن لوچ یا ژولیت بینوش در سخنان یا آثار خود علاوه بر نقد، بر آیندهسازی نیز تأکید دارند.
تأکید افراطی بر اندوه و تلخی در سینمای ایران، بدون ارائه راهکار، نهتنها باعث دلگرمی جامعه نمیشود بلکه به تکرار چرخه ناامیدی میانجامد. اگر حال سینما بد است، باید اقدامات عملی برای بهبود آن صورت گیرد و اگر این حال بد صرفاً نمایشی است، نیاز به بازتعریف نقش هنرمند بیش از هر زمان احساس میشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ