کد خبر : 277056
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۹:۰۷

ریسک بزرگ ترامپ علیه ایران؛ فشار اقتصادی می‌تواند جرقه جنگ دوباره را بزند

ریسک بزرگ ترامپ علیه ایران؛ فشار اقتصادی می‌تواند جرقه جنگ دوباره را بزند
ترامپ فشار اقتصادی علیه ایران را تشدید می‌کند؛ اما آیا تحریم، محاصره و فشار بر چین می‌تواند تهران را به توافق وادار کند یا خطر جنگ دوباره را افزایش می‌دهد؟

ریسک بزرگ ترامپ علیه ایران؛ فشار اقتصادی می‌تواند جرقه جنگ دوباره را بزند

به گزارش اطلاع با ما ، دولت ترامپ در حال حرکت به سمت مرحله تازه‌ای از فشار علیه ایران است؛ مرحله‌ای که در آن تحریم‌ها، محدود کردن درآمدهای نفتی و فشار بر شرکای تجاری تهران نقش اصلی را دارند. با این حال، افزایش فشار اقتصادی ممکن است به جای تسلیم ایران، واکنش نظامی و تشدید تنش در منطقه را به دنبال داشته باشد. در این میان، تنگه هرمز، بازار نفت و رابطه ایران و چین سه متغیر مهم در تعیین آینده این تقابل خواهند بود.

راهبرد جدید دولت دونالد ترامپ در قبال ایران وارد مرحله‌ای متفاوت شده است؛ مرحله‌ای که قرار است به جای اتکای اصلی بر عملیات نظامی، فشار اقتصادی و محدود کردن منابع مالی تهران را در مرکز توجه قرار دهد. واشنگتن امیدوار است ترکیب تحریم‌های جدید، محدودیت‌های تجاری و فشار بر خریداران نفت ایران، تهران را در نهایت به پذیرش توافقی مطابق خواسته‌های آمریکا نزدیک کند.

اما این سیاست با یک پرسش اساسی روبه‌روست: آیا فشار بیشتر واقعاً ایران را به عقب‌نشینی وادار می‌کند یا می‌تواند زمینه را برای دور تازه‌ای از درگیری نظامی فراهم کند؟

راهبرد تازه ترامپ برای فشار بر ایران

برنامه اقتصادی آمریکا قرار است دامنه فشار علیه ایران را گسترده‌تر کند. واشنگتن علاوه بر هدف قرار دادن منابع درآمدی تهران، به دنبال محدود کردن روابط اقتصادی ایران با کشورهایی است که همچنان با این کشور تجارت دارند.

چین، هند، ترکیه و امارات از جمله کشورهایی هستند که می‌توانند در معرض فشارهای ثانویه آمریکا قرار بگیرند. اهمیت این کشورها از آنجا ناشی می‌شود که بخشی از مسیر تجارت و درآمدهای ارزی ایران از طریق همین شبکه اقتصادی ادامه پیدا می‌کند.

منطق کاخ سفید این است که اگر فشار نظامی نتوانسته تهران را به پذیرش خواسته‌های آمریکا نزدیک کند، شاید فشار اقتصادی گسترده‌تر بتواند چنین نتیجه‌ای ایجاد کند.

چرا فشار اقتصادی می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد؟

مشکل اصلی این راهبرد آن است که تهران ممکن است میان فشار اقتصادی و اقدام نظامی تفاوت چندانی قائل نشود.

اگر تحریم‌ها به مرحله‌ای برسند که درآمدهای ارزی، صادرات نفت و توان اقتصادی ایران را به شکل جدی محدود کنند، ممکن است تصمیم‌گیران ایرانی به دنبال راه‌هایی برای افزایش هزینه این سیاست برای آمریکا و متحدانش باشند.

در چنین شرایطی، واکنش تهران می‌تواند از مسیرهایی مانند افزایش فشار در منطقه، حمله به زیرساخت‌های انرژی یا تشدید محدودیت‌های تردد در آبراه‌های راهبردی دنبال شود.

بنابراین، موفقیت تحریم‌ها لزوماً به معنای کاهش تنش نیست؛ حتی ممکن است در سناریویی متفاوت، فشار اقتصادی بیشتر به افزایش ریسک نظامی منجر شود.

تنگه هرمز؛ مهم‌ترین اهرم تهران

در این میان، تنگه هرمز جایگاه ویژه‌ای دارد. هرگونه اختلال جدی در عبور نفتکش‌ها از این مسیر می‌تواند بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.

افزایش قیمت نفت نه‌تنها اقتصاد کشورهای منطقه را تحت فشار قرار می‌دهد، بلکه هزینه ادامه تقابل برای آمریکا و متحدانش را نیز افزایش خواهد داد.

به همین دلیل، تنگه هرمز می‌تواند همزمان یک ابزار نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک برای تهران باشد؛ ابزاری که در صورت تشدید فشارها، اهمیت آن بیشتر خواهد شد.

چین؛ نقطه حساس سیاست تحریمی آمریکا

یکی از دشوارترین بخش‌های راهبرد جدید واشنگتن، برخورد با چین است.

چین از مهم‌ترین خریداران نفت ایران محسوب می‌شود و کاهش جدی درآمد نفتی تهران بدون ایجاد اختلال در این رابطه دشوار خواهد بود. در نتیجه، آمریکا برای مؤثرتر کردن سیاست فشار اقتصادی خود ممکن است ناچار شود فشار بیشتری بر شرکت‌ها و مجموعه‌های چینی وارد کند.

اما این اقدام برای واشنگتن بدون هزینه نیست.

گسترش تحریم‌های ثانویه علیه چین می‌تواند به یک اختلاف اقتصادی گسترده‌تر میان دو قدرت بزرگ جهان تبدیل شود و حتی پیامدهایی برای بازار جهانی انرژی داشته باشد.

به همین دلیل، میزان فشاری که دولت ترامپ حاضر است به چین وارد کند، یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای سنجش قدرت واقعی این راهبرد خواهد بود.

اقتصاد ایران زیر فشار شدیدتر

اقتصاد ایران پیش از تشدید تنش‌های اخیر نیز با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری، محدودیت‌های تجاری و تحریم‌های طولانی‌مدت روبه‌رو بود. افزایش فشار بر صادرات نفت و دسترسی به منابع ارزی می‌تواند این وضعیت را دشوارتر کند.

کاهش درآمدهای نفتی، محدود شدن تجارت خارجی و افزایش هزینه انتقال پول می‌تواند فشار بیشتری بر بازار ارز و بودجه دولت وارد کند.

با این حال، مسئله اصلی فقط میزان خسارت اقتصادی نیست؛ بلکه واکنش سیاسی و امنیتی تهران به این فشارها اهمیت بیشتری دارد.

اگر حکومت ایران احساس کند فشار اقتصادی با هدف تغییر رفتار یا تحمیل توافقی یک‌طرفه دنبال می‌شود، ممکن است به جای پذیرش خواسته‌های واشنگتن، تلاش کند هزینه ادامه این سیاست را برای طرف مقابل افزایش دهد.

آیا جنگ دوباره آغاز می‌شود؟

پاسخ قطعی به این پرسش هنوز ممکن نیست، اما یک نکته روشن است: افزایش فشار اقتصادی الزاماً به معنای کاهش احتمال درگیری نظامی نیست.

ترامپ ممکن است تصور کند با انتقال تمرکز از حملات نظامی به تحریم‌ها، خطر جنگ گسترده کاهش پیدا می‌کند. اما اگر تهران فشار اقتصادی را بخشی از همان تقابل با آمریکا بداند، واکنش آن می‌تواند در سطح نظامی یا منطقه‌ای ادامه پیدا کند.

در چنین شرایطی، بازار نفت، تنگه هرمز و زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس به مهم‌ترین نقاط حساس تبدیل خواهند شد.

به همین دلیل، مرحله تازه سیاست آمریکا علیه ایران بیش از آنکه صرفاً یک کارزار اقتصادی باشد، می‌تواند آزمونی برای سنجش این مسئله باشد که آیا فشار حداکثری سرانجام به مذاکره منجر می‌شود یا بار دیگر مسیر تهران و واشنگتن را به سمت رویارویی نظامی می‌برد.

در نهایت، مهم‌ترین ریسک برای واشنگتن این است که سیاستی که با هدف جلوگیری از جنگ و وادار کردن ایران به توافق طراحی شده، در صورت تشدید بیش از حد فشارها، خود به عاملی برای افزایش احتمال درگیری تبدیل شود.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

برچسب ها :ایران ، ترامپ

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.