به گزارش اطلاع با ما ، افزایش هزینههای زندگی در کنار درآمدهای ثابت، شرایط اقتصادی بخشی از سالمندان و بازنشستگان را دشوار کرده است. برخی برای تأمین هزینه درمان و خوراک به خانواده وابسته شدهاند، برخی پسانداز دوران سالمندی را برای کمک به فرزندان هزینه میکنند و گروهی نیز پس از بازنشستگی دوباره به بازار کار بازگشتهاند. این وضعیت، ضرورت توجه بیشتر به نیازهای اقتصادی و اجتماعی سالمندان را پررنگ کرده است.
دوران بازنشستگی برای بسیاری از افرادی که چند دهه از عمر خود را صرف کار و تأمین هزینههای خانواده کردهاند، قرار بود فرصتی برای آرامش بیشتر باشد؛ اما افزایش مداوم هزینههای زندگی این تصویر را برای بخشی از سالمندان تغییر داده است.
در شرایطی که درآمد بازنشستگی عمدتاً ماهانه و ثابت است، هزینههایی مانند خوراک، مسکن، درمان و دارو دائماً تغییر میکنند. همین تفاوت میان درآمد قابل پیشبینی و هزینههای متغیر باعث شده برخی سالمندان برای تأمین مخارج روزمره، از پسانداز خود استفاده کنند، از فرزندان کمک بگیرند یا حتی پس از بازنشستگی دوباره مشغول به کار شوند.
آمارهای رسمی تصویری از وضعیت درآمدی بازنشستگان ارائه میکنند. حداقل مستمری تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۵ با افزایش ۶۰ درصدی به ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار و ۵۵۰ تومان رسیده و مستمری سایر سطوح نیز با ترکیبی از افزایش درصدی و مبلغ ثابت افزایش یافته است.
در صندوق بازنشستگی کشوری نیز حداقل حقوق بازنشستگان و وظیفهبگیران دارای ۳۰ سال سابقه خدمت، ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان اعلام شده است.
در سوی دیگر، قیمت کالاها و خدمات قرار دارد. بر اساس آمار رسمی، تورم سالانه در اسفند ۱۴۰۴ به ۵۰.۶ درصد رسید و شاخص قیمت مصرفکننده نسبت به سال قبل ۷۱.۸ درصد افزایش داشت. تورم ماهانه گروه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات نیز ۸.۶ درصد اعلام شد.
این ارقام البته بهتنهایی وضعیت اقتصادی همه بازنشستگان را یکسان توصیف نمیکنند؛ چراکه میزان هزینهها به شرایط خانوار، محل زندگی، مسکن، وضعیت درمانی و میزان حمایت خانواده بستگی دارد. با این حال، افزایش قیمتها میتواند برای خانوارهایی که درآمد ثابت دارند فشار بیشتری ایجاد کند.
برای بخشی از والدین، مشکلات مالی تنها به هزینههای شخصی محدود نمیشود. کمک به فرزندان برای ازدواج یا تأمین بخشی از هزینههای تشکیل زندگی نیز میتواند بخش قابل توجهی از پسانداز سالهای کاری را مصرف کند.
برای یک بازنشسته، چنین هزینهای ممکن است به معنای انتخاب میان کمک به فرزند و حفظ اندوختهای باشد که برای سالهای آینده کنار گذاشته شده است.
هزینههایی مانند اجاره یا تالار، غذا، لباس، عکاسی و رفتوآمد در مراسم ازدواج، در مجموع میتواند رقم قابل توجهی ایجاد کند. در چنین شرایطی، حتی خانوادههایی که تلاش میکنند مراسمی ساده برگزار کنند نیز ممکن است با هزینهای فراتر از برآورد اولیه مواجه شوند.
در سالهای سالمندی، هزینههای درمان نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دارو، ویزیت پزشک، آزمایشهای دورهای و رفتوآمد برای درمان از جمله مخارجی هستند که برای بسیاری از سالمندان قابل حذف نیستند.
تفاوت هزینه درمان با برخی مخارج دیگر در این است که فرد نمیتواند به سادگی آن را به ماه بعد موکول کند. برای سالمندی که نیاز به مصرف مستمر دارو دارد، افزایش قیمت یا دشواری دسترسی به دارو میتواند مستقیماً بر بودجه ماهانه اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، برخی سالمندان ناچار میشوند برای تأمین هزینههای درمانی از فرزندان خود کمک بگیرند؛ اتفاقی که برای بخشی از آنها با احساس وابستگی مالی همراه است.
بازنشستگی در بسیاری از موارد با تصور داشتن زمان آزاد برای سفر، تفریح و معاشرت همراه است. اما زمانی که بخش عمده درآمد صرف هزینههای ضروری میشود، تفریح و سرگرمی به یکی از نخستین بخشهایی تبدیل میشود که از سبد هزینه خانوار حذف میشود.
خرید لباس، سفر، مهمانی و حتی برخی نیازهای شخصی ممکن است به تعویق بیفتد تا هزینههای ضروریتری مانند اجاره، خوراک و درمان تأمین شود.
برای برخی سالمندان، حتی هزینههایی مانند تعویض عینک یا دیگر نیازهای شخصی نیز ممکن است تا زمان فراهم شدن منابع مالی به تأخیر بیفتد.
یکی از پیامدهای فشار هزینهها، بازگشت برخی بازنشستگان به بازار کار است.
برای نمونه، فردی که پس از سالها فعالیت رسمی و رسیدن به سن بازنشستگی انتظار داشت زمان بیشتری را در خانه سپری کند، ممکن است برای افزایش درآمد خانوار دوباره شاغل شود.
مشاغل رانندگی و جابهجایی مسافر یکی از نمونههای این وضعیت است؛ هرچند درآمد حاصل از آن نیز کاملاً خالص نیست و هزینههایی مانند سوخت، تعمیرات و استهلاک خودرو از درآمد کسر میشود.
بنابراین، بازنشستگی لزوماً برای همه به معنای پایان فعالیت اقتصادی نیست و برخی افراد به دلیل شرایط خانوار، برای تأمین هزینههای زندگی ناچار به ادامه کار هستند.
مسئله سالمندی تنها به میزان حقوق یا مستمری محدود نمیشود. سلامت، دسترسی به خدمات درمانی، مراقبت، روابط خانوادگی، مشارکت اجتماعی و احساس استقلال نیز از موضوعاتی هستند که کیفیت زندگی سالمندان را تعیین میکنند.
برخی پژوهشهای حوزه رفاه اجتماعی نیز بر ضرورت توجه سیاستگذاران به ابعاد اجتماعی زندگی سالمندان تأکید کردهاند و معتقدند حمایت از این گروه نباید تنها به پرداخت مستمری محدود شود.
در همین زمینه، برخی کارشناسان از کمبود سیاستهای منسجم برای مراقبت از سالمندان، توجه ناکافی به سالمندی فعال و ضعف برنامههای متناسب با نیازهای گروههای مختلف سالمندان سخن گفتهاند.
تصویری که بسیاری از افراد از سالهای بازنشستگی در ذهن دارند، با واقعیت زندگی بخشی از سالمندان فاصله گرفته است. قرار بود پایان سالهای اشتغال، آغاز دورهای با دغدغه کمتر باشد؛ اما برای برخی، این دوره با محاسبه مداوم هزینهها همراه شده است.
یک سالمند ممکن است همزمان با چند مسئله روبهرو باشد: درآمد ثابت، هزینه درمان، افزایش قیمت مواد غذایی، کمک مالی به فرزندان و نگرانی از آینده.
در چنین شرایطی، پساندازی که قرار بود پشتوانه سالهای سالمندی باشد، گاهی برای پرداخت هزینههای ضروری امروز مصرف میشود.
وضعیت اقتصادی سالمندان را نمیتوان تنها با مقایسه یک رقم حقوق با یک نرخ تورم توضیح داد. شرایط هر خانوار متفاوت است و عواملی مانند داشتن خانه شخصی، تعداد افراد خانوار، هزینه درمان و میزان حمایت خانواده میتواند وضعیت افراد را تغییر دهد.
با این حال، افزایش هزینههای ضروری در کنار درآمدهای نسبتاً ثابت، اهمیت سیاستهای حمایتی و خدمات اجتماعی برای سالمندان را بیشتر کرده است.
دوران سالمندی زمانی میتواند با آرامش همراه باشد که فرد پس از دههها کار، علاوه بر دریافت درآمد، به خدمات درمانی، مراقبتی و اجتماعی متناسب با نیازهایش نیز دسترسی داشته باشد؛ در غیر این صورت، بازنشستگی ممکن است به جای پایان دغدغههای اقتصادی، آغاز مرحله تازهای از نگرانیهای مالی باشد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ