به گزارش اطلاع با ما ، ورشکستگی آبی: با وجود ورود سامانههای بارشی، بحران آب ایران نهتنها پایان نیافته بلکه به مرحله «ورشکستگی آبی» رسیده است. کارشناسان میگویند ریشه بحران بیش از آنکه اقلیمی باشد، مدیریتی است؛ از سدسازیهای گسترده و برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی تا نابودی قناتها و کاهش تغذیه آبخوانها. احیای روشهای بومی، بازنگری در کشاورزی و تغییر سیاستهای کلان، تنها راه مهار این بحران توصیف میشود.
بارشهای مقطعی و پیشبینیهای خوشبینانه هواشناسی، واقعیت تلخ کمآبی ایران را پنهان نمیکند. کارشناسان منابع آب از وضعیتی سخن میگویند که دیگر نمیتوان آن را صرفاً «خشکسالی» نامید؛ ایران وارد مرحلهای شده که از آن با عنوان ورشکستگی آبی یاد میشود؛ یعنی مصرفی بسیار فراتر از توان طبیعی منابع.
در دهههای گذشته، پاسخ سیاستگذاران به کمآبی، ساخت سدهای بزرگ و حفر چاههای عمیق بود. اما این راهکارها در سرزمینی خشک، نتیجهای معکوس داشتند. سدها با افزایش تبخیر و قطع جریان طبیعی رودخانهها، تالابها و دشتها را از نفس انداختند و چاههای عمیق، آبخوانهایی را خالی کردند که طی هزاران سال شکل گرفته بودند.
بیشترین فشار بر منابع آبی از سوی بخش کشاورزی وارد میشود. بخش عمده آب کشور صرف تولید محصولاتی میشود که بازده اقتصادی پایینی دارند اما آب فراوان میطلبند. در بسیاری از مناطق، با وجود افزایش تعداد چاهها، میزان آب قابل برداشت کاهش یافته و زمینهای کشاورزی بهتدریج رها شدهاند.
پیامد برداشت بیرویه آب فقط کمآبی نیست. افت شدید سطح آبهای زیرزمینی باعث فرونشست زمین در صدها دشت کشور شده است؛ پدیدهای که زیرساختها، شهرهای تاریخی و حتی امنیت سکونت را تهدید میکند. کارشناسان هشدار میدهند بخش زیادی از این آسیبها غیرقابل جبران است.
ایران روزگاری پیشگام مدیریت پایدار آب بود. قناتها بدون پمپ و با تکیه بر جاذبه، آب را به اندازه توان طبیعت برداشت میکردند. اما با رواج چاههای عمیق، هزاران قنات خشک یا رها شدند. احیای این سازهها میتواند بخشی از تعادل از دسترفته میان انسان و طبیعت را بازگرداند.
هر سال بخش قابلتوجهی از بارشها بهصورت سیلاب از دست میرود. درحالیکه میتوان با هدایت این آبها به دشتها، آبخوانها را دوباره تغذیه کرد. تجربههای موفق نشان دادهاند این روش، کمهزینهتر و پایدارتر از سدسازی است، اما هنوز جایگاه جدی در سیاستگذاری ندارد.
شیرینسازی و انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان برای صنایع ممکن است توجیهپذیر باشد، اما برای کشاورزی و مصرف گسترده، هزینههای اقتصادی و زیستمحیطی سنگینی دارد. بسیاری از کارشناسان معتقدند این پروژهها بدون اصلاح الگوی مصرف، تنها بحران را به تعویق میاندازند.
نجات ایران از ورشکستگی آبی نیازمند تصمیمهای سخت است؛ از بازنگری در سیاست خودکفایی غذایی و تغییر الگوی کشت، تا سرمایهگذاری در احیای قناتها، آبخوانداری و پذیرش محدودیتهای طبیعی سرزمین. آینده آب ایران، بیش از بارش، به تغییر نگاه مدیریتی وابسته است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ