به گزارش اطلاع با ما ، رشد اقتصاد دیجیتال ایران تنها به افزایش خدمات آنلاین و توسعه پلتفرمها محدود نمیشود. کارشناسان معتقدند آینده اقتصاد فناوری به اینترنتی پایدار و قابل اتکا وابسته است؛ زیرساختی که بتواند دانشگاه، صنعت، داده، سرمایه و بازار را به یکدیگر متصل کند.
رشد اقتصاد دیجیتال در ایران دیگر تنها به افزایش خریدهای اینترنتی یا گسترش خدمات آنلاین محدود نمیشود. توسعه زیرساختهای ارتباطی، افزایش استفاده از خدمات دیجیتال و رشد پلتفرمها نشان میدهد فناوری به بخش مهمی از فعالیتهای اقتصادی کشور تبدیل شده است.
با این حال، مرحله بعدی توسعه دیجیتال با مرحله نخست تفاوت دارد. مسئله اصلی دیگر فقط آنلاین شدن خدمات نیست؛ بلکه این است که آیا اینترنت میتواند به زیرساختی برای تولید علم، توسعه فناوری، افزایش بهرهوری و ورود کسبوکارهای ایرانی به بازارهای جدید تبدیل شود؟
گسترش فروشگاههای اینترنتی، پرداختهای الکترونیکی، تاکسیهای آنلاین و خدمات دولت هوشمند بدون تردید بخشی از اقتصاد ایران را متحول کرده است. اما این تغییرات بیشتر به دیجیتالی شدن فعالیتهای موجود مربوط میشود.
مرحله مهمتر زمانی آغاز میشود که فناوری دیجیتال در قلب فرآیند تولید قرار بگیرد؛ از طراحی محصولات جدید گرفته تا کشف دارو، مدیریت مصرف انرژی، کشاورزی هوشمند، تولید صنعتی و تحلیل دادههای گسترده.
در چنین شرایطی، اینترنت دیگر صرفاً وسیلهای برای ارتباط یا دریافت خدمات نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت اصلی اقتصاد محسوب میشود.
کسبوکارهای فناورانه برای فعالیت خود به دسترسی مستمر به داده، سرویسهای ابری، نرمافزارهای تخصصی، ابزارهای توسعه و بازارهای بینالمللی نیاز دارند.
هرچه وابستگی یک شرکت به فناوری بیشتر باشد، اختلال یا محدودیت در دسترسی به این ابزارها میتواند هزینه بیشتری ایجاد کند. به همین دلیل، پیشبینیپذیری شبکه به یکی از عوامل مهم در تصمیمگیری شرکتها و سرمایهگذاران تبدیل میشود.
برای یک کسبوکار نوپا، مسئله فقط سرعت اینترنت نیست؛ اطمینان از استمرار دسترسی نیز اهمیت زیادی دارد.
تولید فناوری بدون ارتباط مستمر با جریان علمی جهان دشوار است. پژوهشگران برای مطالعه منابع علمی، استفاده از دادهها، دسترسی به نرمافزارهای تخصصی و همکاری با دانشگاهها و متخصصان سایر کشورها به ارتباطات پایدار نیاز دارند.
از سوی دیگر، بسیاری از دانش و تجربههای فنی در کتابها و مقالات ثبت نمیشوند و از طریق همکاری میان متخصصان منتقل میشوند.
به همین دلیل، اینترنت میتواند نقش یک پل ارتباطی میان پژوهشگران داخل کشور و شبکه علمی جهانی را ایفا کند.
سرمایهگذاری در فناوری ذاتاً با ریسک همراه است. هیچ سرمایهگذاری نمیتواند موفقیت یک محصول جدید را تضمین کند، اما میتواند انتظار داشته باشد قواعد محیط کسبوکار تا حد قابل قبولی قابل پیشبینی باشد.
نااطمینانی درباره دسترسی به بازار، داده، سرویسهای فنی یا زیرساخت ارتباطی میتواند ریسک فعالیت را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، ممکن است سرمایه به سمت فعالیتهای کوتاهمدت و کمریسکتر حرکت کند و سرمایهگذاری بلندمدت در فناوری با دشواری بیشتری مواجه شود.
گسترش فیبر نوری و نسلهای جدید ارتباطی برای آینده اقتصاد دیجیتال ضروری است، اما داشتن شبکه پرظرفیت بهتنهایی نمیتواند جهش فناوری ایجاد کند.
اگر زیرساخت ارتباطی توسعه پیدا کند اما دسترسی مؤثر به دانش، بازار، خدمات تخصصی و ابزارهای فناورانه وجود نداشته باشد، بخش قابل توجهی از ظرفیت این شبکه بلااستفاده خواهد ماند.
به همین دلیل، توسعه زیرساخت باید همزمان با سیاستهای حمایتی از پژوهش، شرکتهای دانشبنیان و نوآوری دنبال شود.
اینترنت بازتر به معنای نادیده گرفتن امنیت نیست. حفاظت از اطلاعات، مقابله با حملات سایبری و صیانت از زیرساختهای حیاتی از الزامات هر اقتصاد دیجیتال محسوب میشود.
اما سیاست امنیتی نیز باید به گونهای طراحی شود که دسترسی عمومی و فعالیت اقتصادی را تا حد امکان مختل نکند.
راهکار مؤثر، تمرکز بر منشأ تهدید و استفاده از ابزارهای دقیق امنیتی است؛ نه ایجاد محدودیتهای گستردهای که هزینه آن به کاربران، دانشگاهها و کسبوکارها منتقل شود.
تقویت زیرساختهای داخلی میتواند تابآوری خدمات و کاهش وابستگی به برخی زیرساختهای خارجی را افزایش دهد. اما این موضوع لزوماً به معنای جایگزین شدن ارتباطات داخلی با اینترنت جهانی نیست.
اقتصاد فناوری برای رشد به هر دو سطح نیاز دارد؛ زیرساخت داخلی قدرتمند برای خدمات ضروری و دسترسی پایدار به شبکه جهانی برای علم، تجارت، همکاری و نوآوری.
ترکیب این دو رویکرد میتواند زمینه شکلگیری یک زیستبوم دیجیتال قدرتمندتر را فراهم کند.
افزایش تعداد کاربران، توسعه پوشش شبکه و رشد حجم ترافیک، شاخصهای مهمی برای ارزیابی زیرساخت دیجیتال هستند؛ اما برای سنجش میزان موفقیت اقتصاد فناوری کافی نیستند.
در کنار این شاخصها باید پرسید چه تعداد شرکت فناور توانستهاند محصول خود را به بازار برسانند، صادرات خدمات دیجیتال چقدر افزایش یافته، سرمایهگذاری در فناوری چه وضعیتی دارد و دانشگاهها تا چه اندازه به زیرساختهای مورد نیاز پژوهش دسترسی دارند.
این شاخصها تصویر دقیقتری از میزان اثرگذاری اینترنت بر اقتصاد واقعی ارائه میکنند.
اقتصاد ایران در حال عبور از مرحلهای است که در آن دیجیتالی شدن به معنای انتقال خدمات سنتی به فضای آنلاین بود.
مرحله بعدی، استفاده از فناوری برای خلق محصولات، افزایش بهرهوری و اتصال دانش به سرمایه و بازار است. در این مرحله، اینترنت باید مانند برق، حملونقل و سایر زیرساختهای اساسی، قابل اتکا و پیشبینیپذیر باشد.
آینده اقتصاد فناوری ایران تنها به تعداد پلتفرمها یا میزان استفاده مردم از خدمات آنلاین وابسته نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، توانایی کشور برای ایجاد ارتباط میان انسان، داده، دانشگاه، صنعت، سرمایه و بازار است.
اگر این اتصال شکل بگیرد، اقتصاد دیجیتال میتواند از یک بخش رو به رشد اقتصادی به زیرساختی برای توسعه فناوری و افزایش بهرهوری تبدیل شود؛ در غیر این صورت، ممکن است بخش بزرگی از ظرفیت دیجیتال کشور صرفاً برای سریعتر انجام دادن فعالیتهای سنتی به کار گرفته شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ