به گزارش اطلاع با ما ، بررسی نسبت قیمت کارخانهای خودرو به درآمد حقوقبگیران نشان میدهد که فاصله میان دستمزد و قیمت خودرو به اندازهای افزایش یافته که حتی حذف اختلاف میان قیمت کارخانه و بازار نیز لزوماً به معنای دسترسی آسان خانوارها به خودرو نخواهد بود.
در این بررسی، قیمت رسمی خودروها با درآمد ماهانه دو گروه درآمدی مقایسه شده است؛ یک کارگر متأهل دارای یک فرزند و یک سال سابقه کار با درآمد حدود ۲۴ میلیون تومان و فردی با درآمد ماهانه ۱۰۰ میلیون تومان. نکته مهم این است که محاسبات براساس قیمت کارخانهای انجام شده و قیمت بازار در آن دخالتی ندارد.
سالها بخش مهمی از بحث بازار خودرو به فاصله میان قیمت کارخانه و بازار مربوط میشد؛ اما مقایسه جدید نشان میدهد حتی اگر این فاصله را کنار بگذاریم، قیمت رسمی خودرو نیز برای بسیاری از حقوقبگیران همچنان رقم بالایی محسوب میشود.
البته این محاسبات بر مبنای فرضی انجام شده که فرد بتواند تمام درآمد ماهانه خود را پسانداز کند؛ فرضی که در شرایط واقعی زندگی به دلیل هزینههای مسکن، خوراک، درمان، آموزش و سایر مخارج امکانپذیر نیست. بنابراین اعداد بهدستآمده بیشتر برای نشان دادن فاصله میان درآمد و قیمت خودرو کاربرد دارند.
برای نمونه، قیمت کارخانهای کوییک RS حدود ۷۷۹ میلیون تومان در نظر گرفته شده است. با درآمد ماهانه ۲۴ میلیون تومان، خرید این خودرو در چنین محاسبهای به حدود ۳۲ ماه پسانداز کامل نیاز دارد؛ یعنی حدود دو سال و نیم.
قیمت ساینا S نیز حدود ۹۹۲ میلیون تومان عنوان شده که معادل حدود ۴۱ ماه درآمد این گروه است. در مورد پژو ۲۰۷ اتوماتیک با قیمت حدود ۲ میلیارد و ۱۳۴ میلیون تومان، این فاصله به حدود ۸۸ ماه میرسد؛ یعنی بیش از هفت سال درآمد کامل.
درآمد ماهانه ۱۰۰ میلیون تومان طبیعتاً فاصله میان درآمد و قیمت خودرو را کاهش میدهد، اما براساس این مقایسه، برای برخی خودروها همچنان زمان قابلتوجهی برای تأمین نقدی مورد نیاز است.
برای مثال، اگر تمام درآمد ماهانه ۱۰۰ میلیون تومانی کنار گذاشته شود، خرید خودروهای ارزانتر مدت انتظار کوتاهتری خواهد داشت، اما مدلهای گرانتر همچنان به چندین سال پسانداز نیاز دارند.
در مورد خودروهای مونتاژی این فاصله بیشتر نمایان میشود. فیدلیتی الیت با قیمت حدود ۵ میلیارد و ۱۷۶ میلیون تومان برای کارگری با درآمد ۲۴ میلیون تومان، به حدود ۲۱۵ ماه پسانداز کامل نیاز دارد؛ یعنی نزدیک به ۱۸ سال.
همین خودرو برای فردی با درآمد ماهانه ۱۰۰ میلیون تومان، در صورت کنار گذاشتن کامل حقوق، حدود ۵۲ ماه یا چهار سال و سه ماه زمان میبرد.
در میان محصولات پرتیراژ داخلی نیز فاصله قابلتوجهی میان قیمت خودرو و درآمد حقوقبگیران دیده میشود.
اگر درآمد ماهانه یک کارگر ۲۴ میلیون تومان در نظر گرفته شود، خرید پژو ۲۰۷ با فرض پسانداز کامل به حدود ۶۲ ماه، معادل پنج سال و یک ماه، زمان نیاز دارد. برای فردی با درآمد ۱۰۰ میلیون تومان، این مدت به حدود ۱۵ ماه کاهش پیدا میکند.
در مورد هایما S8، فاصله بیشتر است. کارگری با درآمد ۲۴ میلیون تومان برای تأمین قیمت این خودرو در چنین سناریویی به حدود ۱۴۰ ماه یا ۱۱ سال و نیم پسانداز نیاز دارد. برای درآمد ۱۰۰ میلیون تومانی، مدت مورد نیاز حدود ۳۴ ماه، معادل دو سال و هشت ماه، خواهد بود.
برای درک بهتر وضعیت، در این بررسی شرایط ایران با دو اقتصاد نوظهور یعنی ترکیه و مکزیک نیز مقایسه شده است.
در ترکیه، حداقل دستمزد خالص ماهانه در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۸ هزار لیر اعلام شده و قیمت ویژه رنو کلیو در سپتامبر از حدود یک میلیون و ۷۱۵ هزار لیر آغاز شده است. با فرض پسانداز کامل، یک حداقلبگیر برای خرید این خودرو به حدود ۶۱ ماه درآمد نیاز دارد.
در مکزیک نیز حداقل دستمزد عمومی ماهانه در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۵۸۲ پزو بوده و نیسان ورسا مدل ۲۰۲۶ با قیمت ویژه حدود ۳۰۹ هزار و ۹۹۰ پزو عرضه شده است. بر این اساس، خرید این خودرو با فرض کنار گذاشتن کامل حقوق، حدود ۳۲ ماه درآمد زمان میبرد.
با این حال، صرف مقایسه تعداد ماههای حقوق تصویر کاملی از قدرت خرید خودرو ارائه نمیکند. یکی از تفاوتهای مهم به شیوه تأمین مالی مربوط است. در برخی بازارها، خرید خودرو علاوه بر پرداخت نقدی، از طریق تسهیلات، اعتبار خرید و لیزینگ نیز امکانپذیر است.
در ایران، مسئله دسترسی به خودرو تنها به قیمت کارخانه محدود نمیشود. درآمد خانوار، هزینههای ضروری زندگی، شرایط عرضه خودرو و دسترسی به ابزارهای تأمین مالی همگی در توان خرید مؤثر هستند.
وقتی بخش قابلتوجهی از درآمد خانوار صرف هزینههای روزمره میشود، امکان کنار گذاشتن مبالغ سنگین برای خرید یک کالای بادوام کاهش پیدا میکند. در نتیجه، حتی خودروهایی که در رده اقتصادی بازار قرار میگیرند نیز میتوانند از توان خرید بخشی از حقوقبگیران فاصله بگیرند.
از این منظر، افزایش قیمت خودرو تنها یک مسئله مربوط به بازار خودرو نیست و با وضعیت درآمد و هزینه خانوار نیز ارتباط مستقیم دارد.
مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» درباره وضعیت قدرت خرید خودرو معتقد است که محدود شدن توان خرید خانوارها قابل انتظار بوده و فشار هزینههای زندگی باعث شده کالاهای بادوام در اولویت پایینتری قرار بگیرند.
به گفته او، محدودیت منابع مالی خودروسازان نیز باعث شده امکان استفاده گسترده از شیوههایی مانند فروش اقساطی و لیزینگ محدود باشد.
وحید محمودیاصل، دیگر کارشناس اقتصادی، نیز مشکلات صنعت خودرو را بخشی از مسائل گستردهتر اقتصاد میداند و بر تأثیر عواملی مانند افزایش هزینه تولید، محدودیت منابع و دشواری تأمین مواد اولیه تأکید کرده است.
این کارشناس معتقد است راهکارهای کوتاهمدت بهتنهایی نمیتوانند تمام مشکلات موجود در بازار خودرو را برطرف کنند و کاهش فشارهای اقتصادی و بهبود شرایط تولید میتواند در بلندمدت بر وضعیت این بازار اثرگذار باشد.
آنچه از مقایسه قیمت کارخانهای خودرو با درآمد حقوقبگیران به دست میآید، نشان میدهد مسئله خرید خودرو فراتر از اختلاف میان نرخ کارخانه و بازار است.
حتی در شرایطی که خودرو با قیمت کارخانه در اختیار مصرفکننده قرار گیرد، برای بخشی از خانوارها فاصله میان درآمد و قیمت همچنان قابلتوجه خواهد بود.
بنابراین افزایش قدرت خرید، کنترل رشد هزینههای خانوار، بهبود شرایط تولید و فراهم شدن ابزارهای متناسب تأمین مالی، از جمله موضوعاتی هستند که در بحث دسترسی خانوارها به خودرو مطرح میشوند.
در نهایت، زمانی که یک کالای بادوام به چندین سال درآمد کامل یک خانوار نیاز پیدا میکند، مسئله اصلی فقط قیمت آن کالا نیست؛ بلکه میزان تناسب میان درآمد خانوار و هزینه تهیه آن نیز اهمیت پیدا میکند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ