به گزارش اطلاع با ما ، تداوم اختلال در تردد دریایی در تنگه هرمز و تحولات اخیر بابالمندب، بحران منطقه را وارد مرحله تازهای کرده است. کاهش عبور کشتیها، افزایش ریسک حملونقل و رشد قیمت نفت، فشار اقتصادی را برای کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی افزایش داده و در عین حال ایران نیز با محدودیتهای صادراتی و تجاری روبهرو است.
تحولات اخیر در تنگه هرمز و بابالمندب، اهمیت مسیرهای دریایی منطقه را بیش از گذشته نشان داده است. کاهش تردد کشتیها در هرمز و افزایش ناامنی در مسیر دریای سرخ، بازار انرژی و حملونقل دریایی را تحت تأثیر قرار داده و نگرانی درباره ادامه اختلال در تجارت منطقهای و جهانی را افزایش داده است.
بر اساس دادههای منتشرشده در روزهای اخیر، عبور کشتیها از تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته و در ۱۶ سپتامبر تنها چهار عبور ثبت شده است؛ رقمی که فاصله زیادی با میانگین ۱۰روزه ۱۸ عبور دارد. در بابالمندب نیز تحولات میدانی، نگرانی درباره امنیت کشتیرانی را بیشتر کرده است.
هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در رفتوآمد کشتیها میتواند روی قیمت نفت، بیمه حملونقل و هزینه تجارت اثر بگذارد.
در سمت دیگر، بابالمندب نیز مسیر مهمی میان دریای سرخ و خلیج عدن محسوب میشود. تحولات اخیر در سواحل یمن و کنترل حوثیها بر جزیره پریم، نگرانیها درباره آینده عبور کشتیها از این مسیر را افزایش داده است.
به همین دلیل، بحث درباره تنگهها فقط یک موضوع نظامی نیست و پیامدهای اقتصادی آن برای کشورهای منطقه و بازارهای جهانی نیز اهمیت دارد.
در چنین شرایطی نمیتوان هزینههای بسته یا ناامن شدن مسیرهای دریایی را صرفاً برای یک طرف در نظر گرفت.
ایران از یک سو با محدودیت در صادرات و دشواریهای تجارت دریایی مواجه است و از سوی دیگر، افزایش قیمت جهانی انرژی میتواند فشار اقتصادی را برای مصرفکنندگان و اقتصادهای واردکننده نفت بیشتر کند.
گزارشهای اخیر نشان میدهد قیمت نفت در واکنش به افزایش ریسکهای منطقهای از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده و بازارها بخش قابل توجهی از ریسک اختلال در عرضه را در قیمتها لحاظ کردهاند.
تنگه هرمز به دلیل حجم بالای انرژی عبوری از آن، اهمیت ویژهای در اقتصاد جهانی دارد. کاهش شدید تردد کشتیها در این مسیر، نگرانی درباره عرضه نفت و گاز را افزایش داده است.
با این حال، دادههای دریایی نشان میدهد جریان انتقال انرژی بهطور کامل متوقف نشده و بخشی از کشتیها همچنان از مسیرهای مختلف عبور میکنند. بنابراین باید میان «کاهش شدید تردد» و «توقف کامل مسیر» تفاوت قائل شد.
همین موضوع باعث شده بازار بیشتر با مسئله افزایش ریسک و هزینه مواجه باشد تا توقف کامل تجارت.
تحولات یمن نیز معادله را پیچیدهتر کرده است. حوثیها در روزهای اخیر مواضع خود را در بخشهایی از ساحل دریای سرخ گسترش دادهاند و کنترل جزیره پریم در نزدیکی بابالمندب، اهمیت این تحولات را بیشتر کرده است.
البته گزارشهای موجود درباره میزان کنترل و توانایی ایجاد اختلال کامل در عبور و مرور دریایی یکسان نیست. برخی منابع از کاهش تردد و افزایش خطر سخن گفتهاند، در حالی که دادههای کشتیرانی نشان میدهد عبور کشتیها از بابالمندب همچنان ادامه دارد.
یکی از نخستین واکنشهای بازار به ناامن شدن مسیرهای انرژی، افزایش قیمت نفت است.
افزایش قیمت نفت میتواند برای کشورهای تولیدکننده و صادرکننده درآمد بیشتری ایجاد کند، اما همزمان هزینه سوخت، حملونقل و تولید را در کشورهای مصرفکننده بالا میبرد. در نتیجه، افزایش قیمت انرژی میتواند به فشار تورمی و افزایش هزینههای زندگی در اقتصادهای مختلف منجر شود.
به همین دلیل، ادامه بحران در مسیرهای دریایی برای آمریکا و سایر اقتصادهای بزرگ نیز بدون هزینه نیست.
برای واشنگتن، مسئله تنها عبور کشتیهای آمریکایی نیست. حفظ امنیت مسیرهای دریایی، کنترل ریسک افزایش قیمت انرژی و جلوگیری از گسترش بحران به مناطق دیگر نیز اهمیت دارد.
در همین راستا، گزارشهای اخیر از گفتوگوهای مقامهای آمریکایی با نمایندگان حوثیها در عمان حکایت دارد؛ مذاکراتی که بر حفظ آتشبس و امنیت کشتیرانی در دریای سرخ متمرکز بوده است.
این تحولات نشان میدهد مسیر حل بحران فقط در میدان نظامی دنبال نمیشود و کانالهای دیپلماتیک نیز همچنان فعال هستند.
اهمیت هرمز و بابالمندب تنها به ایران، آمریکا و کشورهای منطقه محدود نیست. چین و سایر اقتصادهای بزرگ نیز به امنیت مسیرهای انرژی و تجارت دریایی وابسته هستند.
هرچه ناامنی در این مسیرها بیشتر شود، هزینه حملونقل، بیمه و تأمین انرژی برای اقتصادهای مختلف افزایش پیدا میکند. بنابراین ادامه بحران میتواند منافع بازیگران متعددی را تحت تأثیر قرار دهد.
ایران در صورت اختلال طولانیمدت در مسیرهای دریایی، با مشکلاتی مانند کاهش ظرفیت صادرات، دشواری واردات و افزایش هزینه تجارت مواجه میشود. در مقابل، آمریکا و اقتصاد جهانی نیز از افزایش قیمت انرژی، افزایش هزینه حملونقل و احتمال تشدید تورم آسیب میبینند.
به همین دلیل، میزان آسیبپذیری هر طرف به عواملی مانند مدت زمان بحران، امکان استفاده از مسیرهای جایگزین، وضعیت صادرات نفت، هزینههای نظامی و واکنش بازار جهانی انرژی بستگی دارد.
آنچه در شرایط فعلی اهمیت دارد، این است که هرمز و بابالمندب از یک مسئله صرفاً جغرافیایی و نظامی فراتر رفتهاند و به اهرمهایی در اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند.
هرگونه افزایش نااطمینانی درباره عبور کشتیها میتواند قیمت نفت و هزینه حملونقل را افزایش دهد؛ در مقابل، ادامه محدودیت دریایی نیز برای کشورهای درگیر هزینههای مستقیم و غیرمستقیم ایجاد میکند.
بنابراین، مسئله اصلی تنها این نیست که کدام تنگه باز یا بسته است؛ بلکه مدت ادامه بحران و توان هر طرف برای مدیریت هزینههای اقتصادی و سیاسی آن، بخش مهمتری از معادله را تشکیل میدهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ