به گزارش اطلاع با ما ، اسنپ: نگار صالحی -خیلی سال نگذشته از زمانی که لیسانس گرفتن مساوی بود با تضمین آینده، با موقعیت اجتماعی خوب! اما حالا! مدرکهای دانشگاهی فقط کاغذهای گرانقیمتی هستند که دردی از کسی دوا نمیکنند!
سوار اسنپ که میشوید ممکن است رانندهتان فوقلیسانس مکانیک باشد یا دکترای ادبیات! در خیلی از شهرهای بزرگ این مسئلهای ساده و پیشپاافتاده است که میتوان از آن به عنوان طنزی تلخ یاد کرد! مغزهایی که سالها به دنبال فهمیدن فرمول و نظریهها بودند حالا باید میانبرها و خیابانهای فرعی را حفظ کنند!
همانقدر که دانشگاهها در تولیدکردن مدرک موفق بودند، بازار کار هم در پذیرش فارغالتحصیلان ناموفق! به جای شغلهای تخصصی تا دلتان بخواهد شغلهای ناهماهنگ وجود دارد که نه امنیت دارند، نه بیمه و نه رشد!
جالب است که در چنین فضایی به دنبال علاقمند کردن دانشآموزان به درس خواندن هستیم! وقتی افقهای پیش رو، روشن نیست با چه رویکردی باید آنها را به فردای بهتر نوید بدهیم؟!
غمانگیز است که جوانیِ یک نسل، پای پاس کردن واحدهای درسیای سوخت که هیچ نسبتی با مهارتهای مورد نیاز امروز نداشتند. شکافی که گزارشهای رسمی هم هر از گاهی با عنوان «فاصلهی دانشگاه و بازار کار» به آن اشاره میکنند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ