به گزارش اطلاع با ما ، گرانی : عبدالرضا خزایی– اعلام سخنگوی دولت مبنی بر افزایش «حدود ۳۰ درصدی» قیمتها پس از حذف ارز ترجیحی، قرار بود به افکار عمومی اطمینان بدهد که تبعات این تصمیم قابل کنترل است. اما واقعیت بازار، تنها یک روز بعد، روایت دیگری را پیش چشم مردم گذاشت: افزایش قیمت برخی اقلام، مانند روغن خوراکی، تا مرز ۱۰۰ درصد؛ آن هم نه فقط در کالاهای مشمول، بلکه در طیفی گستردهتر از مایحتاج روزمره.
این فاصله معنادار میان «عدد اعلامی» و «واقعیت ملموس» را نمیتوان صرفاً به هیجان بازار یا سوءاستفاده چند فروشنده نسبت داد. وقتی سیاستی بزرگ اعلام میشود، بدون آنکه همزمان سازوکار نظارت، زمانبندی اجرا و پیام روشن به بازار داده شود، نتیجه طبیعی آن آشفتگی قیمتی است. در چنین شرایطی، خودِ اعلام سیاست به موتور گرانی تبدیل میشود.
مسأله فقط اقتصاد نیست؛ مسأله اعتماد است. مردمی که افزایش قیمت را نه در گزارشها، بلکه در فاکتور خرید روزانه میبینند، دیگر به درصدها توجه نمیکنند. تجربه نشان داده است که هرچه فاصله میان وعده رسمی و واقعیت بازار بیشتر شود، هزینه اجتماعی اصلاحات اقتصادی نیز سنگینتر خواهد شد.
حذف ارز ترجیحی، اگر قرار است اصلاح باشد، باید با مدیریت بازار، نظارت مؤثر و صداقت در روایت همراه شود؛ در غیر این صورت، نه بهعنوان یک اصلاح اقتصادی، بلکه بهمثابه نمونهای دیگر از فاصله میان تصمیمهای رسمی و زندگی واقعی مردم، در حافظه عمومی ثبت خواهد شد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ