کد خبر : 260521
تاریخ انتشار : شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۹:۲۲

کسری ۲۵ همتی تأمین اجتماعی؛ فروش دارایی یا اصلاح حکمرانی مالی؟

کسری ۲۵ همتی تأمین اجتماعی؛ فروش دارایی یا اصلاح حکمرانی مالی؟
ناترازی ماهانه ۲۵ هزار میلیارد تومانی تأمین اجتماعی، زنگ خطر تازه‌ای برای بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور است. آیا فروش دارایی و اوراق بدهی راه‌حل است یا باید مدل مدیریت دارایی‌ها اصلاح شود؟

کسری ۲۵ همتی تأمین اجتماعی؛ فروش دارایی یا اصلاح حکمرانی مالی؟

به گزارش اطلاع با ما ، تأمین اجتماعی: سازمان تأمین اجتماعی با ناترازی ماهانه حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان مواجه است؛ شکافی میان تعهدات ۱۱۵ هزار میلیارد تومانی و درآمد تحقق‌یافته نزدیک به ۹۰ هزار میلیارد تومان. دولت برای جبران کسری، بسته ۱۸۰ هزار میلیارد تومانی را در نظر گرفته، اما کارشناسان معتقدند بدون اصلاح ساختار درآمدزایی و مدیریت دارایی‌ها، این اقدام تنها تعویق بحران خواهد بود.

ناترازی ۲۵ همتی؛ شکاف میان تعهد و درآمد

بر اساس اعلام رسمی سازمان تأمین اجتماعی، این نهاد با ناترازی ماهانه‌ای در حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان روبه‌روست. تعهدات ماهانه در سطحی حدود ۱۱۵ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود، در حالی که میانگین درآمد تحقق‌یافته نزدیک به ۹۰ هزار میلیارد تومان است.

این فاصله مالی، تنها یک عدد در ترازنامه نیست؛ بلکه مسئله‌ای است که بر زندگی میلیون‌ها بیمه‌شده و بازنشسته اثر مستقیم دارد. با پوشش بیش از نیمی از جمعیت کشور و وابستگی معیشتی میلیون‌ها بازنشسته، پایداری مالی این صندوق به موضوعی اجتماعی تبدیل شده است.

بسته ۱۸۰ هزار میلیاردی؛ مُسکن یا راه‌حل؟

دولت اعلام کرده است که از محل اوراق و رد دیون سهام، رقمی در حدود ۱۸۰ هزار میلیارد تومان برای جبران کسری اختصاص خواهد داد. این اقدام می‌تواند در کوتاه‌مدت فشار نقدینگی را کاهش دهد، اما پرسش اساسی درباره پایداری آن باقی است.

اگر ساختار تولید درآمد پایدار اصلاح نشود، تزریق منابع یا انتقال بدهی به آینده ممکن است تنها زمان بروز بحران را به تعویق بیندازد، نه اینکه آن را برطرف کند.

فروش دارایی؛ مصرف سرمایه‌های بین‌نسلی؟

هم‌زمان، مجوز فروش بخشی از دارایی‌های سازمان نیز صادر شده است. این راهکار در ظاهر، روشی سریع برای تأمین منابع محسوب می‌شود؛ اما در عمل به معنای تبدیل سرمایه‌های انباشته‌شده طی دهه‌ها به نقدینگی برای پوشش هزینه‌های جاری است.

چالش اصلی در اینجا کمبود دارایی نیست، بلکه نحوه مدیریت و بهره‌برداری از آن است. اگر دارایی‌ها به شکل حرفه‌ای اداره شوند، می‌توانند منبعی پایدار برای درآمدزایی باشند، نه ابزاری برای جبران کسری کوتاه‌مدت.

مولدسازی واقعی؛ تفاوت بنگاه‌داری و بنگاه‌سازی

در سال‌های اخیر، شعار خروج از بنگاه‌داری مطرح شده است. اما تفاوت مهمی میان «خروج از مدیریت غیرحرفه‌ای» و «فروش شتاب‌زده مالکیت» وجود دارد. الگوی جایگزین می‌تواند بر واگذاری مدیریت به تیم‌های حرفه‌ای در قالب قراردادهای شفاف و مبتنی بر عملکرد استوار باشد، بدون آنکه مالکیت دارایی‌ها واگذار شود.

در چنین مدلی، شاخص‌های سودآوری، اشتغال و شفافیت مالی تعریف می‌شود و دارایی‌ها به جای فروش، به سمت بهره‌وری بیشتر هدایت می‌شوند.

تهاتر بدهی؛ انتقال دارایی یا انتقال مشکل؟

بخشی از بدهی دولت به صندوق‌ها از طریق واگذاری شرکت‌ها و دارایی‌ها تسویه شده است. اما در نبود برنامه راهبری مشخص، برخی از این دارایی‌ها کم‌بازده یا زیان‌ده بوده‌اند و نتوانسته‌اند جریان نقدی پایدار ایجاد کنند.

اگر قرار است تهاتر ادامه یابد، طراحی مدل بهره‌برداری و الزام به مدیریت حرفه‌ای باید از ابتدا در قراردادها لحاظ شود تا دارایی‌های منتقل‌شده به بار مالی جدید تبدیل نشوند.

مسیر خروج از بحران؛ اصلاح معماری مالی

ناترازی کنونی را نمی‌توان صرفاً با فروش دارایی یا استقراض پوشش داد. راهکار بلندمدت در اصلاح معماری حکمرانی مالی، تقویت درآمدهای پایدار و ارتقای بهره‌وری دارایی‌ها نهفته است.

حرکت به سمت مولدسازی مبتنی بر مدیریت حرفه‌ای می‌تواند دارایی‌های صندوق را به پشتوانه‌ای برای تأمین حقوق بازنشستگان تبدیل کند؛ در غیر این صورت، تکرار کسری در سال‌های آینده دور از انتظار نخواهد بود.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.