به گزارش اطلاع با ما ، چرخش ایران به سمت چین: با فروکش کردن جنگ اخیر، سیاست ایران در حال پوستاندازی است. از منازعات داخلی حول بیانیه «جبهه اصلاحات» تا تحولات عمیق در نهادهای قدرت و نزدیکی استراتژیکتر به چین، همه نشانههایی از یک چرخش ژئوپلیتیک بزرگ هستند. آیا چرخش ایران به سمت چین، استراتژی جایگزین پس از قطع امید از غرب خواهد بود؟
پس از جنگ اخیر، ایران بهطور جدیتر از همیشه در حال چرخش به سمت چین است. سیاست خارجی تهران از تعامل با اروپا و آمریکا فاصله گرفته و تمرکز بیشتری روی شرق، بهویژه پکن، پیدا کرده است. این تغییر نه فقط حاصل جنگ، بلکه ناشی از ناامیدی از غرب و سیگنالهای پررنگ از سوی چین است.
«جبهه اصلاحات» با انتشار بیانیهای درباره آشتی ملی و تعلیق غنیسازی در برابر رفع تحریمها، موجی از واکنشهای تند را به راه انداخت. هم اصولگرایان و هم برخی چهرههای اصلاحطلب این مواضع را رد کردند و فضا بهسمت صفآرایی جدید درون حاکمیت حرکت کرد.
انتصاب علی لاریجانی به دبیر شورای عالی امنیت ملی و بازگشت حسن روحانی به عرصه رسانهای، نشانهای از تقویت دوباره نخبگان میانهرو است. در عین حال، همزمان ساختارهای دفاعی نیز با تشکیل شورای دفاع تقویت شدهاند.
برای سالها، همکاری با چین در حد نماد باقی مانده بود. اما اکنون پیامدی از جنگ و بازگشت تحریمها باعث شده تهران با جدیت بیشتری بهسوی اجرای کامل توافق ۲۵ ساله با چین حرکت کند. سفر رئیسجمهور به چین، مشارکت در نشست شانگهای و همگرایی راهبردی، نشانههایی از این چرخش واقعی هستند.
ایران همچنان تأکید میکند بهدنبال سلاح هستهای نیست، اما سطحی از «ابهام راهبردی» را حفظ کرده که میتواند نقش بازدارنده ایفا کند. غیاب نظارت بینالمللی و نبود شفافیت درباره ذخایر اورانیوم، بخشی از این استراتژی به شمار میرود.
در حالیکه آمریکا و اروپا همچنان بر مواضع سختگیرانه خود پافشاری میکنند، ایران بهجای تنشزدایی با غرب، بهدنبال جایگزینی پایدار در شرق است. چرخش ایران به سمت چین، اگر ادامه یابد، نظم منطقهای را دستخوش تغییرات جدی خواهد کرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ