به گزارش اطلاع با ما ، جنگ: محمدرضا تنکمان فرد نوشت: از جنگ جهانی تا اوکراین؛ چرا نیروگاهها همیشه در خط مقدم حملات هستند؟ این گزارش نگاهی به تاریخچه هدف قرار دادن زیرساختهای برق و پیامدهای ویرانگر آن برای میلیونها غیرنظامی دارد.
خاموشی مرگبار؛ چرا نیروگاهها به خط مقدم میدان نبرد تبدیل شدهاند؟
در دنیای مدرن، برق تنها یک منبع انرژی نیست؛ بلکه رگ حیات شهرها و جوامع است. در میدان جنگ، خاموشی میتواند پیامدهایی به مراتب مرگبارتر از انفجار یک بمب داشته باشد. تجربه جنگهای اخیر نشان میدهد که ارتشها به خوبی میدانند با هدف قرار دادن نیروگاهها، نه فقط چرخ کارخانهها، بلکه ضربان قلب زندگی روزمره میلیونها انسان را متوقف میکنند. این استراتژی اگرچه از نظر نظامی هوشمندانه به نظر میرسد، اما همواره در مرز باریک میان «مشروعیت نظامی» و «فاجعه انسانی» در نوسان است.
حمله به زیرساختهای حیاتی، پدیدهای جدید نیست. در جنگ جهانی دوم، متفقین با هدف فلج کردن ماشین صنعتی آلمان، تأسیسات برق و انرژی این کشور را به طور سیستماتیک بمباران کردند. این الگو در جنگ کره تکرار شد، جایی که حملات گسترده به نیروگاههای برقآبی، نه تنها کره شمالی را در خاموشی فرو برد، بلکه منجر به کمبود برق در بخشهایی از چین نیز شد.
با این حال، نقطه عطف این رویکرد را باید در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ جستجو کرد. ائتلاف به رهبری آمریکا طی چند هفته، بیش از ۸۵ درصد از ظرفیت تولید برق عراق را نابود کرد. نتیجه این حملات فراتر از تصور بود: نه فقط کارخانههای نظامی، بلکه شبکه آب آشامیدنی، بیمارستانها و ارتباطات راه دور عراق نیز فروپاشید. این جنگ نشان داد که «بمباران دقیق» زیرساختهای برق، میتواند یک کشور را سریعتر و مؤثرتر از یک حمله زمینی گسترده به زانو درآورد.
جنگهای معاصر؛ از بمبهای گرافیتی تا خاموشیهای برنامهریزیشده
در اواخر قرن بیستم، ناتو در جنگ یوگسلاوی از تسلیحات خاصی به نام «بمبهای گرافیتی» استفاده کرد. این سلاحها با ایجاد اتصال کوتاه، شبکه برق را بدون تخریب فیزیکی دائمی از کار میاندازند. اما در درگیریهای اخیر، مانند جنگ روسیه و اوکراین یا بحران غزه، تاکتیکها تغییر کرده است. در اوکراین، حملات گسترده به پستهای انتقال و نیروگاههای حرارتی منجر به اعمال خاموشیهای طولانیمدت در شهرهای بزرگ شد. در غزه نیز نیروگاه اصلی تأمین برق بارها هدف قرار گرفته است تا فشار اقتصادی و روانی بیسابقهای بر مردم وارد شود.
دلایل نظامی برای هدف قرار دادن شبکه برق کاملاً شفاف است. ارتشها با این کار به چند هدف کلیدی دست مییابند:
شکستن زنجیره تأمین نظامی: متوقف کردن خطوط تولید تسلیحات و تجهیزات نظامی.
اختلال در فرماندهی: غیرفعال کردن شبکههای ارتباطی و مراکز فرماندهی.
فشار روانی: ایجاد نارضایتی عمومی و افزایش هزینههای اقتصادی برای دولت حریف.
سوال اصلی اینجاست: آیا این حملات از منظر حقوق بینالملل مشروعیت دارند؟ بر اساس کنوانسیونهای ژنو، زیرساختهای غیرنظامی از حمایتهای ویژهای برخوردارند. اما اگر یک نیروگاه به طور مستقیم برای تأمین انرژی پایگاههای نظامی یا صنایع دفاعی استفاده شود، میتواند به «هدف نظامی مشروع» تبدیل شود.
با این حال، حتی در این شرایط نیز دو اصل حیاتی حقوق بشردوستانه باید رعایت شود:
اصل تناسب: آسیب وارده به غیرنظامیان نباید بیش از حد و نامتناسب با مزیت نظامی به دست آمده باشد.
در بسیاری از موارد، زمانی که حملات به نیروگاهها منجر به قطع آب آشامیدنی، مرگ نوزادان در بخشهای ویژه بیمارستانها یا فروپاشی سیستم گرمایشی در زمستان میشود، این اقدامات در مرز «جنایت جنگی» قرار میگیرند. دادگاههای بینالمللی سابقه داشتهاند که هدف قرار دادن سیستمهای حیاتی که بقای غیرنظامیان به آنها وابسته است را به عنوان نقض جدی حقوق بشر تلقی کنند.
تاریخ نشان داده است که شبکههای برق به یکی از مهمترین میدانهای نبرد قرن بیست و یکم تبدیل شدهاند. خاموش کردن یک کشور، ابزاری قدرتمند برای اعمال فشار بدون اشغال فیزیکی است. اما هرچه وابستگی جوامع بشری به برق بیشتر میشود، پیامدهای انسانی این حملات نیز فاجعهبارتر میگردد. تجربه جنگهای معاصر ثابت میکند که بمباران نیروگاهها، هرچند گاهی یک «ضرورت نظامی» تلقی میشود، اغلب با بهایی گزاف بر جان غیرنظامیان همراه است و پرسشهای اخلاقی و حقوقی عمیقی را بر جای میگذارد که پاسخ به آنها دشوارتر از همیشه است
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ