به گزارش اطلاع با ما ، سینمای ایران: حذف شورای پروانه ساخت، یکی از مهمترین تصمیمهای تاریخ سینمای ایران است؛ اقدامی که میتواند آزادی خلاقه را تقویت کند یا برعکس، ساختار حرفهای سینما را وارد دورهای از بینظمی کند. سرنوشت این تحول بستگی دارد به اینکه صنوف سینمایی چگونه میان «اعتماد به خلاقیت» و «حفظ نظم تولید» تعادل برقرار کنند.
در هفتههای اخیر، حذف شورای پروانه ساخت از سوی گروهی از سینماگران و صنوف مختلف مطرح شده و خانه سینما نیز از آن حمایت کرده است. این تصمیم، در ظاهر پاسخی به مطالبه قدیمی کارگردانان برای پایان دادن به «ممیزی پیش از تولید» است؛ اما پشت این شعار آزادی، پرسشهای مهمی درباره آینده نظم صنفی و سرمایهگذاری در سینمای ایران نهفته است.
کارگردانان معتقدند الزام به دریافت پروانه ساخت، نشان از بیاعتمادی ساختاری به خلاقیت هنرمند دارد. آنها میگویند در هیچ حوزهای از هنر، چنین نظارت پیشینی وجود ندارد و حذف این شورا میتواند رابطه دولت و هنرمند را از «کنترل» به «اعتماد» تغییر دهد. در نگاه آنان، فیلم باید پس از تولید و در مرحله پروانه نمایش ارزیابی شود، نه پیش از ساخته شدن.
در مقابل، شورای عالی تهیهکنندگان هشدار داده است که حذف یکباره پروانه ساخت، ممکن است به سردرگمی در روندهای قانونی و مالی منجر شود. از صدور مجوز فیلمبرداری در اماکن عمومی تا بیمه عوامل، همه بر پایه ضوابط مشخصی است که بدون این مجوز ممکن است از چارچوب خارج شود. نگرانی اصلی آنان، فروپاشی نظم حقوقی و کاهش امنیت سرمایهگذاری در تولید فیلم است.
در واقع، این چالش نه جنگ میان آزادی و کنترل، بلکه تلاشی برای بازتعریف رابطهی میان دولت و صنف است. اگر حذف پروانه ساخت با مشارکت صنوف، تهیهکنندگان، خانه سینما و سازمان سینمایی همراه باشد، میتواند سرآغاز دورهای تازه باشد؛ دورهای که در آن مسئولیت نظارت اولیه به خود صنفها سپرده میشود و دولت تنها نقش ناظر مالی و امنیتی را ایفا میکند.
تجربه جهانی نشان میدهد حذف نظارت پیشینی تنها در صورتی موفق است که جایگزین صنفی و نهادی شفاف وجود داشته باشد. تشکیل کمیتهای مشترک میان صنوف سینمایی میتواند راهحل میانهای باشد؛ مدلی که در آن، هر پروژه پیش از تولید فقط «ثبت صنفی» شود نه «تأیید محتوایی». در این الگو، خانه سینما میتواند نقش رگولاتور صنفی را ایفا کند تا از آشفتگی در تولید جلوگیری شود.
حذف پروانه ساخت میتواند فرصتی برای بازسازی رابطه میان هنرمند و نهادهای فرهنگی باشد، اما در صورت فقدان طراحی نهادی، خطر بینظمی در تولید و تضعیف جایگاه حرفهای سینما کاملاً واقعی است. این تصمیم اگر با گفتوگو و تفاهم صنفی همراه باشد، میتواند به نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران بدل شود؛ نقطهای که در آن، خلاقیت و نظم صنفی به جای تقابل، در کنار هم قرار میگیرند
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ