به گزارش اطلاع با ما ، در حالی که برخی منابع از خانهنشینی چندماهه فولاد مبارکه پس از حملات اخیر خبر میدادند، این شرکت با بازگشت برقآسا به بورس کالا، شوکی به بازار زیرزمینی فولاد وارد کرد. محتکرانی که به امید قحطی ورق، محصولات را انبار کرده بودند، ناگهان با ریزش قیمتها و خروج شتابزده کالا مواجه شدند. با این حال، سوالات جدی درباره نظارت بر مقصد نهایی ورقهای فولادی و نقش بورس کالا به عنوان «ناظر مسئولیتپذیر» باقی مانده است.
روزها بود که برخی منابع از **خانهنشینی چندماهه فولاد مبارکه** پس از خسارات سنگین ناشی از حملات اخیر خبر میدادند. فضا برای محتکران و دلالان کاملاً مهیا به نظر میرسید؛ آنها خود را برای یک سودای بیبازگشت آماده کرده بودند. اما ناگهان خبری آمد که تمام معادلات را به هم ریخت.
فولاد مبارکه بدون مقدمه و با **چرخشی استراتژیک از تولید به سمت فعالیت بازرگانی**، دوباره در تالار بورس کالا حاضر شد. این بازگشت برقآسا، چنان زلزلهای در بازار زیرزمینی فولاد ایجاد کرد که محتکران را به **تخلیه شتابزده انبارها** واداشت. پاتک تجاری غول فولادی کشور، نقشه کسانی را که روی خلاء عرضه حساب باز کرده بودند، نقش بر آب کرد.
فولاد مبارکه یک بار دیگر ثابت کرد که حتی در روزهای سخت پس از خسارت به خطوط تولید، **نبض بازار را در دست دارد**. برخلاف انتظار بازار که گمان میکرد این شرکت تا ماهها از مدار عرضه خارج شده باشد، مدیران این شرکت اجازه ندادند خلاء عرضه، جاده را برای رانتخواران صاف کند. قدرت فولاد مبارکه، فراتر از دیوارهای کارخانه و در گروی **تسلط بازرگانی بر بازار** است.
آنهایی که به امید قحطی ورقهای فولادی، محصولات را در انبارها حبس کرده بودند، حالا با خبر عرضه جدید در بورس کالا دچار دستپاچگی شدند. **ریزش قیمتها در بازار آزاد** و خروج شتابزده کالاها از انبارها، نشان داد که بازار فولاد بیش از آنکه از کمبود واقعی رنج ببرد، درگیر **گروگانگیری احتکار** است.
اما یک سوال جدی باقی میماند: اگر فولاد مبارکه این پاتک را نمیزد، قرار بود تا کجا هزینه لجاجت محتکران از جیب صنایع پاییندستی و مصرفکننده نهایی پرداخت شود؟
بورس کالا همواره خود را نماد **شفافیت** معرفی کرده است. اما آیا واقعاً سازوکاری وجود دارد که تضمین کند ورقهای خریداری شده توسط شرکتها، به محصول نهایی تبدیل میشوند؟ یا اینکه بورس کالا صرفاً به «فروش» فکر میکند و سرنوشت ورقها پس از خروج از تالار، برایش اهمیتی ندارد؟
تجربه تلخ گذشته نشان داده است که **شرکتهای صوری** با دریافت سهمیه از بورس کالا، خود به عامل بازگشت همان ورقها به بازار آزاد با قیمتهای نجومی تبدیل میشوند. فقدان نظارت بر خریداران، حفرهای بزرگ در بدنه شفافیت ادعایی بورس کالا ایجاد کرده است؛ حفرهای که میتواند شیرینیِ پاتک اخیر فولاد مبارکه را در کام تولیدکننده واقعی تلخ کند.
| شاخص | قبل از بازگشت مبارکه | بعد از بازگشت مبارکه | | — | — | — | | **انتظار بازار** | خانهنشینی چندماهه | بازگشت برقآسا | | **وضعیت محتکران** | حبس کالا در انبارها | تخلیه شتابزده انبارها | | **قیمت بازار آزاد** | صعودی و نجومی | ریزشی | | **عرضه در بورس** | محدود و ناچیز | منظم و قابل توجه |
به نظر میرسد بازگشت فولاد مبارکه به بازار، **محتکران را آچمز کرد**، اما این پایان ماجرا نیست. تا زمانی که بورس کالا از یک «فروشنده محض» به یک **«ناظر مسئولیتپذیر»** تبدیل نشود، و تا زمانی که این اطمینان حاصل نشود که هر کیلو ورق فولادی مستقیماً به خط تولید میرود، بازار همچنان مستعدِ تلاطمهای ناشی از **شایعه و احتکار** باقی خواهد ماند.
فولاد مبارکه با بازگشت هوشمندانه خود، ضربه سختی به پیکر بازار زیرزمینی وارد کرد و محتکران را وادار به عقبنشینی کرد. اما این پیروزی زمانی کامل میشود که بورس کالا نیز مسئولیت خود در قبال **نظارت بر زنجیره توزیع** را جدی بگیرد. بدون این نظارت، هر پاتکی تنها یک پیروزی موقتی خواهد بود و دلالان دوباره با شایعهپراکانی به میدان بازخواهند گشت.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ