به گزارش اطلاع با ما ، کارگری: اظهارنظر اخیر مسئولان درباره «خط فقر شش میلیون تومانی» و «حذف خانوارهای بالای سی میلیون تومان از یارانه» موجی از انتقاد را در میان کارشناسان و فعالان کارگری برانگیخته است. منتقدان میگویند، معیارهای دولت با واقعیت زندگی مردم هیچ سنخیتی ندارد و سیاستهای فعلی، فقرا را هدف میگیرد نه ثروتمندان.
وقتی سخنگوی دولت از خط فقر ششمیلیونتومانی برای هر نفر سخن گفت، بسیاری از مردم از خود پرسیدند: «در کدام شهر؟ برای کدام زندگی؟» این رقم، حتی پاسخگوی هزینههای ابتدایی خوراک، مسکن و حملونقل در کلانشهرها نیست. وزیر کار هم در توجیه حذف خانوارهای با درآمد بالای ۳۰ میلیون تومان، وعده «عدالت در پرداخت یارانه» داد؛ وعدهای که به گفته کارشناسان اقتصادی، از واقعیت فاصله زیادی دارد.
علیرضا حیدری، اقتصاددان و نایبرئیس اتحادیه پیشکسوتان کارگری، میگوید نظام اطلاعاتی کشور برای قضاوت درباره وضعیت واقعی خانوارها ناقص است. به گفته او، بانکهای اطلاعاتی دولت تنها بخشی از تصویر را نشان میدهند؛ مثلاً خانوادهای سهنفره با مجموع درآمد ۴۵ میلیون تومان، به دلیل شاغل بودن هر سه نفر از یارانه محروم میشود، در حالی که این رقم حتی کفاف زندگی آبرومندانه در تهران را نمیدهد. او معتقد است دولت هزینهها، قسطها، اجارهخانه و بیماریهای پرهزینه را در محاسبات لحاظ نمیکند و همین باعث میشود فقرا در فهرست «غیرنیازمندان» قرار گیرند.
یکی از خطاهای بزرگ در سیاستگذاری رفاه، نگاه اشتباه به مفهوم دارایی است. حیدری میگوید: «داشتن خانه، الزاماً به معنای رفاه نیست. بسیاری از خانوارهای کارگری که سالها پیش خانهای کوچک در حاشیه شهر خریدهاند، امروز زیر بار هزینهها خرد شدهاند.» از سوی دیگر، بخشی از جامعه داراییهایی دارد که امکان بهرهبرداری از آن را ندارد، اما به واسطه همین داراییها، از کمکهای دولتی محروم میشود.
فعالان کارگری معتقدند که ارقام اعلامشده از سوی دولت، با شاخصهای جهانی فاصلهای معنادار دارد. مازیار گیلانینژاد، فعال کارگری، در اینباره میگوید: «براساس معیارهای سازمان ملل و سازمان جهانی کار، حداقل سطح زندگی انسانی با درآمدی بسیار بالاتر از ۶ میلیون تومان تعریف میشود. چطور ممکن است دولتمردانی که فرزندانشان روزانه بیش از این مبلغ هزینه میکنند، چنین رقمی را برای زندگی یک فرد کافی بدانند؟»
گیلانینژاد با کنایه میپرسد: «اگر درآمد ۳۰ میلیون تومان نشانه رفاه است، چرا حقوق مدیران ارشد دولت را همینقدر تعیین نمیکنند؟» او همچنین تأکید میکند که محروم کردن خانوارهای دارای خانه از یارانه، بیعدالتی آشکار است؛ چرا که بسیاری از این خانهها فاقد استانداردهای ابتدایی مسکن مناسب هستند.
کارشناسان تأکید دارند رفاه را باید از زاویه «مصرف و کیفیت زندگی» سنجید، نه صرفاً درآمد یا دارایی. آنچه مردم در زندگی روزمره لمس میکنند، تعیینکننده سطح رفاه است، نه رقمی که در حساب بانکی دیده میشود.
در حالی که تورم ۴۹درصدی و هزینههای سرسامآور زندگی فشار مضاعفی بر طبقات پایین وارد کرده، تعریف دولت از «خط فقر» بیش از آنکه سیاست اقتصادی باشد، به طنزی تلخ شبیه است. وقتی پول توجیبی فرزندان مسئولان از کل درآمد خانوارهای کارگری بیشتر است، فاصلهی میان گفتار و واقعیت را دیگر نمیتوان با آمار پنهان کرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ