به گزارش اطلاع با ما ، نتانیاهو : پس از جنگ ۱۲روزه و شکلگیری بازدارندگی متقابل میان ایران و اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در تلاش است این وضعیت را بشکند؛ وضعیتی که برای ایران قابل مدیریت است، اما برای دکترین امنیتی اسرائیل و میراث سیاسی نتانیاهو غیرقابل تحمل به نظر میرسد. تمرکز جدید تلآویو نه بر پرونده هستهای، بلکه بر برنامه موشکی ایران، نشانهای از تغییر ماهیت تهدیدسازی و حرکت به سمت جنگی فرسایشی با اتکای دائمی به ایالات متحده است.
جنگ محدود و پرهزینه ژوئن، نه پیروزی روشنی برای ایران به همراه داشت و نه دستاورد راهبردی قاطعی برای اسرائیل. نتیجه اصلی، شکلگیری نوعی بازدارندگی متقابل بود؛ وضعیتی که هزینه درگیری مستقیم را برای هر دو طرف بالا برد. ایران با این توازن میتواند کنار بیاید، اما برای اسرائیل—بهویژه در چارچوب تفکر امنیتی سنتیاش—این وضعیت بهمنزله پذیرش محدودیت و افول برتری تلقی میشود.
دکترین نظامی اسرائیل بر «برتری مطلق» و «آزادی کامل عمل» بنا شده است. هر عاملی که این برتری را به چالش بکشد—حتی اگر به جنگ تمامعیار منجر نشود—در تلآویو بهعنوان تهدیدی وجودی تفسیر میشود. برنامه موشکی ایران، دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند؛ عاملی که امکان تحمیل هزینه متقابل را فراهم کرده و دست اسرائیل را برای اقدام بدون پاسخ میبندد.
برخلاف گذشته که محور اصلی فشارها برنامه هستهای ایران بود، اکنون تمرکز بهطور محسوسی به سمت توان موشکی تغییر کرده است. این تغییر، نه بهدلیل کاهش نگرانیها، بلکه بهسبب این واقعیت است که حتی بدون سلاح هستهای، توان موشکی ایران میتواند موازنه قوا را بر هم بزند و بازدارندگی مؤثر ایجاد کند.
در روایت رسمی، هدف اسرائیل «تأمین امنیت» عنوان میشود؛ اما در عمل، آنچه دنبال میشود حفظ سلطه نظامی یکجانبه در منطقه است. الگویی که در آن، هیچ بازیگر منطقهای—even در حد دفاع حداقلی—نباید توان بازدارندگی داشته باشد. چنین رویکردی نهتنها امنیت جمعی ایجاد نمیکند، بلکه چرخهای از بیثباتی دائمی را بازتولید میکند.
اسرائیل بدون حمایت مالی، لجستیکی و دفاعی آمریکا قادر به ادامه این مسیر نیست. هر دور تنش، هزینهای مستقیم برای واشنگتن به همراه دارد؛ چه در قالب بودجه نظامی، چه در مصرف ذخایر دفاعی و چه در افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی. با این حال، فشار سیاسی تلآویو بر کاخ سفید همچنان ادامه دارد و هر «نه» نگفتن، به معنای درخواستهای بعدی خواهد بود.
اگر یک بار دیگر آمریکا وارد این مسیر شود، توقف آن دشوار خواهد بود. پس از موشکها، نوبت به مؤلفههای دیگر قدرت ایران میرسد و این چرخه میتواند سالها ادامه پیدا کند؛ جنگهایی محدود، اما پرهزینه، بدون پیروزی نهایی.
اصرار نتانیاهو بر درگیری دوباره با ایران، بیش از آنکه ناشی از تهدید فوری باشد، ریشه در ناتوانی پذیرش یک واقعیت جدید دارد: دوران برتری بلامنازع رو به پایان است. پذیرش بازدارندگی متقابل شاید ناخوشایند باشد، اما جایگزین آن، جنگی فرسایشی است که هزینهاش نهفقط برای منطقه، بلکه برای حامیان خارجی اسرائیل نیز روزبهروز سنگینتر میشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ