به گزارش اطلاع با ما ، محمدرضا تنکمان فرد نوشت: برق : ناترازی ۱۴ هزار مگاواتی برق، تحقق کمتر از ۱۱ درصدی اهداف برنامه هفتم و رشد انفجاری هزینه استهلاک نیروگاهها؛ آیا صنعت برق ایران به نقطه بحران دائمی رسیده است؟
صنعت برق ایران در شرایطی قرار گرفته که فاصله میان اهداف برنامهریزیشده و واقعیتهای اجرایی هر روز بیشتر میشود. با گذشت حدود دو سال از آغاز برنامه هفتم توسعه، شاخصها نشان میدهد میزان پیشرفت در افزایش ظرفیت نیروگاهی و رشد تولید برق فاصله قابل توجهی با اهداف تعیینشده دارد. همزمان، رشد سریع مصرف و افزایش شدید هزینه استهلاک تأسیسات، فشار مضاعفی بر این صنعت وارد کرده است.
ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور در نیمه نخست سال جاری به حدود ۹۷ هزار مگاوات رسیده، اما میزان تحقق اهداف پیشبینیشده برنامه هفتم بسیار محدود بوده است. در بخش انرژیهای تجدیدپذیر نیز با وجود تعیین هدف ۱۲ هزار مگاواتی، پیشرفت ثبتشده همچنان پایینتر از حد انتظار ارزیابی میشود.
در حوزه برق هستهای نیز ظرفیت جدیدی به شبکه افزوده نشده و این بخش عملاً بدون تغییر باقی مانده است. این در حالی است که برنامه توسعهای، افزایش قابل توجه ظرفیت در این حوزه را پیشبینی کرده بود.
اما مسئله مهمتر، تولید واقعی برق است نه ظرفیت اسمی. میزان تولید سال گذشته حدود ۳۹۷ میلیارد کیلووات ساعت گزارش شده، در حالی که برای دستیابی به هدف نهایی برنامه هفتم باید به رقم ۴۸۹ میلیارد کیلووات ساعت رسید. این فاصله نشان میدهد مسیر تحقق اهداف همچنان طولانی است.
یکی از جدیترین نشانههای بحران، اختلاف میان عرضه و تقاضای برق است. در سال جاری این فاصله در اوج مصرف به حدود ۱۴ هزار مگاوات رسیده؛ عددی که بیانگر فشار شدید بر شبکه سراسری است.
اگرچه این شکاف تنها در ساعات محدودی از سال رخ میدهد، اما همان بازههای کوتاه کافی است تا خاموشیهای گسترده و خسارات اقتصادی به صنایع و کسبوکارها تحمیل شود. بخشهای صنعتی و خانگی بیشترین سهم مصرف برق را به خود اختصاص دادهاند و پس از آن سایر فعالیتهای اقتصادی و بخش کشاورزی قرار دارند.
کارشناسان معتقدند مهار این وضعیت تنها از مسیر دوگانه «افزایش ظرفیت تولید» و «مدیریت مصرف» امکانپذیر است. تمرکز صرف بر تولید، بدون اصلاح الگوی مصرف، راهگشا نخواهد بود.
در کنار ناترازی تولید و مصرف، صورتهای مالی شرکت توانیر نشاندهنده رشد چشمگیر هزینههای استهلاک است. بخش قابل توجهی از منابع مالی این شرکت از محل فروش برق به مشترکان تأمین میشود و سهم بالایی از هزینهها نیز صرف خرید برق و پرداخت به شرکتهای منطقهای میشود.
اما نکته قابل تأمل، افزایش کمسابقه هزینه استهلاک تأسیسات انتقال و توزیع برق در سال گذشته است؛ رقمی که نسبت به سال پیش از آن جهش چند برابری را تجربه کرده است. این رشد بیانگر فرسودگی زیرساختها و فشار مضاعف بر شبکهای است که با رشد مصرف، بدون توسعه متناسب ظرفیت تولید، بیش از توان خود کار میکند.
ادامه این روند میتواند چرخهای معیوب ایجاد کند: افزایش مصرف، فشار بیشتر بر تجهیزات، استهلاک بالاتر و نیاز به سرمایهگذاری سنگینتر برای بازسازی.
بررسی شاخصها نشان میدهد مشکل ناترازی برق دیگر یک چالش مقطعی فصلی نیست، بلکه به مسئلهای ساختاری تبدیل شده است. تا زمانی که سرمایهگذاری مؤثر در توسعه نیروگاهها، بهویژه در بخشهای نوین و کمهزینه، همگام با اصلاح سیاستهای مصرفی انجام نشود، فاصله میان عرضه و تقاضا پابرجا خواهد ماند.
صنعت برق اکنون در نقطهای حساس ایستاده است؛ نقطهای که تصمیمهای امروز میتواند مسیر سالهای آینده را تعیین کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ