به گزارش اطلاع با ما ، آموزش موتورسواری زنان در یک مرکز ورزشی در تهران در حالی دنبال میشود که شرکتکنندگان با سن و شغلهای مختلف، مهارت موتورسواری را زیر نظر مربی تمرین میکنند. با این حال، میان آموزش و امکان دریافت گواهینامه موتورسیکلت برای زنان همچنان فاصله وجود دارد؛ موضوعی که بحثهای مربوط به ایمنی، بیمه و مسئولیت قانونی را نیز به همراه داشته است.
در یکی از طبقات زیرزمینی یک مرکز تجاری، فضایی متفاوت از آنچه معمولاً از پارکینگ انتظار میرود شکل گرفته است؛ بخشی از این محیط به آموزش موتورسواری زنان اختصاص دارد و فعالیت آن در چارچوب برنامههای ورزشی مرتبط با فدراسیون اتومبیلرانی و موتورسواری انجام میشود.
صدای روشن شدن موتورها در فضای بسته میپیچد. زنان و دخترانی با سنین و شرایط مختلف، تجهیزات ایمنی به تن دارند و زیر نظر مربی تمرین میکنند؛ یکی در حال یادگیری حفظ تعادل است، دیگری نحوه ترمزگیری و پیچیدن را تمرین میکند و عدهای نیز منتظر نوبت خود هستند.
اما پشت این صحنه آموزشی، یک پرسش مهم وجود دارد: مسیر این آموزش برای زنان در نهایت به کجا میرسد؟
شرکتکنندگان این کلاسها گروه یکدستی نیستند. در میان آنها دختران جوان، مادران، معلمان، پرستاران و زنان شاغل دیده میشوند.
یکی از زنان حاضر در این مجموعه، ۵۷ سال دارد و تصمیم گرفته در این سن موتورسواری را یاد بگیرد. او با همراهی دخترش به کلاس آمده و معتقد است نبودن گواهینامه نباید مانع یادگیری و علاقه او به موتورسواری شود.
دخترش نیز از تصمیم مادر حمایت میکند و این اتفاق را نشانه تغییر نگاه نسلها به حضور زنان در حوزههایی میداند که در گذشته بیشتر مردانه تلقی میشدند.
در سوی دیگر، دختران جوانی حضور دارند که از همان سالهای ابتدایی جوانی به موتورسواری علاقهمند شدهاند و میخواهند این مهارت را به شکل اصولی یاد بگیرند.
موتورسیکلت برای همه این افراد صرفاً وسیلهای برای تفریح یا تجربه هیجان نیست.
برخی از زنان حاضر در کلاسها، موتور را وسیلهای برای رفتوآمد روزانه میدانند. پرستار، معلم، مادر شاغل یا زنی که در محیط کاری پرتردد فعالیت میکند، ممکن است به وسیلهای سریع و کمحجم برای رفتوآمد نیاز داشته باشد.
در چنین شرایطی، موتور برای بعضی از این زنان بخشی از زندگی روزمره است، نه یک سرگرمی مقطعی.
همین موضوع باعث شده آموزش موتورسواری برای آنها اهمیت بیشتری پیدا کند؛ چراکه پیش از حضور در خیابان، تلاش میکنند کنترل وسیله، تعادل، ترمزگیری و سایر مهارتهای پایه را یاد بگیرند.
در میان شرکتکنندگان، داستانهایی فراتر از رفتوآمد روزانه نیز وجود دارد.
یکی از دختران حاضر در این فضا، پس از آشنایی با موتورسواری وارد حوزه پیک موتوری شده و در ادامه به تعمیر و شناخت فنی موتورسیکلت علاقهمند شده است.
او که تحصیلات دانشگاهی دارد، حالا با ابزارهای تعمیراتی سروکار دارد و هدفش تنها راندن موتور نیست؛ رویای داشتن یک گاراژ شخصی و فعالیت حرفهای در زمینه تعمیر وسایل نقلیه را دنبال میکند.
این مسیر نشان میدهد حضور زنان در حوزه موتورسیکلت فقط به رانندگی محدود نشده و برخی از آنها به سمت مهارتهای فنی و مشاغلی رفتهاند که در گذشته حضور زنان در آنها کمتر دیده میشد.
با وجود برگزاری کلاسهای آموزشی، چالش اصلی در بخش دیگری قرار دارد.
شرکت در یک دوره آموزشی ورزشی به خودی خود به معنای قرار گرفتن در فرآیند رسمی دریافت گواهینامه رانندگی نیست. به همین دلیل، زنانی که در این مجموعه تمرین میکنند، لزوماً پس از پایان دوره آموزشی مسیر مشخصی برای آزمون و دریافت گواهینامه موتورسیکلت در اختیار ندارند.
این موضوع تفاوت قابل توجهی با فرآیندی دارد که برای رانندگان مرد وجود دارد؛ جایی که آموزش، آزمون مهارت و صدور گواهینامه در یک مسیر رسمی تعریف شده است.
در نتیجه، یک فاصله میان «یادگیری مهارت» و «امکان استفاده قانونی از این مهارت در خیابان» ایجاد میشود.
ماجرای گواهینامه موتورسیکلت زنان صرفاً به بحث حضور زنان پشت فرمان موتور محدود نمیشود.
گواهینامه در حوزه رانندگی با موضوعاتی مانند احراز مهارت، مسئولیت راننده و وضعیت قانونی فرد در صورت وقوع حادثه ارتباط دارد.
به همین دلیل، وقتی فردی بدون گواهینامه وارد خیابان میشود، موضوع میتواند از یک مسئله اجتماعی فراتر برود و جنبههای حقوقی و مالی نیز پیدا کند.
داشتن بیمه شخص ثالث برای وسیله نقلیه، لزوماً به این معنا نیست که نداشتن گواهینامه برای راننده هیچ پیامدی ندارد. در مقررات بیمه شخص ثالث، میان حمایت از زیاندیده و مسئولیت رانندهای که شرایط قانونی لازم را نداشته، تفاوتهایی وجود دارد.
به همین دلیل، مسئله گواهینامه میتواند در زمان وقوع حادثه و بررسی مسئولیتها، اهمیت عملی پیدا کند.
در واقع، آموزش اصولی موتورسواری، احراز توانایی راننده، رعایت مقررات و پوشش بیمهای، مجموعهای بههمپیوسته هستند که نمیتوان آنها را کاملاً جدا از یکدیگر بررسی کرد.
آنچه در این کلاسها دیده میشود، تنها یک فعالیت ورزشی نیست؛ بخشی از تغییرات اجتماعی پیرامون استفاده زنان از موتورسیکلت را نیز نشان میدهد.
امروز زنانی با سن، شغل و سبک زندگی متفاوت به دنبال یادگیری این مهارت هستند. برخی برای رفتوآمد، برخی برای کار و برخی نیز صرفاً به دلیل علاقه شخصی.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که آیا زنان به موتورسواری علاقه دارند یا خیر؛ شواهد میدانی از حضور زنانی حکایت دارد که این مهارت را دنبال میکنند و حتی در مواردی از آن در زندگی روزمره خود استفاده میکنند.
حضور یک زن روی موتورسیکلت دیگر الزاماً به معنای علاقه به سرعت یا تفریح نیست.
ممکن است او یک مادر باشد که به دنبال راهی برای سادهتر کردن رفتوآمدهای روزانه است، یک پرستار یا معلم باشد که مسیر محل کار را طی میکند یا زنی باشد که موتورسواری را به بخشی از مسیر شغلی خود تبدیل کرده است.
در این میان، حضور زنان در حوزههای فنی نیز قابل توجه است؛ زنانی که علاوه بر رانندگی، به تعمیر، شناخت قطعات و حتی راهاندازی کسبوکار مرتبط با موتورسیکلت علاقهمند شدهاند.
شاید یکی از متفاوتترین تصاویر این کلاسها، کنار هم قرار گرفتن دو نسل باشد.
دختر نوجوانی که تازه میخواهد مهارت موتورسواری را یاد بگیرد، در کنار زنی قرار دارد که پس از سالها زندگی خانوادگی تصمیم گرفته این تجربه را آغاز کند.
برای یکی، موتورسواری میتواند بخشی از تجربههای دوران جوانی باشد و برای دیگری فرصتی برای تجربه کاری که دههها پیش شاید کمتر قابل تصور بود.
کلاسهای آموزشی نشان میدهند علاقه به یادگیری موتورسواری در میان بخشی از زنان وجود دارد و برخی از آنها حتی موتور را به عنوان وسیله رفتوآمد یا ابزار کار دنبال میکنند.
با این حال، میان آموزش ورزشی و مسیر رسمی دریافت گواهینامه فاصلهای وجود دارد که باعث شده موضوع همچنان محل بحث باشد.
از یک سو، زنان برای یادگیری مهارت و رعایت اصول ایمنی به کلاس میآیند و از سوی دیگر، مسئله دسترسی به فرآیند رسمی گواهینامه همچنان تعیینکننده است.
در نهایت، تصویر این طبقه زیرزمینی ساده است: زنانی با کلاه و تجهیزات ایمنی روی موتور مینشینند، تمرین میکنند و مهارتشان را افزایش میدهند.
اما چند طبقه بالاتر، خیابان همچنان قواعد خودش را دارد؛ جایی که آموزش به تنهایی کافی نیست و موضوع مجوز قانونی، مسئولیت و بیمه نیز وارد ماجرا میشود.
به این ترتیب، فاصله میان پیست آموزشی و خیابان شاید فقط چند طبقه باشد، اما برای زنان موتورسوار، این فاصله به مسئلهای بزرگتر درباره آموزش، گواهینامه و جایگاه قانونی آنها در ترافیک شهری تبدیل شده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ