به گزارش اطلاع با ما، بورس – اگر سهامدار هستید یا قصد ورود به بازار سرمایه را دارید، روزهای اول بازگشایی بورس را با احتیاط بیشتری مدیریت کنید. نوید خاندوزی، کارشناس بازار سرمایه، معتقد است در ابتدای بازگشایی، احتمالاً شاهد یک عملیات کاهشی ناشی از فشار فروش خواهیم بود. اما این فشار از کجا میآید؟ از سه دسته:
دسته اول: سهامداران بدبین به شرایط سیاسی گروهی که نگاه منفی به تحولات سیاسی (به ویژه مذاکرات و تنشهای ژئوپلیتیک) دارند و ترجیح میدهند قبل از هر اتفاقی دارایی خود را نقد کنند.
دسته دوم: سهامداران اعتباری کسانی که با پول قرضگرفته یا اعتبار وارد بازار شدهاند، در اولین نشانههای ریزش یا ابهام، مجبور به فروش میشوند تا اصل سرمایه را حفظ کنند.
دسته سوم: ابطال واحدهای صندوقهای سرمایهگذاری وقتی سرمایهگذاران خرد از صندوقها خارج میشوند، مدیران صندوق مجبور به فروش داراییهای پایه میشوند که این خود فشار فروزندهای روی نمادها ایجاد میکند.
نتیجه: در هفته اول و بهویژه در روز بازگشایی احتمالاً در اکثر نمادها فشار فروش حاکم خواهد شد.
یکی از مؤلفههای کلیدی که بازار سرمایه و سایر بازارها را تحت تأثیر قرار میدهد، نرخ ارز است. خاندوزی به یک آمار مهم اشاره میکند: حدود ۱۵ میلیارد دلار از صادرات پتروشیمی و فولاد از چرخه ارزی کشور خارج شده (یعنی به سامانه نیما یا مرکز مبادله برنگشته است). همین موضوع باعث شده تقاضای ارز افزایش یابد و نرخ ارز تحت فشار صعودی قرار بگیرد.
اما نکته مهمتر تغییر رویکرد بانک مرکزی است.
خاندوزی معتقد است سیاست بانک مرکزی دیگر بر سرکوب دستوری نرخ ارز استوار نیست. به عبارت دیگر، بانک مرکزی به سمتی حرکت میکند که نرخ ارز را همگام با تورم تعدیل کند. این یعنی دیگر خبری از آن قیمتهای دستوری و فاصله عجیب با بازار آزاد نخواهد بود.
برای فعالان اقتصادی، این ذهنیت شکل گرفته که کاهش چشمگیری در نرخ ارز رخ نخواهد داد. همین انتظار، رفتار خریداران و فروشندگان را در همه بازارها از جمله بورس تغییر داده است.
یکی از متغیرهای بزرگ پیشروی بازارها، احتمال توافق سیاسی است. خاندوزی میگوید: سناریوی توافق موضوعی دور از ذهن نیست و در صورت تحقق آن بازار سرمایه میتواند شرایط بهتری را تجربه کند.
اما نکته جالب اینجاست که در صورت توافق، همه بازارها یکسان واکنش نشان نمیدهند. بازارهایی که رشد زیادی داشتهاند مانند خودرو و تا حدی مسکن میتوانند اصلاح قیمت را تجربه کنند. یعنی سودی که در ماههای اخیر در این بازارها به دست آمده، ممکن است تا حدی بازگردد.
برای سرمایهگذاران، این یعنی توافق میتواند هم فرصت باشد (برای بورس) و هم تهدید (برای خودرو و مسکن). پس نمیشود یک نسخه واحد برای همه بازارها پیچید.
بازار سرمایه در کوتاهمدت تحت تأثیر اخبار سیاسی و ارزی است، اما در بلندمدت بنیادها تعیینکننده هستند. خاندوزی به چند ابهام مهم اشاره میکند که هنوز حل نشدهاند:
کمبود انرژی (مخصوصاً در فصول سرد که گاز واحدهای تولیدی قطع میشود)
این ابهامات یعنی حتی اگر بازار در کوتاهمدت رشد کند، برخی شرکتها ممکن است نتوانند سودآوری خود را حفظ کنند. پس انتخاب سهام بنیادی مهمتر از همیشه است.
خاندوزی تأکید میکند که گزارشهای ماهانه اردیبهشت و گزارشهای ۱۲ ماهه شرکتها میتواند سیگنالهای مهمی به بازار بدهد. چرا اردیبهشت مهم است؟ چون اولین ماه کامل پس از پایان تنشهای نظامی و شروع ثبات نسبی است. عملکرد فروش و سودآوری شرکتها در این ماه میتواند نشان دهد که آیا اقتصاد واقعاً از شوک خارج شده یا نه.
اگر گزارشها خوب از آب دربیایند، میتواند تا حدی فشار فروش اولیه را خنثی کند. ترکیب پیشنهادی سبد دارایی؛ ۵۰٪ سهام بنیادی، ۵۰٪ طلا و گواهی، اوراق فقط پارکینگ
شاید مهمترین بخش تحلیل خاندوزی، توصیه عملی برای سرمایهگذاران است. او پیشنهاد میدهد ترکیبی از داراییها را در سبد خود داشته باشیم و تکیه بر یک بازار ریسک بالایی دارد.
حدود ۵۰ درصد پرتفوی در سهام شرکتهایی با شرایط بنیادی مناسب (یعنی سودآوری پایدار، بدهی کم، و قدرت تطبیق با تورم)
بخش دیگر پرتفوی ترکیبی از طلا و گواهیهای کالایی (برای پوشش ریسک تورم و نوسان ارز)
اوراق فقط به عنوان یک پارکینگ موقت پول تا زمان مناسب برای سرمایهگذاری مجدد
اینجا یک نکته کلیدی وجود دارد که بسیاری از سرمایهگذاران نادیده میگیرند: بازدهی واقعی. خاندوزی صراحتاً میگوید: وقتی تورم نقطهبهنقطه حدود ۷۰ درصد است، اوراق با سود ۴۰ درصدی بازدهی واقعی منفی دارند.
یعنی اگر پولتان را در اوراق بگذارید، در پایان سال با ۴۰٪ سود اسمی روبرو میشوید، اما قدرت خریدتان ۳۰٪ کمتر شده است (چون تورم ۷۰٪ بوده). اوراق در چنین شرایطی فقط جای امنی برای نگهداری موقت پول است (مثلاً برای چند هفته یا چند ماه)، نه یک سرمایهگذاری بلندمدت.
پارکینگ موقت یعنی: ماشین را آنجا بگذار، اما خانه که نشدی.
با توجه به تحلیل خاندوزی، استراتژی هوشمندانه سرمایهگذاری در روزهای آینده را میتوان در چند جمله خلاصه کرد:
اگر سهامدار هستید، برای فروش شتابزده عجله نکنید مگر اینکه سهام اعتباری دارید.
پیشبینی بازار سرمایه هیچوقت آسان نبوده، اما در شرایط کنونی با انبوهی از ابهامات سیاسی، ارزی و بنیادی روبروییم. فشار فروش اولیه واقعی است، اما لزوماً به معنای پایان کار بورس نیست. اگر شرکتها گزارشهای خوبی بدهند و ابهامات سیاسی به سمت توافق حرکت کند، بورس میتواند دوباره توجه سرمایهگذاران را جلب کند.
اما نکته مهم: در تورم ۷۰ درصدی، نشستن روی اوراق با سود ۴۰ درصدی یعنی فقیر شدن تدریجی. بازار سهام ریسک دارد، اما اوراق هم بازنده واقعی است. شاید بهترین راه، همان ترکیب هوشمندانه داراییها باشد: کمی سهام خوب، کمی طلا، و کمی نقدینگی در پارکینگ اوراق برای انتظار فرصت
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ