به گزارش اطلاع با ما ، ناوهای هواپیمابر: همزمان با انتشار اخبار درباره تحرکات دریایی آمریکا در اطراف آبهای جنوبی، تمرکز افکار عمومی بیشتر معطوف به ناوهای هواپیمابر شده است؛ در حالی که تجربههای اخیر نشان میدهد تهدید اصلی میتواند از جایی کمتر دیدهشده و بسیار مخفیتر آغاز شود.
ناوهای هواپیمابر بهرغم قدرت نمادین بالا، به دلیل ابعاد بزرگ و آسیبپذیری ذاتی، معمولاً در فاصلهای امن از سواحل دشمن باقی میمانند. این شناورها بدون سرکوب قبلی پدافند، عملاً قادر به آغاز عملیات گسترده نیستند.
در سناریوهای مدرن نبرد دریایی، زیردریاییها نقش پیشقراول را ایفا میکنند. حملات اولیه برای تضعیف رادارها، سامانههای پدافندی و مراکز حساس، اغلب از اعماق دریا انجام میشود؛ جایی که شناسایی دشمن دشوارتر و واکنش زمانبرتر است.
زیردریاییهای تهاجمی و حامل موشک، حجم عظیمی از تسلیحات را در اختیار دارند و میتوانند از فاصلههای دور، اهداف ثابت را مورد اصابت قرار دهند. همین ویژگی، آنها را به یکی از مؤثرترین ابزارهای ضربه اولیه تبدیل کرده است.
به محض شناسایی یک زیردریایی، مزیت اصلی آن یعنی پنهانکاری از بین میرود. در چنین شرایطی، این شناورها ناچار به ترک منطقه میشوند. بنابراین، کشف و ردیابی، مهمترین حلقه دفاعی در برابر تهاجم دریایی محسوب میشود.
نبرد ضدزیردریایی در دریاهای باز، نیازمند تجهیزات، شناورها و دکترین متفاوتی نسبت به نبرد در آبهای بسته است. تمرکز صرف بر شناورهای کوچک و ساحلی، توان مقابله در محیطهای اقیانوسی را محدود میکند.
شناورهای بدونسرنشین سطحی و زیرسطحی، بهدلیل هزینه کمتر، ماندگاری بالا و امکان تولید انبوه، به یکی از مؤثرترین ابزارها برای شفافسازی میدان نبرد دریایی تبدیل شدهاند. حضور پرتعداد آنها میتواند فضا را برای زیردریاییها ناامن کند.
برخی تحلیلها نشان میدهد اعزام ناوهای هواپیمابر لزوماً به معنای آغاز درگیری مستقیم نیست و میتواند بخشی از عملیات فریب برای دور کردن توجه از تحرکات زیردریاییها باشد.
تمرکز بر پایداری دریایی، رزم زیرسطحی و ابزارهای هوشمند بدونسرنشین، میتواند از تکرار غافلگیریهای پرهزینه جلوگیری کند. نبرد آینده، بیش از آنکه روی سطح دریا باشد، در عمق آن رقم خواهد خورد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ