به گزارش اطلاع با ما ، ترامپ : مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان بدون پیشرفت پایان یافت. ایران با اهرم تازه تنگه هرمز (اختلال در کشتیرانی و دریافت عوارض از کشتیها) وارد میز مذاکره شده و آمریکا در مقابل، محاصره دریایی را آغاز کرده است. شکاف خواستهها عمیق است (هستهای، موشکی، حزبالله در برابر لغو تحریمها و تضمین پایدار). اما هر دو طرف به «راه خروج» نیاز دارند. توافق ممکن است، اما تنها در صورتی که خطای محاسباتی دو طرفه (فشار حداکثری در برابر صبر راهبردی) کنار گذاشته شود و تضمینهای واقعی جایگزین وعدههای تکراری گردد.
آخرین دور گفتوگوهای ایران و آمریکا در پاکستان بدون پیشرفت مشخص پایان یافت. در نگاه اول، فاصله میان مواضع دو طرف همچون یک دره عمیق و ساختاری به نظر میرسد. اما سوال اینجاست: آیا توافق هنوز ممکن است؟
واقعیت میدانی میگوید هر دو طرف به دنبال «راه خروج» از بحرانی هستند که اقتصاد جهانی را لرزانده و زیرساختهای دو کشور را تخریب کرده است. با این حال، رسیدن به توافق به معمای حلنشدهای گره خورده که نامش «تنگه هرمز» است؛ جایی که ایران اهرم تازهای در اختیار گرفته و آمریکا در پی خنثیسازی آن با محاصره متقابل است.
جنگ ۴۰ روزه گذشته یک واقعیت جدید به جهان نشان داد: ایران میتواند با صرف هزینه نسبتاً محدود، کنترل مؤثری بر گذرگاه راهبردی تنگه هرمز اعمال کند.
حملات به دو کشتی در ابتدای جنگ، فضای ریسک را چنان افزایش داد که شرکتهای بیمه پوششهای خود را کاهش دادند و کشتیها در خلیج فارس سرگردان شدند.
دهها کشتی مبالغ سنگینی به ایران پرداخت کردهاند تا اجازه عبور دریافت کنند. این یعنی تنگه هرمز میتواند به یک جریان درآمدی پایدار برای تهران تبدیل شود.
فراتر از اقتصاد، این تنگه اکنون نقش «تضمین امنیتی» را بازی میکند؛ نقشی که پس از تضعیف حزبالله در ۲۰۲۴ تا حد زیادی از دست رفته بود.
از این منظر، ایران اکنون توانایی بالقوه برای اختلال در اقتصاد جهانی را در اختیار دارد. این واقعیت میتواند محاسبات هر رئیسجمهوری آمریکا را پیش از هر اقدام نظامی جدید، تغییر دهد.
خواستههای حداکثری در برابر خطوط قرمز؛ شکاف عمیق همچنان پابرجاست
مهمتر از همه: تضمین پایدار مبنی بر اینکه آمریکا و اسرائیل بار دیگر مسیر تقابل نظامی را در پیش نگیرند
این شکاف چنان عمیق است که مذاکرات پاکستان را عملاً به بنبست کشاند. اما آیا هیچ یک از دو طرف توان ادامه این وضعیت را دارند؟
دونالد ترامپ در واکنش به اهرم جدید ایران، دستور محاصره دریایی را صادر کرد؛ مانع شدن از ورود یا خروج هر کشتی مرتبط با بنادر ایران از تنگه هرمز.
اما مشکل اینجاست که «توازن زمانی» به نفع ایران ارزیابی میشود. ایران نزدیک به پنج دهه تحریم را تحمل کرده و ظرفیت بالایی برای سازگاری با شرایط سخت دارد. در مقابل، ترامپ با محدودیتهای داخلی جدی روبهروست؛ از جمله نگرانی افکار عمومی آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای.
محاسبه تهران این است که در نقطهای از تشدید تنش، واشنگتن ناچار به عقبنشینی خواهد شد. محاسبه ترامپ اما همچنان بر این باور است که فشار بیشتر، ایران را به تسلیم وادار میکند. همین خطای محاسباتی دو طرفه است که خطر تکرار الگوی شکستخورده گذشته را زنده نگه داشته است.
۱. هر دو طرف از خواستههای حداکثری خود عقبنشینی کنند. آمریکا باید بپذیرد که تنگه هرمز کاملاً از کنترل ایران خارج نمیشود و ایران نیز باید بپذیرد که اختلال دائمی در کشتیرانی به ضرر خودش تمام میشود.
۲. ضمانتهای پایدار جایگزین تضمینهای کوتاهمدت شود. ایران به یک تضمین راستین نیاز دارد که این بار توافق، تکرار برجام نخواهد بود و آمریکا یا اسرائیل دوباره از آن خارج نمیشوند.
۳. ترامپ برداشت واقعبینانهای از سیاست داخلی ایران داشته باشد. باور به اینکه فشار نظامی یا محاصره اقتصادی میتواند ظرف چند ماه ساختار قدرت در تهران را تغییر دهد، یک خطای راهبردی است که پیشتر هم جواب نداده است.
در مقطعی چند هفته پیش، به نظر میرسید آمریکا میتواند با ارائه تضمینهایی درباره توقف حملات مشترک با اسرائیل، به بخش مهمی از اهداف خود دست یابد. اما با گذشت زمان و تشدید تحولات میدانی، هزینه دستیابی به همان اهداف اکنون به طور قابل توجهی افزایش یافته و فضای مانور دیپلماتیک محدودتر شده است
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ