به گزارش اطلاع با ما ، شهرداری: اصلاح یک آییننامه کمتر دیدهشده، حالا به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات مدیریت شهری تبدیل شده است. تغییری که در سکوت دولت و مجلس انجام شد، عملاً امکان تکرار شهرداری علیرضا زاکانی را با ابهام جدی مواجه کرده و معادلات سیاسی پیرامون شهرداری تهران را به هم زده است.
انتخاب شهردار تهران همواره فراتر از یک انتصاب شهری بوده و وزن سیاسی بالایی داشته است. در دوره گذشته نیز انتخاب علیرضا زاکانی با حاشیههای فراوان همراه شد؛ حاشیههایی که بیش از هر چیز به نسبت میان تخصص، قانون و ملاحظات سیاسی بازمیگشت.
در اصلاحات جدید آییننامه انتخاب شهرداران کلانشهرها، شرط داشتن مدرک تحصیلی مرتبط و سابقه مدیریتی مشخص، بدون استثنا اعمال شده است. حذف تبصرههای معافکننده، مسیرهایی را که پیشتر امکان تفسیر موسع داشت، مسدود کرده و دایره انتخاب را محدودتر ساخته است.
این اصلاحات با امضای دولت و تأیید مجلس نهایی شد؛ اقدامی که از نگاه ناظران، نشاندهنده همراستایی دو قوه در پایان دادن به استثناهای شخصمحور است. برخی تحلیلگران معتقدند این هماهنگی، تلاشی برای بازگرداندن نظم حقوقی به فرآیند انتخاب مدیران شهری است.
در شورای شهر تهران، واکنشها به این تغییرات محتاطانه بوده است. برخی اعضا بر لازمالاجرا بودن قانون تأکید دارند و برخی دیگر از احتمال بازنگریهای بعدی سخن میگویند. این دوگانگی، فضای تصمیمگیری آینده را همچنان مبهم نگه داشته است.
منتقدان زاکانی معتقدند که شهرداری تهران در سالهای اخیر، بیش از آنکه یک جایگاه اجرایی باشد، به سکویی برای وزنکشی سیاسی تبدیل شده است. در این نگاه، اصلاح آییننامه جدید میتواند مانعی جدی در برابر استفاده انتخاباتی از مدیریت شهری باشد.
اصلاح آییننامه انتخاب شهردار، بدون نام بردن از افراد، تأثیری مستقیم بر آینده مدیریت شهری تهران گذاشته است. حالا پرسش اصلی این است که آیا قانون در برابر فشارهای سیاسی پابرجا میماند یا بار دیگر مسیر تغییر خواهد کرد؟ پاسخ این سؤال، نهتنها سرنوشت یک شهردار، بلکه اعتبار فرآیندهای تصمیمگیری در مدیریت شهری را روشن میکند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ