به گزارش اطلاع با ما ، شیرخشک : داروخانه ۱۳ آبان در بحران ۱۴۰۵ به نماد استیصال بیماران تبدیل شده است. انسولین ۱۷ برابر شده، داروی سرطان فقط آن هم با تاییدیه ۶۰ روزه و کمیاب، شیرخشک قوطی ندارد و بیماران برای تهیه دارو به «گدایی» افتادهاند. علت؟ تلفیقی از جنگ، حذف ارز ترجیحی و تأخیر ۶ ماهه بیمه در پرداخت مطالبات. روایت مستند از بنبست ناصرخسرو.
تقویم نشان میدهد ۴۰ روز از جنگ فرسایشی گذشته است، اما زخم آن بر تن داروخانهها عمیقتر از هر جای دیگر خود را نشان میدهد. داروخانه ۱۳ آبان، آن روزگار که نماد «آخرین روزنه امید» بود، امروز به صحنهای از ناامیدی تمامعیار بدل شده است. جایی که بیماران سرطانی، زمینگیران اماس، کودکان آسمی و حتی دیابتیها، ساعتها در صف میایستند تا شاید نسخهای از داروی کمیابشان را پیدا کنند.
نگاهی به کف خیابان: پیرمردی اشکبار میگوید «برای تهیه دارو به گدایی افتادم» و جوانی از اتباع، هر بار تنها چند دوز از داروی اختلال خونی نادر خود را دریافت میکند.
انسولین ۱۷ برابر شد؛ داروی سرطان فقط ایرانی، آن هم با تاییدیه ۶۰ روزه!
در میان ازدحام جمعیت، قصههای تکراری اما دردناکی شنیده میشود. مرد میانسالی که برای داروی سرطان مغز استخوان پدرزنش مراجعه کرده، میگوید: «داروی خارجی که اصلاً گیر نمیآید. مجبوریم داروی ایرانی مصرف کنیم، اما تاییدیه بیمه هر ۶۰ روز یک بار آن هم با کلی رفت و آمد گرفته میشود. اگر بیماری حادتر شود، دارو زودتر تمام میشود و باید آزاد بخریم.»
و اما انسولین؛ از ۳۰ هزار تومان سال گذشته به ۱۷ برابر رسیده است. بیمار دیابتی در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید:
«بیمه تا وقتی قیمتها را آپدیت نکند، تعهدی ندارد. من برای دو ماه مصرف خود باید ساعتها بایستم و یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومان بدهم. قبلاً فقط ۷ هزار تومان پرداخت میکردم.»
یک پزشک داروساز در گفتوگو با ما ریشه بحران را فراتر از جنگ میداند:
«یکی از شرکتها قوطی شیرخشک ندارد! شوخی نمیکنم. میگویند شیر را فلهای تحویل میدهیم، اما قوطی نیست.»**
او توضیح میدهد که قیمت قطره چشمی از ۴۰ هزار تومان به ۲۰۰ هزار تومان، پمادها از ۳۰ هزار به ۱۵۰ هزار تومان رسیده و یک دوره کامل آنتیبیوتیک یک و نیم میلیون تومان آب میخورد. نتیجه؟ بیماران درمان را نیمهکاره رها میکنند.
پاسخ روشن است: تأمین اجتماعی هر ۶ ماه یک بار مطالبات را پرداخت میکند، آن هم پولی که تا آن زمان یکسوم ارزش خود را از دست داده است. داروخانهها ترجیح میدهند دارو را آزاد بفروشند یا حتی از قرارداد با بیمه خارج شوند. بیماران اما در این میان تنها میمانند؛ مجبورند به بازار آزاد ناصرخسرو پناه ببرند، جایی که خطر خرید داروی تاریخگذشته و کلیهساز وجود دارد.
هشدار یک مراجعهکننده: «کسی از ناصرخسرو داروی تاریخگذشته خریده و کلیههایش از کار افتاد.»
آنچه در راهروهای شلوغ داروخانه ۱۳ آبان و کمیسیون بهداشت مجلس شنیده میشود، یک حقیقت تلخ است: شکاف عمیق بین سیاستهای کلان و زندگی بیماران. جنگ ۴۰ روزه فقط آتشافروز بود؛ اما ریشهها به حذف ارز ترجیحی، ناترازی منابع بیمهای و تأخیر ۶ ماهه در پرداخت مطالبات بازمیگردد. جهش ۱۷ برابری انسولین، نایاب شدن داروهای اعصاب و سرطان، و صفهایی که به «گدایی دارو» ختم میشوند، تصویری است که نظام سلامت را در یکی از سختترین آزمونهای تاریخ خود نشانده است
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ