به گزارش اطلاع با ما حملات محدود نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران نتوانست اهداف سیاسی آنها از جمله تغییر نظام را تحقق بخشد. شکست این حمله، چرایی و چگونگی احتمال جنگ مجدد را تعیین میکند.
حملات نظامی محدود آمریکا و اسرائیل به ایران، با تمرکز بر نابودی تاسیسات هستهای، ترور فرماندهان و دانشمندان، و حملات سایبری و موشکی، به دنبال تغییر نظام سیاسی ایران بود. با این حال، تجربه نشان داد که این اقدامات نتوانست اهداف سیاسی اصلی را محقق کند.
تحلیلگران معتقدند شکاف میان اهداف سیاسی و سطح عملیات، عامل اصلی شکست بود. تغییر نظام سیاسی با حملات محدود و شوک روانی قابل تحقق نیست. مقایسه با تجربه آمریکا در افغانستان و عراق نشان میدهد که بدون جنگ گسترده و ائتلافسازی، دستیابی به اهداف سیاسی کلان ممکن نیست.
هدف اولیه آمریکا و اسرائیل، نابودی هستهای ایران نبود، بلکه ایجاد بیثباتی و اختلال در فرماندهی نیروهای مسلح ایران بود. با شکست این رویکرد، اگر جنگی مجدد رخ دهد، روشها و اهداف آن باید متفاوت باشد و بدون آمادهسازی گسترده و ائتلافهای منطقهای، موفقیت به سادگی قابل حصول نخواهد بود.
ادامه تهدیدهای نظامی بدون اقدام مستقیم، میتواند سطح جدیدی از بیثباتی در منطقه ایجاد کند. این استراتژی، با ایجاد فشار روانی و امنیتی، ممکن است مذاکرات و سیاستهای منطقهای ایران را تحت تأثیر قرار دهد، اما تضمینی برای تغییر نظام سیاسی ندارد.
شکست حمله آمریکا و اسرائیل نشان داد که اهداف سیاسی بزرگ با عملیات محدود نظامی قابل دسترسی نیست. هرگونه تکرار جنگ، نیازمند بازنگری در اهداف، روشها و تمهیدات عملیاتی است. به همین دلیل، تحلیلگران بر اهمیت تفکر استراتژیک و آمادگی جامع پیش از هر اقدام نظامی تأکید دارند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ