به گزارش اطلاع با ما ، جنگ روانی غرب علیه ایران: در روزهای اخیر و همزمان با برگزاری نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دولتهای غربی بار دیگر با راهاندازی موج تازهای از تبلیغات و اتهامزنیها، تلاش دارند برنامه هستهای ایران را به عنوان تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی معرفی کنند. این روند با استفاده از تمام ظرفیتهای رسانهای و اهرمهای سیاسی در جریان است و بار دیگر پرونده هستهای ایران را به صدر اخبار بازگردانده است.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با اتخاذ مواضعی مغرضانه و یکجانبه، در خط مقدم این فشارها قرار گرفته است. هرچند بخش عمدهای از نظام بازرسیهای آژانس طی سالهای گذشته بر فعالیتهای ایران متمرکز بوده، اما گروسی با طرح ابهامات و فضاسازی رسانهای، تلاش دارد بسترهای لازم را برای اقدامات سیاسی غرب علیه ایران فراهم کند. این عملکرد گروسی عملاً جایگاه فنی و بیطرف آژانس را زیر سؤال برده و آن را به ابزاری در خدمت سیاستهای غربی تبدیل کرده است.
همزمان با این مواضع آژانس، قدرتهای اروپایی و آمریکا نیز پیشنویس قطعنامهای را علیه ایران به شورای حکام ارائه دادهاند که ایران را به عدم پایبندی به تعهدات برجامی و عدم ارائه شفافسازی درباره سایتهای اعلام نشده متهم میکند. این اقدام میتواند بهنوعی زمینهسازی برای فعالسازی مکانیسم ماشه باشد. اما در تحلیل این اتهامات باید به دو واقعیت کلیدی توجه کرد:
پیشرفتهای کنونی ایران در حوزه غنیسازی و فناوری هستهای نتیجه مستقیم بدعهدی غرب در اجرای تعهدات برجامی است. طبق مفاد برجام، در صورت نقض توافق از سوی طرف مقابل، ایران این حق را دارد که بخشی از تعهدات خود را کاهش دهد. ترور دانشمندان هستهای، خرابکاری در سایتهای هستهای و عدم رفع تحریمها باعث شد ایران در مسیر گسترش برنامه صلحآمیز هستهای خود مصممتر از گذشته حرکت کند.
بخش بزرگی از ادعاهای مطرح شده از سوی آژانس و غرب در خصوص سایتهای اعلام نشده، به گذشته بازمیگردد و تاکنون سند معتبر و قابل قبولی برای اثبات این ادعاها ارائه نشده است. بر اساس توافقات اولیه برجام نیز قرار بود این پروندههای قدیمی بسته شده تلقی شوند و بار دیگر بهانهای برای فشار بر ایران نشوند.
یکی از ابعاد نگرانکننده پرونده فعلی، انتقال غیررسمی اطلاعات توسط مدیرکل آژانس به رژیم صهیونیستی است. بر اساس اطلاعات منتشر شده، بسیاری از دادههای مرتبط با فعالیتهای هستهای ایران به دست اسرائیل رسیده و صهیونیستها نیز با بهرهبرداری از این اطلاعات، ادعاهای خود را به مستندات مدیرکل آژانس تبدیل کردهاند.
در چنین فضایی، تداوم پاسخگویی بیپایان به این قبیل اتهامات، چیزی جز هدر دادن منابع کشور و به تعویق انداختن منافع ملی نیست. به همین دلیل ایران تاکنون تلاش کرده در دام این سناریوی تکراری نیفتد و پاسخ مناسبی به اقدامات سیاسی و تبلیغاتی غرب بدهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ