کد خبر : 277814
تاریخ انتشار : یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۱

تغییر دکترین ایران در برابر فشار آمریکا؛ «صبر راهبردی» جای خود را به بازدارندگی تهاجمی می‌دهد؟

تغییر دکترین ایران در برابر فشار آمریکا؛ «صبر راهبردی» جای خود را به بازدارندگی تهاجمی می‌دهد؟
فشار اقتصادی و تحریم‌های آمریکا علیه ایران در شرایطی وارد مرحله تازه‌ای شده که برخی مقام‌های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی از ضرورت **تغییر رویکرد دفاعی و افزایش بازدارندگی** سخن می‌گویند؛ تغییری که به نظر می‌رسد تحت تأثیر فشارهای اقتصادی، محدودیت صادرات نفت و تشدید تنش‌های منطقه‌ای شکل گرفته است.

تغییر دکترین ایران در برابر فشار آمریکا؛ «صبر راهبردی» جای خود را به بازدارندگی تهاجمی می‌دهد؟

به گزارش اطلاع با ما،  فشار اقتصادی و تحریم‌های آمریکا علیه ایران در شرایطی وارد مرحله تازه‌ای شده که برخی مقام‌های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی از ضرورت **تغییر رویکرد دفاعی و افزایش بازدارندگی** سخن می‌گویند؛ تغییری که به نظر می‌رسد تحت تأثیر فشارهای اقتصادی، محدودیت صادرات نفت و تشدید تنش‌های منطقه‌ای شکل گرفته است.

عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی ایران، در اواسط ماه اوت درباره وضعیت اقتصادی کشور هشدار داد و اعلام کرد صادرات نفت ایران به دلیل آنچه «محاصره دریایی آمریکا» توصیف کرد، تقریباً متوقف شده است. به گفته او، صنایع ایران نسبت به یک سال قبل با کاهش حدود ۳۰ درصدی دسترسی به ارز خارجی مواجه شده‌اند.

همتی همچنین شرایط اقتصادی را حتی دشوارتر از دوره فشار حداکثری آمریکا در سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ دانست.

آمریکا فشار اقتصادی را تشدید می‌کند

 

همزمان با این اظهارات، دونالد ترامپ از آغاز کارزار جدیدی علیه ایران با محوریت **فشار اقتصادی و انزوای تهران** خبر داد و کشورهایی را که به گفته او مسیرهای حیاتی برای ایران فراهم کنند، به اعمال پیامدهای اقتصادی شدید تهدید کرد.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نیز اعلام کرد این سیاست با تحریم‌های سخت‌گیرانه همراه خواهد شد و افزایش فشار اقتصادی می‌تواند از نگاه واشنگتن، نیاز به انجام یک عملیات نظامی گسترده دیگر را کاهش دهد.

بر این اساس، به نظر می‌رسد واشنگتن تلاش دارد بخش مهمی از فشار بر تهران را از مسیر **تحریم، محدود کردن منابع درآمدی و فشار بر تجارت خارجی** دنبال کند.

چرا تهران از «صبر راهبردی» فاصله می‌گیرد؟

 

ایران طی سال‌های گذشته تلاش کرده بود در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل، رویکردی مبتنی بر **صبر راهبردی** اتخاذ کند؛ رویکردی که بر پاسخ محدود به حملات و جلوگیری از تبدیل درگیری‌های مقطعی به جنگی فراگیر استوار بود.

هدف این سیاست آن بود که ضمن تحمیل هزینه به طرف مقابل، از ورود کشور به یک جنگ گسترده جلوگیری شود.

اما تحولات اخیر و افزایش فشارهای اقتصادی باعث شده برخی مقام‌های سیاسی و نظامی ایران از ضرورت بازنگری در این رویکرد سخن بگویند.

فشار اقتصادی؛ چالش جدید تهران

 

در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیت‌های ارزی و مشکلات ناشی از تحریم‌ها مواجه است، ادامه فشار بر صادرات نفت می‌تواند دسترسی کشور به منابع ارزی را دشوارتر کند.

از سوی دیگر، مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که قصد دارند فشار اقتصادی را تا زمانی که اهداف موردنظر واشنگتن محقق شود، ادامه دهند.

برای تهران، این وضعیت یک مسئله راهبردی ایجاد می‌کند: **تحمل فشار اقتصادی در بلندمدت یا افزایش هزینه‌های ادامه این فشار برای آمریکا و متحدانش.**

نشانه‌های تغییر رویکرد نظامی ایران

 

در هفته‌های اخیر اظهارات متعددی از سوی چهره‌های سیاسی و نظامی ایران مطرح شده که از احتمال حرکت به سمت یک دکترین بازدارندگی فعال‌تر حکایت دارد.

در حکم انتصاب سردار احمد وحیدی به فرماندهی سپاه پاسداران، بر «حداکثر بازدارندگی» و آمادگی برای انجام عملیات‌های قدرتمند علیه دشمن تأکید شده است.

محمدرضا نقدی، مشاور ارشد سپاه، نیز با اشاره به این رویکرد گفته است سپاه باید توانایی انجام عملیات نظامی در خاک دشمن را در صورت دریافت دستور داشته باشد.

یدالله جوانی، معاون سیاسی فرمانده کل سپاه، نیز اعلام کرده که اقدامات ایران همچنان ماهیت دفاعی دارد، اما می‌تواند جنبه تهاجمی پیدا کند.

این اظهارات در کنار سایر مواضع مطرح‌شده نشان می‌دهد بحث درباره **تغییر دکترین بازدارندگی ایران** جدی‌تر از گذشته شده است.

تهدید به شکستن محاصره

 

در اواسط ماه اوت، یک مقام ارشد ایرانی در گفت‌وگو با رویترز اعلام کرد در صورت شکست مذاکرات، ایران ممکن است برای شکستن محاصره دریایی آمریکا دست به یک اقدام «دقیق» بزند.

همچنین برخی چهره‌های سیاسی ایران نسبت به پیامدهای ادامه محدودیت صادرات نفت هشدار داده‌اند.

علیرضا سلیمی، عضو هیئت‌رئیسه مجلس، در واکنش به فشارهای جدید آمریکا اعلام کرد اگر ایران نتواند نفت خود را صادر کند، هیچ کشوری نباید انتظار صادرات بدون مشکل نفت را داشته باشد.

این اظهارات نشان می‌دهد که **تنگه هرمز و مسیرهای انرژی منطقه** همچنان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار تهران در برابر تحریم‌ها محسوب می‌شوند.

هشدار به کشورهای منطقه

 

در کنار تهدیدهای مستقیم علیه آمریکا، برخی مقام‌های ایرانی نسبت به همکاری کشورهای منطقه با عملیات یا فشارهای آمریکا نیز هشدار داده‌اند.

در یکی از این مواضع، تأکید شده است کشورهایی که در عملیات نظامی آمریکا علیه ایران مشارکت کنند، ممکن است از نگاه تهران در زمره طرف‌های درگیر قرار گیرند.

این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد تهران تلاش دارد هزینه همراهی کشورهای منطقه با سیاست فشار واشنگتن را نیز افزایش دهد.

تنگه هرمز؛ مهم‌ترین اهرم فشار ایران

 

تنگه هرمز یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان و مسیر عبور بخش مهمی از تجارت انرژی است.

ایران پیش‌تر نیز نشان داده که می‌تواند از این موقعیت جغرافیایی به‌عنوان یک اهرم فشار استفاده کند. در شرایط تشدید تحریم‌ها، تهدید به محدود کردن عبور نفت از خلیج فارس می‌تواند بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.

افزایش قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی، علاوه بر ایجاد فشار اقتصادی بر مصرف‌کنندگان، می‌تواند پیامدهای سیاسی نیز برای دولت آمریکا داشته باشد.

احتمال گسترش دامنه درگیری

 

در کنار تنگه هرمز، برخی گزارش‌ها از بررسی گزینه‌هایی برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های حساس منطقه‌ای حکایت دارند.

از جمله، فایننشال تایمز به نقل از منابع ایرانی مدعی شده است که ایران در صورت ازسرگیری عملیات نظامی آمریکا، گزینه‌هایی برای حمله به کابل‌های فیبر نوری زیر دریا در منطقه هرمز را بررسی کرده است.

البته طرح چنین گزینه‌هایی لزوماً به معنای وجود یک تصمیم نهایی یا برنامه عملیاتی قطعی نیست؛ اما نشان می‌دهد دامنه بحث درباره ابزارهای فشار متقابل گسترده‌تر شده است.

خطر باز شدن «جعبه پاندورا»

 

تغییر رویکرد از صبر راهبردی به بازدارندگی تهاجمی می‌تواند برای ایران و آمریکا پیامدهای سنگینی داشته باشد.

از یک سو، تهران ممکن است تصور کند بدون افزایش هزینه‌های تحمیل‌شده به واشنگتن، فشار اقتصادی ادامه خواهد یافت و اقتصاد ایران بیش از پیش آسیب می‌بیند.

از سوی دیگر، هرگونه اقدام نظامی گسترده‌تر می‌تواند با واکنش شدید آمریکا مواجه شود و احتمال ورود دو طرف به یک **درگیری نظامی تمام‌عیار** را افزایش دهد.

به همین دلیل، تصمیم تهران برای تغییر سطح پاسخ، یک محاسبه بسیار پرریسک خواهد بود.

اقتصاد ایران؛ عامل تعیین‌کننده در تصمیم تهران

 

در نهایت، بخش مهمی از این معادله به اقتصاد بازمی‌گردد.

ادامه کاهش درآمدهای نفتی، محدود شدن دسترسی به ارز و افزایش فشار تحریم‌ها می‌تواند توان اقتصادی ایران را کاهش دهد. در چنین شرایطی، تهران ممکن است به این نتیجه برسد که ادامه وضعیت فعلی در بلندمدت قابل تحمل نیست.

از این منظر، افزایش فشار نظامی لزوماً به معنای تمایل ایران به آغاز یک جنگ طولانی نیست؛ بلکه می‌تواند با هدف **افزایش هزینه فشار اقتصادی و بازگرداندن طرف مقابل به مسیر مذاکره** دنبال شود.

آینده چه خواهد شد؟

 

اکنون دو مسیر اصلی پیش روی تهران و واشنگتن قرار دارد؛ مسیر نخست، بازگشت به مذاکرات و ایجاد یک چارچوب جدید برای کاهش تنش است.

مسیر دوم، ادامه فشار اقتصادی و پاسخ متقابل ایران است؛ مسیری که می‌تواند به افزایش تنش در خلیج فارس، بازار انرژی و حتی سطح درگیری نظامی منجر شود.

اگر میانجی‌ها نتوانند دو طرف را دوباره به میز مذاکره بازگردانند، تصمیم ایران درباره نحوه پاسخ به فشارهای اقتصادی می‌تواند یکی از مهم‌ترین متغیرهای امنیتی و اقتصادی منطقه در ماه‌های آینده باشد.

 

آنچه در هفته‌های اخیر در اظهارات مقام‌های ایرانی مشاهده می‌شود، نشانه‌ای از **افزایش فشار برای تغییر رویکرد بازدارندگی کشور** است.

صبر راهبردی که طی سال‌های گذشته محور سیاست ایران در برابر فشارهای خارجی بود، اکنون از سوی برخی چهره‌های سیاسی و نظامی ناکافی تلقی می‌شود.

با این حال، حرکت به سمت اقدامات تهاجمی‌تر می‌تواند هزینه‌های سنگینی نیز به همراه داشته باشد. از این رو، تصمیم تهران در نهایت میان دو هدف متضاد شکل خواهد گرفت: **افزایش هزینه فشار آمریکا، بدون آنکه این اقدام به جنگی تمام‌عیار تبدیل شود.**

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.