به گزارش اطلاع با ما ، زندگی مردم: مطالعهای تازه در مجلهی «European Journal of Political Economy» نشان میدهد که تحریمهای ایران در عمل بیشترین آسیب را به طبقهی متوسط زدهاند و موجب گسترش فقر، افزایش نابرابری و از بین رفتن فرصتهای اقتصادی برای میلیونها ایرانی شدهاند. در حالیکه نخبگان اقتصادی از ساختار تحریمها منتفع شدهاند، شکاف طبقاتی عمیقتر از همیشه شده است.
در حالیکه رسانههایی چون سیانان از «اثر تحریمهای هدفمند» سخن میگویند، پژوهش جدیدی در مجلهی European Journal of Political Economy واقعیتی متفاوت را آشکار کرده است: تحریمها نه دولت را، بلکه مردم و بهویژه طبقه متوسط را هدف گرفتهاند. این تحقیق با روش «کنترل مصنوعی» نشان میدهد اگر ایران از سال ۲۰۱۲ تحریم نمیشد، طبقهی متوسط آن تا ۱۷ درصد بزرگتر میبود، اما اکنون ۲۸ درصد کوچکتر از انتظار است.
از سال ۲۰۱۲ تاکنون، میلیونها ایرانی جایگاه اقتصادی خود را از دست دادهاند. پژوهشگران تخمین میزنند که حدود ۹ میلیون نفر از طبقهی متوسط خارج شده و به طبقات پایین سقوط کردهاند. به گفتهی محمدرضا فرزانهگان، استاد دانشگاه ماربورگ، «تحریمها به قلب ساختار اجتماعی ایران حمله کردهاند و شکاف طبقاتی را به خطر امنیت اجتماعی تبدیل کردهاند.»
گزارشهای میدانی نشان میدهد در جنوب تهران، قیمت برنج در دو سال اخیر تقریباً چهار برابر شده است، در حالیکه در شمال شهر، باشگاههای خصوصی پیلاتس برای هر جلسه ۱۷ میلیون ریال دریافت میکنند. این تفاوت، نماد شکافی است که تحریمها آن را عمیقتر کردهاند.
تحریمها تنها درآمدها را کاهش ندادهاند؛ بلکه «درک نابرابری» را افزایش دادهاند. مردم بیش از هر زمان دیگری حس میکنند بازی ناعادلانه است. کارشناسان هشدار میدهند این احساس، خطرناکتر از خود فقر است، زیرا اعتماد اجتماعی را فرسوده میکند و سرمایه انسانی را از بین میبرد.
سینا طوسی، پژوهشگر ارشد اندیشکده آمریکایی Center for International Policy، میگوید تحریمها «بازیگران اقتصادی مستقل را تضعیف و نهادهای وابسته را تقویت کردهاند». این روند به گفتهی او، توازن قدرت را در داخل ایران تغییر داده و فضای سیاسی را بستهتر کرده است.
تحریمها جهت مطالبات اجتماعی را نیز تغییر دادهاند. فرزانهگان میگوید: «وقتی مردم درگیر بقا هستند، دیگر نمیتوانند برای اصلاحات سیاسی برنامهریزی کنند.» نمونهی آن، اعتراضات معیشتی آبان ۱۳۹۸ بود که برخلاف دهههای پیش، رنگ اقتصادی داشت و از دل طبقات فرودست برخاست.
تحریمها صادرات نفت و منابع ارزی را محدود کرده و دولت را از حمایت مؤثر از اقشار آسیبپذیر بازداشتهاند. با گسترش فقر، وابستگی مردم به کمکهای دولتی بیشتر شده است. فرزانهگان هشدار میدهد: «بازسازی طبقه متوسط ممکن است دههها زمان ببرد؛ حتی اگر فردا همهی تحریمها لغو شوند.»
تحریمهای ایران، به جای تغییر رفتار سیاسی، ساختار اجتماعی کشور را تضعیف کردهاند. شکاف طبقاتی، بیاعتمادی عمومی و مهاجرت نخبگان تنها بخشی از پیامدهای آن است. اگر تحریمها با اصلاحات اقتصادی و شفافیت داخلی همراه نشوند، نتیجهاش نه «اصلاح»، بلکه «فرسایش اجتماعی» خواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ